سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

روزه مگشای جز به قند لبش ...

جمعه, ۲۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۵۰ ب.ظ

فکر می کنم 9 سالم بود . اولین سالی بود که می خواستم نماز عید فطر بخونم . با نیم وجب قد و نیم سیر وزن ، چادر سفید گل گلیم رو سر کردم و همراه بابا و دایی رفتم مسجد بزرگ محل . تو مسجد از هم جدا شدیم . اونها که رفتن قسمت مردونه ، من رفتم تو شبستان .

خوب یادمه ، مسجد خیلی شلوغ بود و صفها نامنظم . همون آخر ، نزدیک در ، یه جا پیدا کرده و نشستم ! هیجان داشتم ! تا حالا نماز عید نخونده بودم ! چشمهام تیز شده بود و گوشهام هوشیار! حواسم رو داده بودم به حرفها و حرکات خانوم های دور و بر! سجاده انداخته بودن ، من هم جانمازم رو باز کردم . تازه نشسته بودم سر جانماز که صدایی توجهم رو جلب کرد . یک نفر داشت از بغل دستیش که خانوم تقریبا چاق و میانسالی بود سؤال مهمی می پرسید: نماز عید چه طوریه؟

چشمهام شد اندازه ی چشم های سرندی پیتی ! گوشهامو تیز کردم که هرچی گفت یاد بگیرم .

: دو رکعته مثل نماز صبح .

یادم نیست بعدش چی گفت ولی الان اینطور فکر می کنم که گفت میشه فرادا هم خوند [!] و قشنگ یادمه شروع کرد به نمازخوندن ! (نمیدونم خانومه اشتباه گفت یا من اشتباه فهمیدم . البته با اون همه هوش و ذکاوت ! و اونهمه دقت و توجه که من به خرج دادم یحتمل خانومه اشتباه کرده !!! )

شنیدن جواب اون خانوم خیالم رو راحت  کرد . واااای خدای من ! نماز عید چقدر راحته ! چقدر خوب شد شنیدم ! 

بلند شدم : "دو رکعت نماز عید فطر میخوانم قربة الی الله ! الله و اکبر!"

سریع یه دو رکعت نماز عید فطر ، درست مثل نماز صبح خوندم و ... از مسجد زدم بیرون !

نمیدونم تا خونه با چه حالی اومدم ؛ حتما خیلی خوشحال بودم که بعد از یک ماه روزه داری نماز عیدم رو هم خونده بودم !چشمک

رسیدم خونه. 

:"نماز تموم شد؟!!!!!!" 

-آره!

سریع رفتم زیر پتو که بقیه ی خوابم رو هم ادا کنم !!!

یکی دو ساعت بعد با سر و صدای بابا و دایی از خواب بیدار شدم ! ... تو کی برگشتی؟!!!!

بنده های خدا بعد از تموم شدن نماز هر چی جلوی مسجد منتظر می مونن که ما بیاییم، خبری نمیشه !نگران برمی گردن خونه و می بینن بعله ، ما خوابیم !

از اون سال به بعد این نماز عید فطر ما باعث خنده و تفریح خانواده شده !

فقط موندم فرشته های خدا اون روز چه حالی داشتن؟! وقتی یه دختر کوچولوی نیم وجبی و نیم سیری، تنهایی ، تو مسجد ، 2 رکعت نماز عید فطر خوند و سریع رفت خوابید !لبخند

بعدا نوشت: تو این یک ماه گذشته ، نماز عید امروز ،تو مصلی تهران،  بهترین اتفاقی بود که برام افتاد. 🌷😊

کسانی که قرار نبود باهام بیان ولی اومدن! الحمدلله☺

۹۴/۰۴/۲۶
سپیدار

نماز عید فطر

نظرات (۴)

احتمالا فرشته های حاضر در اون جمع کلی از این کار بانمک دخترکوچولو خوششون اومده و  تعدادی شون هم مرخصی ساعتی گرفتن تا برن دنبالش و مراقب باشند که خواب های خوب خوب ببینه!!! :)))))
.
.
.
سلام خانوموووم معلم سپیدار جان!
منزل نو مبارک!

پاسخ:
سلام
یادم نمیاد خواب خوب دیده باشم!  ؛)
...
کدوم دانشجو؟ ما چند تا رفیق دانشجو داریم!
خانووووم معلم سپیدار جان سلاااااااام!
خانووم جان مسئله!!! پس کو اولین کامنت من تو این خونه جدید؟!
یعنی من به سیستم این جا وارد نیستم عایا؟! ثبت نشده واقعا!
اشکال نداره دوباره می نویسم :)))))
اول این که منزل نو مبارک! ان شاءالله که پر خیر و برکت باشه براتون!
بعدشم من این خاطره تون رو خیلی دوست می دارم:)  فکر می کنم فرشته ها خیلی هم از این کارِتون( انیمیشن نه ها!) خوششون اومده و یه چندتایی شون هم مرخصی ساعتی گرفتن تا بیان و مطمئن شن که شما خواب های خوب خوب می بینید!
.
عادت ندارم بدون شکلک کامنت بذارم:(  
پاسخ:
سلااااام عزیز🌷
راستش خودمم دارم دنبال کامنت قبلیت می گردم !!! مطمئنم خوندم و جوابشم نوشتم !!!
با این هوش و حواس سرشار و جمعم ! فکر کنم به جای تأیید حذفش کردم    :o
بعله ! نمازای ما  همگی تقبل الله اند !
منم شکلک می خوااااااااااااااااااام!  😭
راستی تو کدوم دانشجویی؟ آخه ما چند نفری رفیق دانشجو داریم !

ما از اولشم دانشجو بودیم! منتها با پسوند معلمی!
اما بعدش دیدم ما کجا و معلمی کجا! راه بسیاری در پیش داریم...
فعلا تصمیم گرفتیم در بحر همین دانش جویی باشیم و دانش بجوییم تا بعدش خدا چی بخواد :)
...
چه زود جواب دادین خانوم جان!
من جدی می گما! واقعا جای خالی شکلک این جا محسوسه! انتقال لحن در قالب کلمات سخته خب :((((
پاسخ:
حدس زدم خودتی . یواش یواش دیگه باید اسمتو بگذاری همکار جدید!!!  :)
...
ناراحتی زود جواب دادم؟!!! میخوای هفته به هفته جواب بدم!    D:     تازه دیر جواب بدم نشون میده خیلی با کلاسم!
...
بله جای شکلک خالیه! و درست میگی انتقال لحن و مفهوم با شکلکها خیلی راحتتره! ولی چه کنیم که صاحبخونمون (بلاگ بیان) شکلک رو بی کلاسی و چیپ و مخصوص وبلاگهای زرد میدونه! آخه به سلامتی بلاگ ، رسانه متخصصان و اهل قلم هستش!  :))))))
ما هم که متخصص و اهل قلم!!!!
خب چون می دونستم باهوشین مختصر نوشتم ؛)
سپیدار جانم دیدین لحنم منتقل نشده! آخه تا من کامنت رو گذاشتم و رفتم یه دوری تو فضای مجازی بزنم و چند تا طرح درسی و مقاله برا کارهای دانشگاه بردارم، شما جواب رو گذاشتین و من هم بسی خوشحال و ذوق زده  از تایید اولین کامنت اون جمله رو نوشتم! فقط چون آیکن گل برا تشکر نبود، همون طوری موند! 
درسته که دیوارای خونه جدیدتون سبزِآبی نیست و گل آفتابگردون و حوض و ماه و ماهی نداره ولی عوضش سپیدار رو که داره! :) صفای هر خونه ای به صاحب خونه اس!
از اینا که بگذریم آدرس خونه تون رو دوست دارم آخه آخرش ir هستش:)))))
..............
خانوم جان! پیک آدینه هاتون خیلی قشنگن!جدا از سوال ها طراحی هاتون رو دوستر می دارم! فقط ما اولش متوجه نبودیم هر دانلود شده 5 صلوات! قضاشون رو به جا آوردیم!

پاسخ:
سلام دانشجو جان! متوجه لحن شدم بابا جان! شوخی کردم !(هر چند - به قول دوستی - لحن نویسنده از پشت خطوط نامرئی نت معلوم نیست ، ولی لحن شما کاملا مشخص بود!)
...
هر چند اون رنگ سبزآبی و گل آفتابگردون بلاگفا رو دوست دارم ولی نمی تونم برگردونم، اما تو فکرم ماه و ماهی و موسیقی رو برگردونم! البته صفای خونه به صاحب خونه
هاشه!
give me 5 !!! میدونستی مهمترین دلیل اینکه ما اینجا رو برا اسکان انتخاب کردیم، همون ir آخرشه؟!!!

...
بله دیگه تورم پونصد درصدی رخ داده!!!
...
به همکارجانِ ما سلام برسون!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی