سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۲۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

آزادتر از عطر گل و مرغ هوا باش

چون قاصدکی در دل این باغ رها باش

در کوچه‌ی خوشبختی ما رهگذری نیست

قدری بنشین، راه برو، عابر ما باش

چیزی به زمین‌خوردن دیوار نمانده‌ست

بی‌فاصله با بازترین پنجره‌ها باش

لبخند بزن ای نفست صبح بهاری

یا حرف بزن، در شب ما نور- صدا باش

از دست نرفتم که تو از پا ننشینی

برخیز که برخیزم، هستم که بیا…باش!

مژگان عباسلو

۲ ۰۳ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۲
سپیدار