سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

یک تجربه - صامت "ی "و مصوت "ای"

دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۳۲ ب.ظ

آموزش کلمه هایی مثل: " زیاد" ، " بیا" ، "نیایش" و امثالهم که طرز نوشتن و تلفظ شون با هم فرق داره یکی از مباحث نسبتاً مشکل کلاس اوله! بچه ها یادشون نمی مونه اگه اول مصوت (ایـ) بیاد و بعد صامت (یـ ی) باید یکی رو بنویسن و اگه اول صامت (یـ ی) باشه و بعد مصوت (ایـ) باید هر دو نوشته بشه!

از اونجایی که این مطلب به طور خاص و کامل تو کلاس دوم تدریس و تو کلاس اول به طور کلی بهش اشاره میشه ، بعضی از معلمای کلاس اول ترجیح میدن سربسته از موضوع بگذرن و از بچه ها بخوان این چند کلمه رو به شکل استثنا حفظ کنند.

اما ... از اونجایی که من عادت به اذیت خودم و بچه ها دارم ، باید این مطلب رو با قواعدش به بچه ها یاد بدم! (به نظرم کارِ اشتباهیه! چه کاریه؟ خُب سال بعد یاد می گیرن دیگه!)

البته تو پرانتز بگم که از این کلمات معمولا تو املاها و آزمونا استفاده نمی کنم . پرانتز بسته!(اینقدر هم بدجنس نیستم دیگه!)

...

برای اینکه این مطلب خوب جابیفته به ابزار و وسایلی احتیاج داریم !

مواد لازم:

یک عدد سیب - یک عدد شکوفه ی کوچک گل مصنوعی (مثلا گل یاسِ!) یک صندلی یا هر چیزی که بتونه نقش صندلی رو بازی کنه !- دو تا برچسب (یـ)

یکی از (یـ) ها رو روی سیب می چسبونیم و سیب رو (ایـ) صداش می کنیم و اون یکی (یـ) رو رو گل یاس می چسبونیم و یاس رو (یـ) خطاب می کنیم!

...

قصه ای با این مضمون تعریف می کنیم که آقای (ایـ)[همون سیب] رو صندلی نشسته ؛ وقتی (یـ) کوچولو[همون یاس] میاد می بینه صندلی جا نداره پس باید بره یه جای دیگه بشینه !

روز بعد (یـ) کوچولو رو صندلی نشسته که آقای (ایـ) میاد ؛ چون (یـ) کوچولو هست و جای زیادی نمی گیره، آقای (ایـ) هم میاد و پیشش میشینه !

بعد شروع به کلمه سازی می کنیم .

(زیاد) ← زیـ یاد  :    اول ایـ اومده بعد یـ ← پس یکی نوشته میشه

می آییم   :             اول یـ بعد ایـ ←پس دوتاش نوشته میشه

پ ن: این میز و صندلی کوچیک رو یه سال بابای یکی از بچه ها که نجار بود برامون ساخته بود . وقتی دخترش نوشتن اسمش رو یاد گرفت یه روز دیدیم با یه کیسه ی بزرگ اومد سر کلاس ! وقتی کیسه رو باز کرد دیدیم برای همه ی بچه ها یکی یه صندلی کوچولو ساخته !!!!

۹۴/۱۰/۱۴
سپیدار

یک تجربه

نظرات (۵)

۱۵ دی ۹۴ ، ۱۹:۰۱ کلبه الفبا
چه جالب بود چرا زودتر بهم نگفتی اما دیر نشده بازم میگم میدونی که من دست به کپیم خوبه در ضمن ما هم مایه دارنیستیم مامانای بیچاره قبول زحمت کردند هزینه ی پیرینت رنگی برای زیبا شدن پوشه کا را بدهند
پاسخ:
کپی نه عزیزم ! .... استفاده از تجربیات دیگران !!!   :)))))
هر چند من خودم استاد کپی کاری هستم !:) مثل اینکه یه دوسالی از روی نقاشی بزرگان هنر این سرزمین کپی کردما  :D
پست "ای دریغ و حسرت همیشگی " ما رو نخوندی؟ ؛ )
والا با عرض شرمندگی!  مامانا هم بخوان من همچین اجازه ای بهشون نمیدم !!! (دیکتاتورم دیگه ! )   :D
از یکی از کپی کاری هام از رو شما ، در اولین فرصت پرده برداری می کنم !   :))))
...
آخه خوشگلی به چه قیمت؟!!!    ؛)
سپیداااار 
عزیزی 
یه دونه ایی
من و جوجه هام دوستت داریم 


پاسخ:
سلام
 :)
دل به دل راه داره عزیزم ! ما هم شما و جوجه هاتون رو دوست داریم ؛ )

۱۸ دی ۹۴ ، ۱۴:۵۷ کلاس کوچولو
سلام عزیزم دست مریزاد خدا قوت چه جالب توضیح دادید همیشه سلامت باشید 
روزگارتان خندان
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون از لطفت :)

۱۸ دی ۹۴ ، ۱۶:۲۹ کلبه ی الفبا
سلام خبر داری تجربیاتت تو دنیای مجازی دست به دست میچرخه؟؟؟؟
پاسخ:
سلام 
تو دنیای مجازی ای که ما توش هستیم همچین خبری نیست! از دنیای مجازی هم شانس نیاوردیم ... والا !    :)))
...
راستی !این تجربه هم درست مثل قصه های خودت ، من در آوردی لحظه ای بود ! اینقدر که همونطور که از تصاویر معلومه ،تو کلاس وسایلش رو جور کردیم !موقع تعریف این قصه یاد شما افتادم و قصه های فی البداهه تون !   :D
ممنون
خیلی عالی بود بسبار به من کمک کرد
پاسخ:
سلام
الحمدلله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی