سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

خورشیدوشا! باده‌کَشا! ماهِ منیرا!

سه شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۶ ب.ظ

با ساقی میخانه کسی گفت امیرا!‌

خورشیدوشا! باده‌کَشا! ماهِ منیرا!

یارا و نگارا و بزرگا و دلیرا!

باید در این خانه بخوانم چه کسی را؟

خندیدی و گفتی ذَکَرُ اللهَ کثیرا

 یا صاحبَه‌ی سجن! علی واحد قهار

مولاست علی یخلُقُ ما شاءَ و یَختار

فردوس محبّان علی، تحتها الأنهار

بدخواه علی فی الدَّرک الأسفل ِفی النّار

اغراق نباشد که علی الله یسیرا

 

 هر روز اگر یک در خیبر نگشایی

با مدعیان معنی حیدر نگشایی

جز خود به روی ما در دیگر نگشایی

نشنیده کسی روی کسی در نگشایی

ماییم فقیراً و یتیماً و اسیرا

 

 أکملتُ لکُم دینکم آمد، فَهَدینا 

 تَاللهِ لقد آثرک اللهُ علینا

 گفتند أطعنا و نوشتند عصَینا

 گوساله چراندند در آن وادی سَینا

 انگار نه انگار که هارونَ وزیرا


گفتند نه وحی آمده و نه خبری هست

 گفتند نه از دین محمد اثری هست

 غافل که علی را به شجاعت پسری هست

 برخاست و دیدند که خونین‌جگری هست

 برخاست شهیداً و بشیراً و نذیرا

 

این کیست که در می‌زند این در زدنِ کیست؟

 این بوی گل ای باد صبا! از چمن کیست؟

 پیراهن یوسف دگر امروز تن کیست؟

 این پیرهن این پیرهن این پیرهن کیست؟‌

 ألقوهُ علی وجهِ أبی یأتِ بصیرا

مهدی جهاندار

imam ali(pbuh)-c-2

***

یه مخمس دیگه قبلا تو وبلاگ گذاشتم با عنوان" از ازل عاشق توأم نه از ازل قدیمتر" که فوق العاده قشنگه .

و از هر دوی این ها قشنگتر مخمس آقای محمد سهرابی در مدح امیرالمؤمنین که من عاشقشم با عنوان "آسی بکش که باز ببازم قمار را"

پ ن :مخمس از اون قالب شعرهایی هست که دوسِش می دارم .

 این هم دکلمه ی شعر این پست توسط خود شاعر(+)

نظرات (۳)

:)
پاسخ:
:)
سلام عزیزم طاعاتتون قبول


خیلی عالی بود
من عاشق پست هاتونم 
بیشترشونو می خونم
تو وبم و کانال و گروههایی که هستم ازشون استفاده می کنم ممنونم مهربانوی عزیز

تسلیت میگم شهادت مولا را


سجده‌ی تیغ و ابروی خورشید
باز شق القمر شده انگار

بین محراب فرق کعبه شکافت
شب مولا سحر شده انگار


***یوسف رحیمی**
پاسخ:
سلام عزیزم
باعث افتخار منه که اینجا سر می زنید .
نگفته بودین وبلاگ دارین :)
...
عزاداری هاتون قبول ان شاءالله
...
کوفیان گر چه که از غصه ی او دلشادند " دوش وقت سحر از غصه نجاتش دادند "
۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۴:۲۳ دکتر یونس
عالی.. عالی.. شاعر امسال هم پیش آقا شعر خوبی خوند.. من اولین بار سال ۸۸ فکنم ازش اون شعر عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم رو شنیدم.. که خیلی خوب خوند و شعر فوق العاده ای هست.. 

پاسخ:
به به ! سلام علیکم ! هنیئا لکم ! ده باره و صدباره سلام برسونید :))
هر چند خیلی از شعرهای مهدی جهاندار  خوبه ولی چندتا از شعراش معرکه اند ! غیر از این آخری، فتنه ، یکیش اون شعرش که میگه چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی ... 
دیدی خیلی از شاعرای خوب نمیتونن خوب شعر بخونن؟ بعضی هاشون اینقدر احساسات به خرج میدن و کلمه های شعرشون رو میکشن که جون آدم رو بالا میارن! ... جهاندار از اونا نیست .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی