سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

وصیت ...

دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۱۰ ق.ظ

وقتی مُردَم
اسکلتم را رنگ بزنید و
به آزمایشگاه مدرسه ای هدیه کنید
خودم برای همه توضیح می دهم:


بچّه ها
این جای خالی قلب است
که با کوچک ترین بی احتیاطی
آتش می گیرد


این کمر خم شده ای ست
که سال ها سایه اش را کول کرد


و این
پاهای قلم شده ای ست
که وقتی شعر می نویسم
در را کوبید و
برای همیشه رفت

حالا یک اسکلت روی ویلچر
شب ها
هلال های پازل ماه را می چیند
روزها
با فرمان از جلو نظام
لبخند ها را
پشت شیشه
به صف می کند

مجید سعدآبادی

پ ن1: نمیدونم اگه بندهای این شعر ، پشت سر هم نوشته میشد ،با نثر چه فرقی می کرد؟ !!!!!! مثلا نمیشد پشت سر هم نوشته بشه و اسمش بشه "متن ادبی" ؟!!!

پ ن2: این وصیت من نیستا!!!! گفته باشم ! من ترجیح میدم هرچی برداشتنیه بردارن ولی این چهار تیکه استخون رو خاک کنن!!!!

هم از ویلچر می ترسم هم سرمایی ام و میترسم سرما بخورم

۹۴/۱۰/۱۴
سپیدار

نظرات (۵)

فرهاد  و  اشتباه  گفته بودم  بهتون!
معنی اصلیش  شیدا و شیفته نیست.  (فکر می کنم تا الان دیگه خودتون پیدا کردین معنا رو)
!
اما در همین  بیت  فرهاد فقط  در معنیِ کناییِ   شیفته  است!   که با خوندن بیت هم  مشخصِ .
(ولی  مطمئناً اون روزی که  این و نوشتم  که فرهاد بمعنایِ آشفته است   این  بیت   تو ذهنم  بوده ؛  هر جا که مولّهی چو  فرهاد - شیرین  صفتی بر او گمارد )   چون   موله و فرهاد  کنار هم  بودن-
تو  ذهنم  اشتباهاً  فرهاد هم  بمعنایِ   واله  و شیدا ، معنی کردم.
***
و  خط  هم  که اصلا نیاز به باور کردن  نداشت-  و  اصلا  من نگذاشتمش  که  بخواد  کسی باور کنه  که این خطِ منِ -  چون  دو هفته  بیشتر  از گذاشتنِ  خطِ  (نه چندان قشنگم) نمی گذره !
***

پاسخ:
راستش دنبال معنی "فرهاد" نرفتم !
(چه بیت سختی تو ذهنتون بوده !)
...
خط رو هم قیاس از خود گرفتم ! وقتی متن یا جمله ای رو تند می نویسم اینقدر بد خط میشه که بعدها شاید خودم هم نتونم بخونمش اما وقتی حوصله کنم خطم بد نمیشه ! گفتم شاید شما هم مثل ما باشین !
...
متأسفانه یا خوشبختانه بلاگ بیان اجازه ی دست بردن تو کامنتها و تصحیحشون رو به ما نمیده ! 
سلام 

این که   چنین شعرهایی رو  زیر هم می نویسند  فکر  می کنم  بیشتر  بخاطر این باشه  که محل مکث و فراز و فرود   نوشته ها  بهتر مشخص  بشه . نه  اینکه  صرفا  با  این  کار   بشه  اسم  شعر   رو  اون نوشته و نثر  گذاشت!  البته شاید  مورد  این  پست  مصداق خوبی نباشه برا این حرف-
ولی  اگه  به همون پستِ (نمِ باران نشسته روی شعرم ...) برگردید!  قطعا  هدفش  همین بوده  که  محل مکث های اون  متن ادبی  بهتر به چشم  بیاد.

از اون ور  هم ، انتشارات فصل پنجم یه وقتی  اومد  بعضی از شعرهای   غزل و کلاسیک رو  هم   به همبن شکل در آورد که   ترتیب شکل  بیت و مصرع  رو  به هم ریخت - به همین خاطر  که  اوج و فرود  بهتر  مشخص  بشه!!  که هم  مخالف داشت  هم  موافق.
***

 
 

پاسخ:
سلام
اولین و شاید تنها مشکل (من) با این نوع شعرها همین اسم"شعر" هست که روشونه ! خب برای من نوعی که شاعر نیستم ، شعر تعریف خاصی داره . -سخن موزون و آهنگین -  این نوع شعرها اومدن و هر دو خصیصه ی مورد نظر من رو نادیده گرفتن ! حالا اگه این شعرهای به قول شما ، جوششی ، آهنگین باشن و فقط وزن نداشته باشن ، تو دسته بندی ما افراد عامی میتونه اسم شعر هم بگیره ولی اگه قرار باشه هیچ وزن و آهنگی نداشته باشه ترجیح میدم بهشون بگم "متن ادبی " و از خوندنشون لذت ببرم!
راستی ! اگه یکی از نثرهای ادبی  مثلا همین سعدی رو زیر هم بنویسیم میشه اسمش رو شعر بگذاریم؟  ؛ )
...
توضیح تون درباره ی دلیل زیر هم نوشتن این نوع شعرها خیلی خوب و قابل قبوله ، واقعا قانع شدم . 
زیر هم نوشتن شعرهای کلاسیک هم چون هنوز وزن و آهنگ شعر وجود داره ، از نظر من ایرادی نداره ! - اجازه میدم این کار رو انجام بدن -    ؛ ))     :D



...خط رو هم قیاس از خود گرفتم ! وقتی متن یا جمله ای رو تند می نویسم اینقدر بد خط میشه که بعدها شاید خودم هم نتونم بخونمش اما وقتی حوصله کنم خطم بد نمیشه ! گفتم شاید شما هم مثل ما باشین "

 خب   پس چرا  گفتید  که   نمی تونم   باور   کنم  که این  خط  از خودتونه؟؟؟

1 در صد  قیاس می کردین که منم  خط  اول و در بی حوصلگی نوشتم- و خط  دوم  و  سرِ فراغت!

  ***


پاسخ:
درسته حق با شماست ! باید اینطور فکر می کردم! (شرمنده )
ولی ...
با این حال ، خط یک نفر در حالت بدخطی و خوش خطی هم ،در نحوه ی نوشتن حروف و کلمات شباهت هایی دارن که دلالت بر یکنفر بودن نویسنده می کنه ! و تعجب من به خاطر نبود این شباهت ها بود و قصد اسائه ی ادب نداشتم !


اصلا  به  گلستان  سعدی  میگن: شعرِ منثور !
پاسخ:
واقعا؟!!!!!!! چه ترکیب عجیبی !
...
متأسفانه قسمت نظرات بلاگ ما آیکن نداره !
من دوست دارم عین این به قول شما متن ادبی وصیت کنم!!): ): ):
عالی و زیبا بود..دست نویسندش درد نکنه...دست انتشاردهندش هم درد نکنه!! (:
پاسخ:
واقعا؟!!!  چه دل و جرأتی ! 
من ترجیح میدم راحت بخوابم :))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی