سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۵۱ مطلب با موضوع «سفر» ثبت شده است

الان تو ایستگاه راه آهن تهران نشستم و حدود یک ساعت دیگه حرکت می کنم سمت مشهد( ان شاء الله)

دیروز حول و حوش ساعت 10 صبح یه دفعه بلیطش جور شد و من هنوز باورم نمیشه ، امام رضا (علیه آلاف التحیة و الثنا) اجازه ی پابوسی بهم داده!

پ ن 1: باید برای چهارشنبه یه معلم پیدا می کردم جای من بره کلاس! مدیر پیش دبستانی شیفت بعدظهر مدرسه مون قبول کرد جام بمونه و چقدر التماس دعا داشت برای دخترش.( این خانوم مدیر خیلی خیلی شبیه همسر شهید مسعود علی محمدی هست، وقتی قضیه شباهت رو به خودش گفتم ، خیلی ذوق کرد)

پ ن2:  یادم باشه چند نفر سلام  "مخصوص "رسوندن ! 

البته  من که دارم میرم "پابوس" !، اگه اجازه  ی" دست بوسی" دادن سفارشات " مخصوص " انجام می گیره!  ؛  )

پ ن3: ایران بدون امام رضا ، واقعا ناقص بود!

۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۰۲
سپیدار