سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عباس» ثبت شده است

او که هر روز با رفیقانش           بال در بال موج می رقصید

آه! تصنیف موج یادش رفت             از رفیقان خویش دور افتاد

***************

این متن رو یکی از دوستان برام خوند و من دلم رفت ...

می گویند زن های عرب دلشان که می گیرد، غصه که می افتد به جانشان، راه کج می کنند سوی حرم تو آقا...

می نشیند یک گوشه چادرشان را روی صورتشان می کشند هی می گویند یا عباس ادرکنی، ادرکنی بحق اخیک الحسین،

اصلا حرم ات معروف است به عقده گشایی و باز کردن سفره دل...

می گویند شیعیان مدینه کارشان که گیر می کند روزگار که سخت می گیرد، یک راست می روند پشت دیوارهای بقیع ستون دوم روبروی حرم نبوی . می روند و مادرتان را قسم می دهند به شما به شمایی که مشکل گشای دلها‌یی...

می گویند شما کاشف الکرب حسینی آقا...

می گویند هر که می رود کربلا غم های دلش حواله می شود به سوی حرم شما، عقده های دلش باز می شود در آن صحن، دلش آرام می گیرد...

یا عباس!

کرب هایم را برایت آورده ام

غصه هایم را آورده ام

نه راهی به مدینه دارم نه به کربلا . مانده ام در این شهر پر التهاب. مانده ام در این خستگی

نذر کرده ام برای دل خسته ام،نذر کرده ام بنشینم گوشه ای و برای دل خسته ام بخوانم:"یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ کَرْبی بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ"

دریاب این دل را...

***************

روزت مبارک عزیزترین

پ ن: شعر از علیرضا بدیع

عنوان از قربان ولیئی

۱ ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۵۸
سپیدار