سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

جغرافیا از تاریخ راست تر حرف می زند

شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۳۸ ب.ظ

نقشه دجله و فرات.png

این بین النهرین نه تنها تاریخ ، که گویی " فلسفه ی تاریخ" است که در صورت جغرافیا تجسم یافته است ، بین النهرین - عراق امروز - سرزمینی است میانه ی "دو رود" دجله و فرات !

شمال بین النهرین ترکیه و ارمنستان است. کوهستان‌های این سرزمین پوشیده از برف و یخ است، بی‌تضاد و بی‌تبعیض، یکنواختی‌ای سرد و برابری‌ای جامد، «از آنکه» حرکت نیست و «در نتیجه» حرکت نیست. اشتراک اولیه تاریخ چنین است. و از این سرچشمه واحد و مشترک، دو رود دجله و فرات سر می‌گیرند و به سوی جنوب سرازیر می‌شوند.

عجیب است که بزرگترین صحنه‌های نبرد و رویدادهای عظیم و قدرت‌ها و نظام‌ها و تمدن‌ها و چهره‌ها پرآوازه تاریخ و فرهنگ ما نیز در همین منطقه قرار گرفته است.

اینجا نه تنها تصویری سمبلیک و رمزی ازتضاد تاریخ و فلسفه و جبر و سرنوشت تاریخ است، که به راستی سرزمین تاریخ نیز هست. در شمال، امپراطوری بیزانس یا روم شرقی، قیصر و کشیش و دقیانوس و اصحاب کهف، و در آرارات کشتی نوح، و در شمال بین النهرین، آشوریان و در مرکز، تمدن آکاد و بابل و در جنوب، سومر، یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بزرگی که می‌شناسید و آنگاه، سرگذشت نوح ابراهیم و دانیال و بکدنذر (بخت نصر) و ذوالقرنین و اسارت یهود در بابل و صابئین یحیی.

و در این اواخر : خسرو و مدائن، پایتخت شاهنشاهی ایران در کرانه شرقی دجله، و بغداد: پایتخت خلافت اسلام، روبرویش، کرانه غربی دجله! یعنی هر دو در یک صف، یک جریان. و آن سوی بین النهرین، در کرانه فرات، کربلا، حسین!

همه چیز انطباق شگفتی دارد، این دو رود، از آغاز که از یک منبع سرچشمه می‌گیرند و بر بستر تاریخ پیش می‌آیند، از هم دور می‌شوند و اما نزدیکی‌های بغداد، مرکز خلافت اسلام، مظهر «اسلام خلافت»، به هم نزدیک می‌شوند و سپس در هم می‌آمیزند و یکی می‌شوند، و یک «شط بزرگ» را می‌سازند، «شط الاسلام» ؟ نه، «شط العرب»! 

 جالب! جغرافیا از تاریخ راست‌تر حرف می‌زند، طبیعی است، جغرافیا، طبیعت خدا است و تاریخ، طبیعت خان! و اما، تقدیری که بر طبیعت و تاریخ حکم می‌راند، نشان می‌دهد که علیرغم چنین توفیق بزرگی که جبهه زور و ظلم و مذهب حاکم به دست آورد، عدالت پیروز می‌شود و آرزوی برابری انسانی و زوال نفاق و نزاع ددمنشانه روباهان و گرگان تاریخ آدمی تحقق می‌پذیرد و مگر نه حق و عدل، هنگامی درجهان پدید می‌آید که کفر و ظلم به اوج قدرت خود برسد ؟ 

این است که «شط العرب» به «دریا» می‌ریزد!

--------------------------

از کتاب "حسین وارث آدم" دکتر علی شریعتی

۹۴/۰۸/۰۹

نظرات (۱)

با سلام ...
متن فوق العاده بود ، مثل همیشه ، کتاب های استاد شریعتی عالی و عمیق و مفهومی اند .
وبلاگ فوق العاده ای دارید .

توی "هژیر پارس" لینکتون کردم . شماهم لینک کنید تا از مطالب مفید هم لذت ببریم ^__^
پاسخ:
ممنون
به روی چشم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی