سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۲۳ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

جا مانده ایم ...

... حوصله ی شرح قصه نیست .

۰ ۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۰:۰۴
سپیدار

پارسال اولیا شکایت داشتن که بچه ها مشقاشون رو به موقع نمی نویسند و ... بنابراین جدولی درست کردم به اسم جدول انضباطی که صفحه ی اول دفتر مشق بچه ها چسبونده می شد و اولیا ساعت انجام تکلیف ، ساعت خواب ، انجام شدن یا نشدن روانخوانی و املا و همچنین رضایت کلی شون از بچه ها رو توش ثبت می کردن . تو کلاس هم اگه از نوشتن و خوندنشون راضی بودم یه ستاره تو جدولشون می کشیدم. با بچه ها هم قرار گذاشته بودیم که هر کس مثلا 20 تا ستاره بگیره جایزه می گیره .

از اونجایی که خیلی از بچه ها همیشه خوبند طبیعتا زود به زود به جایزه می رسیدند و اینطوری ممکن بود بیشتر از بقیه جایزه ببرن !...پس امسال طرحی نو در انداختم !

هر 10 ستاره یه کارت امتیاز میدم و هر 3 کارت یه جایزه داره ! اما ... این بار جایزه رو مادرا میارن و تو حیاط و جلوی همه ی بچه ها به بچه ها داده میشه!لبخند

اینجا میتونین جدول انضباطی ما رو ببینین (+)

این هم کارتهای امتیاز کلاس ما :

هر دانلود پنج صلوات

پ ن:

نمیدونم کلاس چندم بودم؟ دوم؟ سوم؟ یادم نیست ولی سر صف روی سکو رفته و جایزه گرفته بودم !یه جفت کتونی سفید! اون وقتها فکر می کردیم جایزه ها رو معلممون برامون میخره! ... جایزه رو آوردم خونه ! مامان نقش بازی کرد که: اِ ... جایزه گرفتی؟ مبارکه! چیه؟ و من :

خودت خریدی دیگه ! بیا! فکر کردی خطّ عمو رو نمی شناسم؟!!

رو کاغذ کادوی کتونی عمو اسمم رو نوشته بود!

*****

همینطوری:

تُـنگ ماهی
هیچ یادش نیـست
خاطرات ماهیـانش را
نـیز ماهی‌ها
دل به آب تُـنگ‌ها هرگز نمی‌بنـدنـد
زندگی، نوعی فراموشی است.

سیدعلی میرافضلی

۲ ۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۶
سپیدار
گفت که دیوانه نئی لایق این خانه نئی          رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سرمست نئی رو که از این دست نئی رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نئی در طرب آغشته نئی پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم
گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی

گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم

گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی

جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم

گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم

در هوس بال و پرش بی‌پر و پرکنده شدم

پ ن: این شعر حضرت مولانا از صبح مدام توی سرم می چرخه ... در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم ...
پ ن2:
اسیر ... شعر زیبای سعدی با صدای محمد معتمدی
۳ ۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۳:۳۵
سپیدار
لک لک شاد و سفید
می گذرد با شتاب
می نگرد لحظه ای
عکس خودش را در آب
جنگلی از روی خاک
سر زده تا آفتاب
جنگل وارونه نیز
سبز شده زیر آب

در دل کوه و کمر
پیچ و خم دره ها
طعم علف های سبز
در دهن برّه ها

سر زده از سنگِ سرد
آتش آلاله ها
بر سرِ هر صخره ای
بازی بزغاله ها
عکس منظره کوچه باغخسته نفس می زند
اسب نجیب کَهَر
یال پریشان او
دستِ نسیم سحر
بوی خوش کاهگِل
می وزد از پشت بام
کوچه پر از عابر است
بر لب آنها سلام

منظره ی رو به رو
منظره ای آشناست
منظره ی دهکده
دهکده ی خوب ماست

دهکده ی ما ولی
در دل یک قاب بود
باز به خود آمدم
این همه در خواب بود
قیصر امین پور
خوشا به حالت ای روستایی
پ ن: این شعر آقای جعفر ابراهیمی(شاهد) واقعا مناسب این روزای ماست ! ... یک هفته تعطیلی به خاطر آلودگی هوا !
قبلاً یه بار سر این تعطیلات تحمیلی حرص خوردم و مطلبی نوشتم که بعد 3 سال ، گویا هنوز در بر همون پاشنه می چرخه !تعطیلات دوست نداشتنی!
۱ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۵
سپیدار

چند وقته تو وبلاگها و کانال های آموزشی ، نمونه برنامه هفتگی همکاران رو می بینم . همه شون 5 زنگه نوشتن . برام خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی جالب و سؤال برانگیزه !متفکر یعنی تو مدرسه ی این دوستان واقعا 4 تا زنگ تفریح دارن؟ یعنی واقعا 5 تا زنگ آموزشی دارن؟!!!!!! یعنی ساعت کاری مدرسه ی همه شون مثل ما از 8 تا 12:15 است و 5 زنگ دارن؟

اگه " آره " که خووووووووووش به سعادتشون!تشویق

***

تو مدرسه ی جدیدم که ساعت کار عادیه ، 3 زنگ درسی داریم هر کدوم یک ساعت . تو مدرسه ی قبلی هم که تا نزدیک 1 مدرسه بودیم باز هم 3 زنگ بیشتر نداشتیم و ساعت بعضی زنگها به یک ساعت و بیست دقیقه هم می رسید و برا بچه های 7 ساله واقعا خسته کننده بود . اوهدلیل ظاهراً منطقی کادر دفتری هم این بود که 4 طبقه و 700 تا دانش آموز رو نمیشه یک ربع بیست دقیقه ای بیاریم حیاط و برگردونیم!!!

***

15=24

معادله ای که ما هر روز و هر سال در حال اثبات درستی و امکانش هستیم !لبخند

5 روز هفته ، هر روز 3 زنگ میشه 15 زنگ!

طبق برنامه ی ملی هر کلاس اولی باید در هفته 11 ساعت/ زنگ فارسی داشته باشه ، 5 زنگ ریاضی ، 3 زنگ علوم ، 2 زنگ ورزش، 2 زنگ هنر و 1 زنگ قرآن (یک زنگ قرآن هم برای اینکه بگن نه! ما دو زنگ به قرآن اختصاص دادیم به صورت مستمر ولی نانوشته باید در طی هفته اجرا بشه ! به صورت 10 دقیقه ی اول هر روز!) جمع ساعتها بدون اون یک زنگ مستتر قرآن میشه 24 ساعت!!!

***

نظر برنامه نویس روی کاغذ درسته !

5 زنگ 40 دقیقه ای آموزش میشه 200 دقیقه و 4 تا زنگ تفریح 15 دقیقه ای که میشه 60 دقیقه ! سر جمع 260 دقیقه که با تسامح همون 4 ساعت و 20 دقیقه ای  میشه که تو مدرسه ایم .اما ...

حدقل من ندیدم مدرسه ای که 5 زنگ آموزشی که هیچ ! لااقل 4 زنگ آموزشی داشته باشه !

***

با این اوصاف بیشتر برنامه های هفتگی "فرمالیته " است ! آنچه نوشته میشه با آنچه اجرا میشه متفاوته!... اینطوریه که همه ی آمار و گزارشها درست از آب درمیاد!

***

من تو کلاسم برنامه ی هفتگی ندارم !نیشخند

همه ی کتابهای بچه ها تو کلاسه و هر وقت فرصت بشه سراغشون میریم ! ممکنه یک روز، تمام روز فارسی داشته باشیم و یک روز 4 تا درس !

خلاصه با این برنامه و با این کلاسهای حول و حوش 40 نفری :

همه چی آرومه!متفکرمتفکرمتفکر

۸ ۲۳ آبان ۹۵ ، ۱۸:۲۰
سپیدار

پیک 2-6 همون پیک 6 سال گذشته است که سربرگش مناسب با اربعین سالار شهیدان شده ، یه سؤال تغییر کرده و به جای کادر نظر معلم ، چک لیست به انتهاش اضافه شده . همین

پیک2-6

پیک آدینه 2-6

هر دانلود 5 صلوات

صلواتها پیشکش به ساحت حضرت سیدالشهدا علیه السّلام

معصومِ شرحه شرحه، چه مدحی سزای توست؟
«باید شهید بود و تو را خون چکان سرود»

قربان ولیئی

۰ ۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۷:۵۸
سپیدار

تو کلاس اول، تشویق اولیا به اندازه ی تشویق دانش آموزا تو بهبود کیفیت کار کلاس و بچه ها مؤثره !  تشویق و تشکر به خاطر کاری که مادر دانش آموز برای کل کلاس انجام داده (مثل آوردن خوراکی یا هدیه یا درست کردن طرح یا وسیله یا ... ) تشویق برا کاری که برا بچه ی خودش انجام داده ! (انجام تمرین های خاص و... ) اما به نظرم بهترین تشویق برای یه پدر یا مادر اینه که جلوی بقیه ی اولیا از فعالیت و توانایی بچه اش تعریف بشه . در فضای حقیقی و مجازی!

*****

امسال تو دیدار با اولیاها چند دقیقه رو به این کار اختصاص میدم . روز دیدار با اولیا چند نفر از بچه ها رو نگه میدارم. وقتی همه ی اولیا جمع میشن تو کلاس از یکی شون که خوب قرآن میخونه میخوام ، قرآن جلسه رو بخونه ، یکی که تحقیق علومش خوب بود ، تحقیقش رو در حضور اولیا هم ارائه کنه ، یکی که روانخوانیش خوبه متنی رو برا اولیا بخونه ، طرز املا نوشتن رو توسط یکی از بچه ها به مادرا آموزش میدم ، بخش و صداکشی رو همینطور ،خوشنویسی ها، تمیزترین و درست ترین دفتر کار ، املا ، کتاب بنویسیم و ...  همراه خود دانش آموز به اولیا معرفی میشه ! و کارهای اینچنینی که لذتش برای مادر و پدری که شاهد فعالیت و تشویق بچه اش در حضور دیگر اولیاست غیرقابل وصفه !

*****

یه کار دیگه هم که برا تشویق بچه ها و اولیاشون انجام میگیره استفاده از شبکه ی مجازیه ! علاوه بر اینکه طرز نوشتن حروف و نشانه ها ، رفع بعضی اشکالات اولیا در مورد بعضی دروس همچنین آموزش بعضی مباحث و مطالب رو تو گروه میگذارم تا اولیا اشتباه تو خونه به بچه هاشون آموزش ندن (مثلا جهت و روش نوشتن بعضی کلمات و نشانه ها ، چوب خط ، جدول بخش و صدا و ... ) تصویر کارهای خوب و بچه هایی که فعالیت یا تکلیفی رو خیلی خوب انجام دادن رو تو گروه میگذارم تا همه ی اولیا ببینن . اینقدر این کار برا بچه ها و مادراشون با ارزشه که سعی می کنند تکالیف رو به نحو احسن انجام بدن تا عکس فرزندشون تو گروه گذاشته بشه .

بعضی تمرین ها هم مخصوص خونه است و بچه ها به کلاس نمیارن (مثل املا با خمیر بازی که تو یکی از پیکها بود ) اولیایی که دوست داشتن عکس بچه شون رو همراه اون فعالیت برام می فرستادن و من در طی ساعتی که  قبلا مشخص کردم و در اون زمان مطلب تو گروه میگذارم ، کار بچه ها رو می بینم و علاوه بر رفع ایراد ازشون تشکر می کنم ! همین شکلک لبخند و گل و تشویق برای بچه ها خیلی ارزشمنده !

در ضمن این کار وقت زیادی هم نمی گیره بیشتر مطالب آموزشی رو سال گذشته آماده و استفاده کردم و امثال هم ان شاءالله همون ها رو تو گروه جدید می گذارمشون. عکس های امسال هم که به لطف اجبار آ.پ به مستند سازی فعالیتهای کلاس ، مجبوریم از کلاس بگیریم، فقط می مونه تو زمان مشخص شده عکسها و مطالب رو تو گروه یا کانال کلاس بگذاریم . این کار سر جمع نیم ساعت هم از وقتم رو نمی گیره اما تأثیرش فوق العاده است .

۵ ۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۶:۰۱
سپیدار


 مرغ هوا چیه؟ کیه ؟ کجاست؟ چطوریه؟ ... 

 

۰ ۲۱ آبان ۹۵ ، ۱۲:۳۸
سپیدار

پدر ناراحته! به مامان میگه که از کار بیکارش کردن!

مادر غصه میخوره! حالا چی کار کنیم؟! کرایه خونه؟ هزینه ی بچه ها؟...

پدر هم نمیدونه!

دختر کوچولو یه گوشه داره مشقهاش رو می نویسه و ... و این حرفها رو میشنوه !

***

دختر کوچولو نگرانه! بابا بیکاره! پول نداره ! از خونه بیرونمون میکنن! مدرسه نمیتونم برم ! نمیتونیم غذا بخریم ! ... تو کلاس میره تو فکر ! فکر بدبختی هایی که قراره به سرشون بیاد!

از اینکه دفتر یا مدادی بخره یا خوراکی ای بخواد احساس گناه و عذاب وجدان می کنه!

دختر کوچولو غصه میخوره!

***

یادتونه حیاط خونه ی مادربزرگ اون روزایی که ما بچه بودیم بزرگتر از این بود؟

یادتونه درخت توت خونه ی پدربزرگ اون وقت که ما بچه بودیم خیــــــــــــــــــــــــــــــلی بلندتر از حالا بود؟

یادتونه پنجره ی رو به کوچه ی خونه وقتی که ما بچه بودیم خـیـــــــــــــــلی بالاتر از الان بود؟

یادتونه راه مدرسه، خونه ی خاله ، مغازه ی بقالی ، نونوایی بربری خیلی دورتر از حالا بود؟

یادتونه هندوانه ها ، کیسه های خرید مامان و بابا ، کیف مدرسه ی خودمون ، بشقابهایی که باید تو سفره گذاشته میشدند ، ظرف میوه ای که باید جلوی مهمونها می گرفتیم خیلی سنگین تر از حالا بودن؟

یادتونه یخچال و کمد و میز و صندلی و دستگیره ی در و قدّ نردبون و اندازه ی پله و کاسه ی روشویی و سینک ظرفشویی خیـــــــــــــــلی بلندتر و بالاتر از قد ما بودن؟

یادتونه تهِ خیار خیلی تلخ تر بود؟ یادتونه خرمالوها گس تر بودن؟ یادتونه بستنی ها شیرینتر بودن؟ یادتونه یه صفحه مشق نوشتن چقدر سخت بود؟ یادتونه چقدر سخت بود املای درس سیب سینی با اون 4 تا "ایـ یـ ی ای" که نمیدونستیم کدوم رو کجا بنویسیم؟ یادتونه چقدر سخت بود جمع و تفریق اعداد دو رقمی؟ یادتونه یک هفته چقدر طولانی بود؟ یادتونه 4 ساعت مدرسه تموووووووووووووم نمی شد؟ یادتونه دو روز بعد چقدر دور بود؟ یادتونه... ؟

***

دنیای بچه ها دنیای فوق العاده ایه! اندازه ها همه غلو شده است! همه چی در نهایت ! خیلی دور ، خیلی بزرگ ، خیلی سخت، خیلی شیرین ، خیلی تلخ ، خیلی قشنگ ، خیلی خیلی!

***

غصه ها و مشکلاتی که درجه ی سختی شون برای ما مثلا 5 باشه برای بچه ها میشه 500!5000 !

ما به راه های مختلف فکر می کنیم ، امیدواریم خدا کمکمون کنه! پیش خودمون میگیم بالاخره یه کاریش می کنم ! اما بچه ها تجربه ای ندارند ! برای بچه ها پدر و مادرشون حکم همون خدایی رو دارند که خیلی تواناست ! و اگه بشنوند یا ببینند که والدینشون-مخصوصا پدرشون- درمونده و مستأصل شده ، غصه و ناامیدی تمام وجودشون رو پر می کنه ! شوخی نیست خدای تواناشون رو ناتوان می بینند!

***

لزومی نداره پیششون از این مشکلات حرف بزنیم! مشکلاتی که مثل کوه رو سرشون آوار میشه و توان حلش رو ندارن! اگه به هر دلیل شنیدند بهشون اطمینان بدیم مشکل بزرگی نیست ! بهشون بگیم که خدا کمکمون می کنه ! بهشون بگیم که از پس مشکلات برمی آییم ! بهشون بگیم که نگران نباشن ! بهشون بگیم که ما قوی هستیم!

***

مادر دانش آموزم میگه همسرش بیکار شده ، برای همین ذهنش درگیره و اعصابش خُرد . به همین علته که دخترش یه کم از درساش عقب افتاده ! ... دخترش غصه میخوره!

۲ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۰
سپیدار

 امروز به عنوان مستمع آزاد تو کارگاه آموزشی اختلالات رفتاری رایج بین دانش آموزان ابتدایی شرکت کردم . استاد نکات جالبی گفت که گفتن و نوشتنش خالی از لطف نیست .این هم یادداشت های امروز من :

10% مادرهایی که بچه ی ابتدایی دارند دارای 5 مرض هستند:

1- کمالگرایی :فکر می کنند بچه شون تیز هوش و نابغه و همه چی تمومه!

2- مقایسه گری : بچه شون و پیشرفتش رو با بچه های دیگه مقایسه می کنند.

3- زیاد حرف زدن : در طی روز مدام درحال گفتن چیزهایی هستن مثل : مشقاتو نوشتی؟ خوندی؟ تو مدرسه چه کار کردی؟ خانومت چی گفت؟ بشین ، پاشو ، مثل آدم حرف بزن ، مثل آدم راه برو ، درست بنویس و ...

4- همه چیز دانی و همه چیز توانی ! از روش تدریس معلم هم ایراد می گیرند . یه پا روانشناسند و آخرین متدهای علمی برخورد و رفتار با بچه ها رو به معلم آموزش میدن! وقتی خودشون تو خونه به بچه شون املا میگن یا امتحان می گیرن نمره ی بچه شون بیسته ولی نمیدونن چرا تو کلاس اینطور نیست!!!

5- اضطراب و وابسته کردن بچه ها به خودشون!

باید بنشینند پیش بچه شون تا بچه تکالیفش رو انجام بده ! اگه نباشند بچه شون نه تنها از پس انجام تکالیفش برنمیاد که از انجام کارهای شخصیش هم عاجز میشه! بچه به اونها وابسته و چسبیده است و بدون والدینش نمی تونه زندگی کنه!

رابطه باید تابع دلبستگی باشه نه وابستگی و چسبندگی!


http://tafdental.com/static/images/news/40.jpg

بچه هایی که اختلال رفتاری دارند :

1. بچه های درونگرا :

  • بچه های کمالگرا: بچه هایی که جون می کنند برای رشد ! (تلاش کردن خوبه نه جون کندن!) همیشه میخوان نفر اول باشند ، زود ناراحت میشن ، اگه مثلا یک غلط تو املا بنویسند انگار دنیا به آخر رسیده ! التماس معلم می کنند که این بار رو غلط نگیر و بهم بیست بده / شکل بده دفعه ی بعد درست می نویسم و ...

1- بازخورد باید به والدین داده بشه . احتمالا والدین این " شماره یک بودن "رو ازش توقع دارند.

2- هرگز تسلیم خواهش و التماسش نشید که اشتباهش رو نادیده بگیرید .

3- تو کلاس به همه توجه بشه ! ناخودآگاه بیشتر توجه مون صرف خوبها یا این دانش آموز خاص نشه!(نباید در دریافت توجه معلم هم این دانش آموزا خاص بشن!)

  • اضطراب جدایی : با گریه میان مدرسه . از والدینشون جدا نمیشن.

1- بهشون نگین "گریه نکن!" بهشون بگین بشین با خیال راحت گریه کن !

2- از بین پدر و مادرش اونی که جدّی تره بچه رو مدرسه بیاره و نازش رو نکشند . در عوض ظهر کسی که میره بچه رو بیاره تحویلش بگیره و تشویقش کنه. وعده نکنند که اگه درس بخونی چی میشه و چی نمیشه! اگه مدرسه بری اینو میخرم برات و ... (وظیفشه مدرسه بره!)

3- اطرافیان هم دخالت نکنند ! - مادربزرگ نذر کنه برا مدرسه رفتنش! خاله اش زنگ بزنه بپرسه فلانی رفت مدرسه یا نه؟-  این رفتارا بچه رو حساستر می کنه!

  • اضطراب : بچه هایی که همه اش نگرانند و آرام و قرار ندارند . مثلا مقنعه شون رو می جوند ، مدام دست و پاشون رو تکون میدن و ...

1- یاد بدین منقبض ننشینند ( پاها جفت و چسبیده به هم . دست به سینه ) کمی راحت بنشینند .

2- نفس عمیق با بینی و 2 برابر بازدم از دهان

3- با خودشون مثبت صحبت کنند . تو میتونی ! اتفاقی نمی افته ! همه چی خوبه و ...

2- بچه های برونگرا :

  • ADHD (بیش فعال) :

1- اگه دکتر دارو داده حتما استفاده کنند .

2- دور کردن رسانه های الکترونیکی از بچه ها . تبلت و گوشی دشمن داروهایی مثل ریتالین و ... است . استفاده ی بیش از نیم ساعت از وسایل الکترونیکی ممنوع !

برای بچه های ابتدایی تبلت و گوشی خریده نشده! خود والدین هم مواظب و مراقب نحوه و میزان استفاده شون از این وسایل باشند ! رطب خورده منع رطب نمیتونه بکنه!

3- غذاهایی با طبع گرم نخورند !از افزودنی های طعم دهنده و رنگ دهنده به غذاها و خوراکی ها استفاده نشه .

4- ورزش کنند . مخصوصا شنا

5 - سبزی و میوه ی زیاد بخورند.

  • پرخاشگری :

1- به بچه ای که بهش ظلم شده بیشتر توجه کنید .

2- جدول کارهای خوب و کارهای بد براش بکشید تا متوجه رفتارهاش بشه و بدونه برای چی باید تنبیه و محدودیت رو تحمل منه!

3- بندهای 2 تا 5 بچه های بیش فعال درباره ی اینها هم رعایت شود

  • دروغگویی و دزدی:

بهشون لیبل و لقب نچسبونیم . فرصت جبران بهشون بدیم . قرارداد باهاشون بنویسیم که تکرار این رفتارها چه محرومیت هایی رو براشون به دنبال خواهد داشت . به سخن چینی شون اهمیت ندیدم و نسبت بهش بی تفاوت باشیم . 

نکته: به هر رفتاری نمیشه گفت "اختلال"! رفتاری اختلال هست که : پر تکرار و با شدت باشه ! مثلا یک بار ، یک هفته گریه کردن ، ناخن جویدن ، دروغ گفتن و ... نمیتونه اختلال باشه . 

دیگه اینکه بعضی رفتارها به فرهنگ جامعه و خانواده ی فرد بستگی داره و ممکنه اختلال محسوب نشه ! مثلا یه روزی زیر ابرو برداشتن پسران اختلال رفتاری محسوب میشد ولی شاید الان دیگه نشه اختلال حسابش کرد . برای اینکه علاوه بر اینکه فراوانیش خیلی زیاد شده در عرف هم دیگه خیلی ناهنجار نیست (البته به شرطی که خیلی تابلو نباشه ! )

دیگه اینکه اختلالات معمولا منشا زیستی و ژنتیکی هم دارند ! تفاوتهای ژنتیکی افراد رو در نظر داشته باشیم و به اندازه ی توان و استعدادشون ازشون توقع داشته باشیم !

۲ ۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۸:۳۹
سپیدار