سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

به نام خدا بسم الله

پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

برای تقویت حافظه ی بچه ها ، یه قصه ی فولکلور درباره ی "بسم الله الرحمن الرحیم " براشون تعریف کردم و ازشون خواستم که قصه رو تو خونه برا مامان و باباشون تعریف کنن . والدین هم قصه ای که بچه ها تعریف می کنند رو تو یک یا چند تا برگه بنویسند و اگه خواستن به شکل کتاب دربیارن و بعد بچه ها برا اون کتاب تصویر سازی کنند .

نتیجه خیلی بهتر از اونی بود که فکر می کردم . فقط باید دفعه ی بعد یادآوری کنم ، بعضی از اولیا دست تو قصه ی بچه ها نبرند و کلمات و جملات اونا رو بنویسند و با کلمات قلمبه سلمبه ، قصه رو از حالت بچه گونه درنیارن .

موقع تعریف قصه معمولاً کلمات و توصیف هایی رو به کار می برم که بچه ها بخندن و یادشون بمونه و بعد تو  کتاب قصه ها می بینم اشاره ای به اونا شده یا نه ؟ معمولا اولیایی که دست تو قصه نمی برن اون قسمت ها رو  هم می نویسند و سانسور نمی کنند !!!

خلاصه ی قصه ی بسم الله الرحمن الرحیم:

زنی برای انجام هر کاری بسم الله الرحمن الرحیم می گفته و شوهرش که از این کار اون ناراحت می شده ، نقشه میکشه حالِ زنش رو بگیره! یه سکّه بهش میده و میگه یه جای امن بگذاره . زن با بسم الله تو صندوقچه می گذاره . مرد یواشکی سکّه رو برمی داره و به دریا می اندازه . بعد از چند روز مرد ماهی می خره و زنش موقع تمیز کردن ، سکّه رو پیدا می کنه . وقتی مرد سکّه رو طلب می کنه ، همشرش سکّه رو بهش میده و طبق معمول همه ی قصه های happy end مرد متنبه میشه و خودش هم برا آغاز هر کاری بسم الله میگه!

(فقط باید موقع  تعریف قصه ، پیاز داغ ماجرا رو زیاد کرد و ادای زن و مرد داستان رو قشنگ و بامزه درآورد.)

۹۴/۰۷/۳۰
سپیدار

نظرات (۳)

۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۳:۵۲ کلبه الفبا
واااای چه جالب بخدا منم این هفته همین داستان را گفتم
پاسخ:
ای جاااااان! 😊 
بالاخره یه بار دستتو خوندم !😆
همکار گرامی سلام
ممنون از پست های خوبی که می گذارید
می خواستم بدونم جطور تونستید اطلاعات قبلی رو بر گردونید
من از راهی که گفتید انجام دادم ولی ادامه مطلب در تمام پست هام از بین رفته
میشه راهنماییم کنید.
پاسخ:
سلام عزیز
اطلاعات قبلی رو که نتونستم برگردونم ! این لینکی هم که برا آرشیو مطالب تو پست ثابت گذاشتم ، بگیر نگیر داره ! خیلی وقت ها اونم باز نمیشه! یه جورایی مطالب بلاگفا رو همه مون از دست دادیم! مخصوصا "ادامه ی مطالب"رو!

سپیدارجان! یه سؤال: شما تو کلاستون کارورز دارین؟! اگه دارین که خوش به حالش! واحد کارورزیشو پیش یه معلم خلاق و باحال می گذرونه! راستشو بخواین حتی اگه این کارورز وجود خارجی هم نداشته باشه بهش حسودیم میشه! 
یعنی کاش موقع قصه تعریف کردن اونجا بودم:)
پاسخ:
کارورز؟!!!! کارورزم کجا بود؟!!!! دلت خوشه ها!!!! ولی خیلی دلم میخواست داشتم ! یعنی بعضی وقتها جای خالیشو حس می کنم !(خورزو خان ! )
....
پس کاش موقع آواز خوندن و تقلید صدا تو کلاسم باشی !!!       D:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی