سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

ما معلمهای کلاس اول...

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۰۹ ب.ظ

دفتر املای دخترش رو گذاشت جلوم و گفت شما بگین من چه کار کنم؟ بچه ام خیلی ضعیفه و معلمش میگه سال بعد هم باید کلاس اول باشه !

دفتر رو که ورق زدم دیدم تعداد اشتباها زیاده ولی بیشترشون بی دقتی(سرکش ، نقطه ، دندونه ، جا انداختن حرف مثلا ریخت به جای ریختم! و امثالهم) ، بعضی اشتباه تلفظ(خوتکار، وختی و ... ) و بعضی هم اشتباه و عدم یادگیری . تقریبا تمام حروف رو می شناخت و از نظر من در بدترین حالت میشد بهش گفت: "قابل قبول" ! و بچه حتما با کمی توجه و کم کردن سخت گیری میتونست "خوب" بشه!و یا حتی "خیلی خوب"!

متن املاها خیلی سنگین بود و پر از کلمات سخت خارج از کتاب.

دفتر مشق بچه اش رو نشونم داد . تمیز و زیبا و نسبتا خوش خط . معلوم بود مادر و دختر خیلی تلاش می کنند . مثلا مشق یک روزش 6 صفحه بود و در هر صفحه رونویسی6-7 کلمه ی دارای نشانه ی o استثنا !


شاگرد همکارم بود و طبعا شایسته و بایسته نبود که همکارم و روشش رو زیر سؤال ببرم . (دختر همسایه شون کلاس من بود و به همین اعتبار مادر بیچاره به من پناه آورده بود)

گفتم هر معلمی یه روشی داره و من نمیتونم روش همکارم رو نقد یا قضاوت کنم . ایشون صلاح میدونن اینطوری درس بدن و املا بگن. ولی ازش خواستم بازی های دقتی وکامل کردن متن های بدون نقطه و سرکش و ... رو امتحان کنه . گفتم که املا بگه و صدای خودش رو ضبط کنه و بعد از دخترش بخواد که متنی که میشنوه رو بنویسه .کلمات استثنا رو به دیوار اتاقش بچسبونه و چند تا راهکار اینچنینی و ... و اینکه از مدیر مدرسه بخواد یه املا بهش بگه !(کاری که مدیرمون قبلا درباره ی بچه های دیگه هم انجام داده)

اما ...

اما ...

اما ...

به نظرم خیلی از معلمهای خوب کلاس اول به خودشون و شاگردانشون (با عرض معذرت) ظلم می کنند !

چه اصراری داریم دانش آموز کلاس اول اینهمه کلمه رو یاد بگیره ؟ که چی؟ مگه سالهای بعد ، راه آموختن قراره بسته بشه ؟ سال های بعد نباید فارسی بخونن؟ آیا لازمه بچه ی کلاس اول املای تمام کلمه های فارسی رو بلد باشه و بنویسه؟ چرا باید منِ معلمِ کلاسِ اول، کار معلم پایه ی دوم و سوم رو هم انجام بدم؟ مگه بچه ها تمام کلمات رو باید تو کلاس اول یاد بگیرن؟ اینکه معلم کلاس دوم ، سال بعد بگه بچه های فلانی خیلی خوب و زرنگند مهمتره یا اینکه معلم و دانش آموز از تدریس و یادگیری لذت ببرند هر چند گنجینه ی لغات بچه به پرباری آنچه که الان هست نباشه؟... بهتر نیست اجازه بدیم بچه ها با کتاب خوندن و خوندن در و دیوار و تلویزیون و ... بقیه ی کلمه ها رو یاد بگیرن؟

چند سال پیش مدرس درس فارسی اول تو منطقه مون بودم . تو کلاسهایی که مؤلفین کتابها برا مدرسین گذاشته بودن تاکید می کردن که نباید خیلی بیشتر از سطح کتاب کار کرد . 

اصلا اگه دانش آموزی بتونه املایی با 10 -12 جمله ی نه چندان طولانی رو که علاوه بر تمام نشانه های مورد نظر فقط به اندازه ی انگشتان یک دست کلمه ی خارج از کتاب داره رو درست بنویسه ، این دانش آموز به اهداف مورد نظر در درس فارسی رسیده . تاکید می کردن که کلمه های بیشتر رو تو سالهای آینده یاد می گیرند . 

حالا منِ معلم بخوام بیشتر کار کنم تو هر املا 10 تا کلمه ی خارج از کتاب بگم نه دیگه 20 تا 30 تا 40 تا! اون هم کلمه های سخت و ثقیل !

خود مؤلفین میگن در نشانه های استثنا و حروف عربی و نشانه های بخش دوم کتاب، فقط کلمه های خود کتاب گفته بشه . حالا اگه من میخوام بیشتر کار کنم تو هر درس 3-4 تا کلمه ی خارج از کتاب بگم چرا هر کلمه ای که به ذهنم میرسه رو باید به بچه ها یاد بدم و درست نوشتنش رو ازشون بخوام؟!!!

بابا جان! عزیزم ! خدا هم از بنده اش بیشتر از وسعش تکلیف نمی خواد!

لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها ...

(خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند)بقره 286

خداییش در وسع بچه کلاس اولیه که اینهمه کلمه ی سخت یاد بگیره؟


تصور کنید مثلا دو تا خواهر دوقلو، تو دو تا کلاس مجزا درس بخونن . یکی معلمش استاندارد کار کنه و انتظاراتش هم استاندارد و رو قاعده باشه و دومی معلمش سخت گیر ! کارنامه ی اولی بشه "خیلی خوب" و دومی با وجود اینکه تمام حروف رو یاد گرفته و از پس امتحانهای استاندارد برمیاد و شاید نه تنها به اندازه ی خواهرش که بیشتر از اون بلد باشه ، بشه" قابل قبول" و یا حتی " نیاز به تلاش بیشتر"!

به نظرتون این ظلم نیست؟


معلمهای خوبِ سخت گیر به همکارانشون هم ظلم می کنن . منِ نوعی وقتی می بینم همکارم اینهمه کلمه ی خارج از کتاب میگه وقتی معلمهای کلاس دوم سر و دست میشکنن برای اینکه دانش آموزای اون معلم سخت گیر کلاس اول ، شاگردشون باشه ، من هم احساس گناه می کنم که شاگردام اینقدر کلمه بلد نیستند و یواش یواش من هم برای عقب نموندن از قافله و متهم نشدن به کم کاری ، سعی می کنم به بچه ها سخت بگیرم و به این چرخه ی باطل بپیوندم !

https://scontent.cdninstagram.com/t51.2885-15/e15/12749779_922425647813377_1457886365_n.jpg?ig_cache_key=MTE4OTU0ODg3MTgwMDE2NDI2Mw%3D%3D.2

پ ن:

من هم کلمات خارج از کتاب میگم ولی نه زیاد و کلمه های خیلی سخت خارج از کتاب رو یا تو املا نمیگم و یا اگه بگم کمکشون می کنم درست بنویسن.

شاید برای همین بود که من به 36 نفر از 39 نفر شاگرد کلاسم لوح تقدیر شاگرد اول و دوم دادم و کلاسهای دیگه ی مدرسه مون به کمتر از 20 نفر! در صورتیکه با این وضع به نظرم همکارای خوب و پرتلاشم میتونستن به همه ی بچه های کلاسشون لوح بدن !

در ضمن من هم دانش آموزانی رو دارم که باید سال بعد هم کلاس اول رو بخونن ولی اونا از پس نوشتن کلمات ساده ی کتاب هم برنمی اومدن و برنمیان نه مثل این دانش آموز که بیشتر کلمه های املا رو درست می نویسه و تمام حروف رو بلده !

فکر کنم سال بعد معلمهای کلاس دوم مدرسه از بچه های امسال من راضی نباشند ! آخه من درسهای سال بعد رو به شاگردام یاد نمیدم و خود اونها باید زحمت این کار رو بکشند!!!!

۹۵/۱۱/۲۶
سپیدار

نظرات (۱)

فکر کنم سال بعد معلمهای کلاس دوم مدرسه از بچه های امسال من راضی نباشند ! آخه من درسهای سال بعد رو به شاگردام یاد نمیدم و خود اونها باید زحمت این کار رو بکشند!!!!
این بهترین جمله و نتیجه گیری اخلاقی این متن بود!
تو عالی هستی عالی.. ولی من اگر معلمشون بودم این دنیا رو براشون جهنم میکردم اینقدر که بهشون مشق میگفتم .. دیگه من همینم. دست خودم نیست! :)


پاسخ:
من هم قبلا خیلی سختگیر بودم . یعنی هر کلمه ی با معنی و بی معنی و قابل هضم و غیر و قابل هضم رو به بچه ها می گفتم و حرص میخوردم که چرا بچه ها بعد از دو ماه مدرسه اومدن که یک ماهش هم فقط دست ورزی بود ، و با تدریس فقط و فقط ۵ نشانه آ،ب ، د ، م و فتحه ، نمیتونن بنویسند «بامداد»«آمدم»«دمادم!!!»و... !!!! بعدها فهمیدم این کارم یه جور مازوخیسم و سادیسمه! خب بابات خوب ! ننه ات خوب! یک ماه دندون رو جیگر بگذار و سخت نگیر اونوقت می بینی که به راحتی این کلمه ها رو می نویسند .
الان دیگه خیلی سخت نمی گیرم هم خودم راحت ترم هم بچه ها!
در ضمن قدیما اصرار داشتم بچه ای که خودش و خانواده اش بی خیال درس خوندنش هستن رو به زور خرد کردن اعصاب خودم و بچه ، باسواد کنم ولی الان ۴ماه حرص بچه رو میخورم اگه خودش و خانواده اش همکاری نکنن دیگه خودم و دانش آموزم رو اذیت نمی کنم . اون که درس نمی خونه چرا از مدرسه و معلم هم بیزارش کنم؟ ... والا :)
....
امروز یکی از معلمهای کلاس اولمون به طعنه بهم گفت : مگه میشه تو کلاسی ۳۹ نفر ممتاز باشن؟!!! منم گفتم : نع! معلومه که نمیشه ! من ۳ تا دانش آموز خیلی ضعیف هم دارم. :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی