سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی!

آن دوست که من دارم وان یار که من دانم

شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم گُل بر سرش افشانم

*

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی!

مجموع چه غم دارد از من که پـــ ریـــ شـــ انــــ م؟

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم

*

با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم

حکم آن چه تو فرمایی من بنده ی فرمانم

ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون

عشق تو بـــــــــــــــــــگردانـــــــــــــد در کوه و بیابانم

*

یک پشت زمین دشمن ، گر روی به من آرند

از روی تو بیزارم گر روی بگردانم

در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم

وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم

*

دستی ز غمت بر دل ، پایی ز پی ات در گِل

با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم

در خفیه همی‌نالم وین طُرفه که در عالم

عشاق نمی‌خسبند از ناله ی پنهانم

*

بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد

تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم

گویند مکن سعدی جان در سر این سودا

گر جان برود ، شاید ؛ من زنده به جانانم

***

محسن چاوشی بخشی از این شعر سعدی بزرگ رو خونده عــــــــــــــــــــــــــــالی . شاهکارش هم برای من دقیقا همین بیت و مصرع تصویر نوشته است .

آهنگ پریشان محسن چاوشی رو از اینجا بشنوید !

۱ ۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۲۶
سپیدار

یه زمانی تنها راه ارتباطی افراد چشم و گوش بود ، رو در رو . فیس تو فیس . چشم تو چشم . گوش تو گوش؟!!! ... حالا هر چی! چشم و گوش و بقیه ی حواس با هم . و فاصله ی چند فرسخی مساوی بود با یک دنیا فاصله . یک دنیا فاصله هم نه! انگار تو دو تا دنیای جدا از هم بودیم . دو تا دنیایی که نه تنها هیچ تماس و ارتباطی باهم نداشتن که بینشون خلأ بود و نیستی!

بعدها با گسترش سطح سواد ملت ، نامه و مکاتبه هم بهش اضافه شد و شد دوران رؤیایی و خیال انگیز نامه نگاری  . دوران " ملالی نیست جز دوری شما " ، " فلانی و فلانی و فلانی رو تک تک سلام برسانید " ، " ... خجالت می کشم خطم خراب است " ،  "... دل من طاقت دوری ندارد " و ...

وقتی تلفن اختراع و همگانی شد ذوق کردیم که دوران دوری تموم شد . هر چند فاصله ها تن ما رو از هم دور کرده بود، ولی شنیدن صدا ، دلتنگی ها رو کم می کرد . از تمامِ هم ، به صدایی قناعت کردیم و خوش حال که:

آب دریا را اگر نتوان چکشید / پس به قدر تشنگی باید چشید

گذشت و گذشت تا قصه رسید به موبایل . تماس صوتی تو هر زمان و مکان مقدور شد و نامه های چند صفحه ای و دلبری هاش تبدیل شد به چند کلمه و جمله ی کوتاه . پیامک! پیام کوچک! و ما خوشحال که دوران بی خبری از هم و نگرانی و غم فراق به تاریخ پیوست ..

وقتی فضای مجازی اینقدر پیشرفت کرد که امکان تماس تصویری هم مهیا شد دیگه داشتیم بال در می آوردیم که:

غم هجران و شب فرقت یار آخر شد

باور کردیم روزگار فراق سراومده و تنهایی و غم دوری دیگه نخواهیم کشید و چشید .

ولی ...

با این همه راه ارتباطی ما تنهاییم . تنهاتر از هر وقتی تو این تاریخ چند هزار ساله . کنار همیم ولی تنهاتر از وقتی که فرسنگها از هم دور بودیم و از هم بی خبر .

کاغذ و قلم و سوادمون زیاده ولی ...

نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست؟

ارتباط صوتی و تصویری و پیامکی و پی امی زیاد شده ولی همه ی اینها جای یک لحظه نگاه تو چشم هم و دست هم رو گرفتن رو نمی گیره . نفس کشیدن تو یه هوا و نشستن رو یه زمین چیزی داره که هیــــــــچ وسیله ای نمی تونه اونو به وجود بیاره یا انتقال بده .

خطوط نامرئی نت علاوه بر اینکه  به خاطر ناتوانی ذاتیش تو انتقال صحیح و دقیق پیام با شیطنت و سوءتفاهم ما رو از هم دور و دورتر کرد مهمتر از اون،  عطش ما رو هم برای دیدار و حرف زدن با هم کم کرد ...

یه روزی از فکر اینکه عزیزی میخواد به شهر و آبادی دیگه ای بره و ما برای مدتها اون رو نخواهیم ، دلتنگش می شدیم و دلگیر . اما حالا از چشیدن لذت دلتنگی و غمِ ندیدنِ دوست خوردن هم محروم شدیم ...با اطمینان از اینکه هر جای دنیا باشیم خطوط نامرئی نت ما رو به هم وصل می کنند .

پیشرفت کردیم اما به چه قیمتی؟

http://book.paziz.ir/wp-content/uploads/sites/3/2016/12/%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2017.jpg

قدیمها (یعنی زمانی که اینترنت و فضای مجازی هنوز ما رو تو خودش غرق نکرده بود)  علاوه بر اینکه مردم با خانواده و خواهر و برادرشون ارتباط بیشتری داشتن و بیشتر باهم حرف میزدن ، زندگی ها طوری بود که همسایه ها و دوستان هم وقت بیشتری برای با هم بودن صرف می کردن . تو این با هم بودن ها کلّی میتونستن با هم حرف بزنن و به اصطلاح درد و دل کنند . همین جمع شدن خانم ها تو کوچه و سبزی پاک کردنشون یه موقعیت طلایی بود برای حرف زدن و خالی شدن .

اما این روزها نه تنها خواهر و برادرها همدیگه رو نمی بینن که بخوان با هم حرف بزنن که دوستی ها و همسایگی ها هم اینقدر کمرنگ شده که جز سلام و علیک و تبادل نظر درباره ی آخرین وضعیت جوی حرفی برای گفتن باقی نمونده . سرِ هر کس تو لاک خودشه . جزیره ای بریده و جدا از بقیه و تنها شکل ارتباط ، ارتباط مجازی ...

پدر و مادرهایی که یاد نگرفتن با هم حرف بزنند . بچه هایی که ندیدن ، تمرین نکردن ، یاد نگرفتن با هم حرف زدن رو . بچه ها و آدم بزرگهایی که از روی ناچاری به صفحه ی هوشمند توی دستهاشون پناه بردن و به کلمه و صدا و تصویری مجازی دل بستن .

اینطوری شده که حرفهای نگفته و تلمبار شده تو دلها ، آدمها رو به وادی افسردگی کشونده تا حدی که شعار جهانی امسال که سال 2017 باشه از طرف سازمان جهانی بهداشت "افسردگی – بیا حرف بزنیم" انتخاب شده .

افسردگی . بیماری عصر ما . عصر آدمهای باهم و بی هم . عصر آدمهای با کس و بی کس . عصر آدمهای در میان جمع تنها! عصر آدمهای پُر دردِ بی حرف !

بیا با هم حرف بزنیم ...

۱ ۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۵
سپیدار

در جواب دوست عزیزی که روش خرید پستی کتاب " قصه های خوب برای بچه های خوب" رو خواسته بودن:

تو  نوار بالای سایت"پاتوق کتاب فردا" اسم کتاب رو می نویسین و بعد از نمایش کتابها ، با کلیک روی کتاب ، اون کتاب به سبد خرید شما اضافه میشه . با کلیک روی سبد خرید(که بالای صفحه قرار دراره) بقیه ی مراحل خرید رو طی می کنید .

اما تو قسمت راهنمای خرید دیدم میشه پیامکی هم کتاب تهیه کرد که به نظرم خیلی ساده و راحت اومد :

***

خانم صادقیان عزیز!

برنامه فعلا اینطوریه که بعد از تهیه ی کتابها تو همین وبلاگ "کد رهگیری خرید اینترنتی "رو بهم اطلاع میدین که کتابها رو تهیه کردین و بعد یه رمز بهم میدین تا من پاورپوینت نگاره ها رو با اون رمز براتون آپلود کنم .(بعداً احتمالاً از یه راه دیگه برای ارسال کد رهگیری و نشون دادن تصویر کتابهایی که خریدین و تقدیم رمز دانلود رونمایی کنم !)

*****

این هم جهت سوزوندن دل کسانی که حاضر نیستن کتاب بخونن :

هر دانلود پنج صلوات

صلواتها هدیه به امام رئوف ، امام رضای جاااااان

نذر نگاهش

البته پاورپوینت نشانه ها رایگان نیست . فقط برای کتابخون هایی هست که برای کتاب واقعاً هزینه می کنند. 

۲ ۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۱۳
سپیدار