سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

حلال ...حلال

چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۳۸ ب.ظ

یک آقایی شغل شریفش راهزنی بوده و از این راه مال و منالی هم کاسب شده بود . ایشان علاوه بر مال و منال یک مادر پیر و پرهیز کاری هم داشت .(مادر! دستت درد نکند با این بچه تربیت کردنت!) یک روز راهزن به مادرش گفت ”ننه جان! دوست داری از این سفر چه چیزی برایت به ارمغان بیاورم ؟“(به ارمغان!!! چه دزد باکلاسی هم بوده!)  مادر که نمی‌دانست شغل شریف آقازاده اش دزدی است! گفت :”ننه! من آفتاب لب بومم! بی زحمت پارچه ی یک کفن برایم بیاور به شرطی که سعی کنی حلال باشد.“(راویان می گویند ایشان انگشت اشاره اش را هم در فضا تکان داده جهت محکم کاری و تأثیر بیشتر سخن!)

پسر قبول کرد و رفت پیِ کسبش . از قضای روزگار و از اقبال بلند مادرش کاروانی به پُستش خورد که بارِ پارچه داشت . آقای دزد بعد از لخت کردن کاروان پرسید: داداش!در کدام بسته پارچه ی سفید مناسب کفن هست؟ نشانش دادند. مرد دزد آن طاقه ی چلوار سفید را در آورد و به صاحبش گفت : ” این پارچه را برای کفن مادرم می خواهم، خودت که در جریان هستی باید حلال باشد آن را حلال بفرما“.

صاحب پارچه هم(مدیونی اگه فکر کنی از روی ترس !) با کمال میل گفت : ”آقا حلال! نوش  جان! از شیر مادر حلالتر!“ اما آقای دزد شریف قصه ی ما قانع نشد و چوب خود را برای زدن او بلند کرد و گفت ”نع! این طور فایده ندارد، باید آن‌قدر بلند بگوئی تا صدای تو به آسمان هفتم بلکم بالاتر برود و کلمه ی حلال حلال را خدا بشنود.“

صاحب پارچه هر چه توان داشت و حنجره اش یاری می کرد ، صدایش را انداخت توی سرش و آنقدر با صدای بلند "حلال حلال" گفت تا جناب دزد خیالش راحت شد و دست از سرش برداشت .

چون مرد راهزن با خوشحالی و خجسته دلی به خانه برگشت و چلوار سفید را دو دستی به مادر عزیزتر از جانش تقدیم کرد، مادرش گفت : ”پسر گلم! آیا مطمئن باشم که این پارچه کفنی، حلال است ؟یک وقت آتش نشود بچسبد به تنم! “ پسر به مادرش گفت : ”ننه ! خیالت تخت! کاری کردم که صدای حلال حلالش به آسمان رفت !“

(بقیه ی قصه در کتابها نیامده!)

بلانسبت حالا شده حکایت ما و همراه اول:

"همراه گرامی

با ارسال P1 به سامانه 990009 و غیرفعالسازی دریافت قبض کاغذی، به جمع همراهان طبیعت بپیوندید.

همراه اول"

تو این چند وقت ده ها بار همراه اول با مناسبت و بی مناسبت ،با فرستادن این پیام دعوت کرده با انصراف از دریافت قبض کاغذی به جمع همراهان طبیعت بپیوندیم! اما من هر بار پیام رو پاک کرده و دعوتشون رو قبول نمی کنم ! 

نه اینکه خیلی دلبسته و دلخسته ی رؤیت اون قبض کاغذی کذایی باشم! یا خدایی نکرده پدر کشتگی ای خُرده حسابی چیزی با درختهای بیچاره داشته باشم! نع! فقط می خوام ببینم کِی حضرات از رو میرن؟!

چند سالی هست که دیگه قبض کاغذی نمی بینیم و توسط همراه اول به اجبار و کَت بسته به جمع همراهان طبیعت سنجاق شده ایم ! ولی من موندم وقتی اون ها قبض کاغذی برا کسی نمی فرستن چه اصراری دارن ما حتماً P1 رو بفرستیم؟ چه اصراری دارن حتما از آدم رضایت نامه بگیرن ؟!مگه ما تا حالا چیزی گفتیم؟ خُب شما که دارین میرین همین دست فرمون رو برین جلو دیگه!

خلاصه من که از رو نمیرم ! ... میخوام ببینیم بعد از این دعوت به زبان خوش به چه حربه ای متوسل میشن؟ !نیشخند

نظرات (۲)

خُب ایرانسلی بشین! :)
البته در این حال هم باید هر روز لیست آهنگ های پیشواز جدید و تعرفه ی انواع جشنواره های مختلف رو دریافت کنین! 
موندم من که نمی تونم آهنگ پیشواز خودم رو بشنوم و از طرفی هم اونی که داره زنگ میزنه شاید سلیقه اش با من جور نیست؛ حالا چه کاریه آهنگ پیشواز بذاریم و هر روز هر روز عوضش کنیم ؟! :) ما که استفاده نمی کنیم D:
پاسخ:
نه قربونت ! من حوصله شارژ کردن و شارژ نداشتن و دردسرهای اینطوری خطهای اعتباری رو ندارم!
...
در ضمن تنها آهنگ پیشواز من صلوات خاصه ی امام رضا بوده و هست و هیچ وقت هم عوضش نکردم! یا این بوده یا هیچی نبوده!
هر کی هم با سلیقه اش جور نیست میتونه بهم پیامک بده تا من باهاش تماس بگیرم!  :)))   یعنی میشه با سلیقه ی کسی جور نباشه؟!!!!! ... بهش فکر نکرده بودم !
ولی انصافاً آنتن دهی ایرانسل بهتره! مخصوصاً تو جاده و مسافرت ها...! 

***
اتفاقا اگه صلوات امام رضاجان باشه خوبه اما به شرطی که همون باقی بمونه! 
یه بار یکی از آشنایان آهنگ پیشواز انتخاب کرده بود و بعد اپراتور هم یکی رو به عنوان هدیه براش در نظر گرفته بود؛ بعد یک در میان آهنگ پیشواز خودش و اپراتور پخش می شد و هر کاری هم می کرد حذف نمی شد! 
پیشوازهایی که هیچ ارتباطی به هم نداشتن! D: 

***
ارشد هم خوبه! سلام می رسونه! :)))
صد البته که امسال فقط برا آشنایی و بررسی اوضاع بود!!!! البته با این سطح آمادگی من بد هم نبود! یکم بیشتر فسفر بسوزنم فک کنم توانایی اش رو  دارم!  ؛) منتهاش از قدیم گفتن هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد! فقط مسئله قبولی نیست! اگه بخوام از دانشگاهی که دلم می خواد قبول بشم باید زحمت بیشتر تری بکشم! 
بازم کنکور شروع شد!!! ان شاء الله سال بعد با برنامه ریزی بهتر! ؛) 
پاسخ:
خدا رو شکر من از این هدیه ها نگرفتم! مگه همراه اول هم از این کارا می کنه؟ فکر کنم این شاهکارا از ایرانسل برمیاد  D:
بله ان شاءالله سال بعد! خدا رو شکر که این کنکور تجربه ی خوبی بود برات .
فقط...تدریس غرقت نکنه درس نخونی؟!!!   :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی