سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

دختران آفتاب

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۲۵ ق.ظ

تابستون عجب فصل خوبیه! برای من : بهارِ کتابخوانی!

کتاب خوبی که جدیدا خوندنش رو تموم کردم و چه قدر هم متناسب بود با مناسبت آغازین این دهه که دهه ی کرامته :

دختران آفتاب - انتشارات سروش

امیر حسین بانکی - بهزاد دانشگر - محمدرضا رضایتمند

دختران آفتاب

کتاب 470 صفحه ای دختران آفتاب، درباره ی سفر ده روزه ی یه گروه دختر دانشجو به شهر مشهده . دخترهایی با تیپ ظاهری ، شخصیتی و اعتقادی متفاوت که تو این سفر بنا به موقعیت های مناسب پیش آمده، خیلی از سؤالات و ابهاماتی که تو حوزه ی زنان ، خانواده و اجتماع وجود داره رو مطرح و بررسی کرده و به جوابهایی می رسند .

داستان از زبان دختری به نام مریم روایت میشه که مادرش یه هنرپیشه ی معروفه  ولی به‌دلیل عدم هماهنگی فعالیت خانوادگی و هنری مادر ، خانواده دچار تشنج و گسست شده و مریم ناراحت و مستأصل از این اتفاق تصمیم می گیره برای تنبیه والدینش هم که شده، چند روزی  بی خبر از اون‌ها با اردوی زیارتی دانشگاهشون همسفر بشه! 

تو این گروه نماینده ی خیلی از تفکرات وجود داره . نماینده ی کسانی که از جریان فمینیستها و زندگی زنان غربی دفاع می کنن ، نماینده ی به اصطلاح مذهبی های خیلی متعصب ، نماینده ی افراد پر مطالعه با اطلاعات زیاد ، نماینده ی دخترای بی حجاب(نمیگم "بد حجاب" چون به این کلمه اعتقادی ندارم ! آدم یا حجاب داره یا نداره !حجاب یه مرز و محدوده است ، خوب و بد نداره! هست و نیست داره! یا بیرون اون محدوده ای یا داخلش! مثل چراغ قرمزه ! یا بهش احترام گذاشتی و ایستادی و یا نادیده گرفتیش و رد شدی ! ... بگذریم! ) و ... و فاطمه که یکی از مسئولین برگزارکننده‌ی اردوست . کسی که در طول سفر با همدلی و همراهی که با بچه‌ها داره، ضمن اینکه از بروز درگیری‌های لفظی بین بچه ها جلوگیری می‌کنه ، با استفاده از مطالب و دلایل و مستندات، به بحث‌ها جهت مثبت میده تا به جواب درست برسند .

از جمله موضوعاتی که تو این کتاب بهش پرداخته و پاسخ های منطقی هم بهشون داده شده عبارتند از:

زن در غرب , فمینسیم و جنبش زنان, زن در اسلام , قضاوت و حکومت زن , ازدواج و خانواده ، ارث , شهادت دادن و دیه , تعدد زوجات , کار در منزل , طلاق , اشتغال و مشکلات و محدودیت ها, تفاوت های زن و مرد، حجاب حدود و انواعش، حیا ، ارتباط دختر و پسر ، الگوها و ...

با وجود اینکه خوندن این کتاب رو به همه ی زنان و دختران و حتی آقایون توصیه می کنم ولی این کتاب ایرادهایی هم به نظرم داره. از جمله اینکه داستان بستر و زمینه ی کتاب اون کشش و هیجان کافی رو که بتونه خواننده ی نوجوون و جوون رو به دنبال خودش بکشونه نداره . گره هایی که در خلال داستان به وجود میاد خیلی زود هم وا میشن . ولی انصافا طرح و بررسی مسائل و پاسخگویی به اونها رو خوب انجام میده . تشبیه ها و مثال های خیلی خوبی هم میاره. از مقالات و کتابهای نویسندگان غربی به خوبی استفاده کرده و پایان کتاب هم پایان قابل احترام و به یاد موندنی ای هست .

خلاصه به نظرم کتاب خیلی خوبیه و همه ی زنان و دختران - حتی شده یه بار - خوبه این کتاب رو بخونن . چه اونهایی که با این موضوعات مشکل و مسئله دارن و چه اونهایی که این مسائل براشون حل شده است .

با اینکه مثل خیلی از رمان ها از بعضی جذابیت ها برای جذب خواننده استفاده نکرده ولی مطمئناً برای کسانی که واقعا سؤالات و شبهاتی تو این زمینه ها براشون مطرحه و  همه اش دنبال غُر زدن و پیدا کردن سؤال و شبهه و بهانه و نشر اون ها نیستن و پیدا کردن و نشر پاسخ هم براشون اهمیت داره و برای زنان و دختران اندیشمند و دغدغه مند ، کتاب خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی مفیدیه!

من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم        تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال 

پ ن: تو این کتاب به کتاب " جنس ضعیف" اوریانا فالاچی هم اشاره و استنادهایی شده که تصمیم دارم به زودی این کتاب رو هم پیدا کنم و بخونم!

قسمتهایی از کتاب دختران آفتاب:

1

فاطمه نگاهش رو به راحله دوخت ؛ پر سؤال و مشکوک:

- تو مطمئنی که فقط این خود زن ها بودن که برای به دست آوردن این حقوق قیام کردن؟

- متوجه نمی شم؟!

- آخه به نظر می آد که مسائل اقتصادی و خواست مردها هم در دادن این حقوق به زن ها ، بی تأثیر نبوده؟

عاطفه ابروهایش را بالا کشید ، با بهت به بچه ها نگاه های بریده بریده ای کرد و گفت:

- من که گفتم تا خود مردها نخوان هیچ اتفاقی تو این دنیا نمی افته ؛ حتی وقتی که زن ها بخوان!

فاطمه لبخند کوتاهی زد :

- "ویل دورانت" در کتاب تاریخ تمدنش گفته ، اصل قضیه اینه که حدود صد سال پیش که کارخانه های مختلف در انگلستان به وجود اومدن ، انگلستان با کمبود کارگر مواجه شد . زن ها هم به خاطر ساده بودن ، کم توقعی و دور بودن از اخلاق های خشونت آمیز مورد توجه کارخانه دارها و سرمایه دارها قرار گرفتن . اما به زن ها اجازه نمی دادن پولی رو که به دست می آوردن ، برای خودشون نگهداری یا خرج کنن .

سمیه فقط یه جمله گفت:

- همون غربی که از رنسانس دیدگاهش تغییر کرده بود، تا صد سال پیش حق مالکیت رو برای زن به رسمیت نمی شناخت؟!

لحنش گزنده و طعنه آمیز بود. راحله چیزی نگفت . احتمالاً حواسش بیشتر به ادامه حرف های فاطمه بود :

- به هر جهت به خاطر همین قانون ، زن ها هم نمی رفتن توی کارخانه ها کار کنن تا جیب مردها پرتر بشه . از طرف دیگه سرمایه دارها که به کارگرهای ساده و قانعی مثل زن ها نیاز داشتن ، این قانون رو به ضرر خودشون دیدن . به همین دلیل قانونی رو در انگلستان تصویب کردن که زن مالک پول خودش باشه . از همین جا بود که پای زن ها به کارخانه ها و اجتماع بیرون از خانه باز شد و از همون موقع بقیه سرمایه دارهای کشورهای اروپایی هم یکی بعد از دیگری فریاد آزادی و تساوی حقوق زن و مرد رو سر دادن .(ص 105)

*****

2

- با همه ی این حرف ها پس چرا اسلام شهادت دو زن رو معادل شهادت یک مرد قرار داده ، مگه این نشون دهنده  این نیست که اسلام اطمینان کمتری به زن و عقلش داره؟

- اول بگو ببینم شهادت یا گواهی یعنی چه؟

- می دونی که شهادت در این جا به این معناست که فردی ، واقعه ای رو که دیده یا شنیده گزارش بده .

- حالا بگو ببینم چرا قرآن امر می کنه که برای گواهی دادن به کاری ، حضور دو مرد لازمه ، چرا یک مرد رو کافی نمی دونه؟

راحله شانه هایش را بالا انداخت.

- حتما به این علت که اگه یکیشون دروغ گفت اون یکی اصلاح کنه .

- اشتباهت همین جاست ! چون شرط قبولی شهادت ، عدالته! اگه عدالت و اطمینان نباشه ، هزار نفر هم شایستگی شهادت دادن رو ندارن . پس حتی با این فرض که شهود عادل باشن ، باز هم دو نفر باید شهادت بدن.

فاطمه چند لحظه صبر کرد تا راحله فکرهایش را بکند . اما راحله نمی خواست معطل شود.

- پس علتش چیه؟

- علتش اینه که اساس شهادت بر مبنای حس و مشاهده است و قبول دارین حس های مختلف بدن آدمی ، مثل دیدن و شنیدن و ... خطاپذیره ! اسلام این قانون رو وضع کرده تا این در صد خطا رو بیاره پایین ؛ یعنی اگر یکی از اون ها اشتباه کرد اون یکی اصلاحش کنه.

- حالا فرقش در مورد زن ها چیه؟

- امام علی علیه السّلام فرموده اند: "الحُبُّ یُعمی و یصُمّ" یعنی محبت شخص را کر و کور می کنه . این کری و کوری که در حقیقت اتفاق نمی افته . این کنایه از اینه که محبت یا نفرت شدید به طور نا خودآگاه تأثیری روی حس های مختلف انسان داره که ممکنه شخص قسمت هایی از واقعیت رو که نمی خواد ، نبینه ؛ چون با احساساتش فرق داره . از طرف دیگه هم می دونیم که نوع زن در مقایسه با نوع مرد از احساسات و عواطف بیشتری برخورداره که البته استثنا هم داره . حیا و ترس هم همین طور . در زن ها بیشتر از مردهاست .

ثریا پرسید:

- حیا و ترس چه ربطی به شهادت زن ها دارن؟

- ربطش اینه که یه زن وقتی در برابر صحنه های غیر اخلاقی قرار می گیره ، به خاطر حیایی که داره ، کاملاً صحنه را نگاه نمی کنه . به همین دلیل گواهی او نسبت به ارتکاب فحشا خطاپذیرتره ! ترس هم همین طوره . ترس در وجود زن ها یه عامل ایمنی است و آسیب پذیری اون رو کم می کنه . وجود این ترس طبیعی باعث میشه زن صحنه جنایت رو تا آخرین لحظه نگاه نکنه! و ممکنه در همین آخرین لحظه ها اتفاقات دیگه ای بیفته که روند ماجرا رو تغییر بده . پس این احتمال در مورد زن ها بیشتره که تحت تأثیر احساساتشون قرار بگیرن و قسمتی از واقعیت رو متوجه نشن یا اگه متوجه شدن دلشون به رحم بیاد و اون رو بزرگ کنن یا اینکه به علت تهدید و ارعاب ، از گفتن واقعیت منصرف بشن . یادتونه که یکی از اولین نکته هایی که گفتیم این بود که نظام حقوقی خوب نظامیه که واقعیت های وجودی و استعدادهای مختلف افراد رو به رسمیت بشناسه و اون ها رو در وضع قوانینش مد نظر بگیره . درسته؟ (ص177)

*****

3

- حالا تو چرا بند کردی به این چند تا شغل؟

- من به چیزی بند نکردم! فقط میگم خیلی از کسانی که دم از تساوی شغلی با مردها می زنن ، فقط حواسشون به دکتر و مهندس و کارگردانی و خلاصه شغل هاییه که خود مردها هم به این راحتی ها دستشون به اون نمی رسه . ولی دیگه به فکر انجام دادن بنّایی و پای تنور و کوره ایستادن که نیستن!

راحله با اطمینان پرسید :

- کی گفته نیستن؟ کی گفته که از پس این کارها بر نمیان ؟! مگه همین حالاش زن های غرب و ژاپن و چین ، همه کار انجام نمیدن؟! به قول خودت از فضانوردی گرفته تا کندن معدن رو انجام میدن ؛ هیچ اشکالی هم پیش نیومده.

عاطفه خنده آرامی کرد و گفت:

- اون ها دیگه فقط اسمشون زنه . و الا هیچی از زنانگی در اون ها نمونده . بابا یه زنی گفتن و یه مردی!!(ص276)

۹۵/۰۵/۱۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی