سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

اینستاگرام »»» سپیدمشق 3pidmashgh
ایتا ٠۹۲۱۶۹۹۵۸۶۹

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۲۶۲ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی 

  که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی

*****

میلاد پیامبرمون و رئیس مذهبمون مبارک باشه انشاءالله

 

۰ ۲۹ دی ۹۲ ، ۰۰:۴۱
سپیدار
بی تو ، چه سخت می گذرد بر ستاره ها!
خورشید زخم خورده ی روی مناره ها!
گنجینه ی غریب خداوند بر زمین !
کی درک می کنند تو را سنگواره ها!
شعر از قربان ولیئى
۰ ۲۷ دی ۹۲ ، ۱۴:۰۰
سپیدار

با شروع پخش برنامه "راز" نادر طالب زاده از شبکه 4، تکلیف سه شنبه شب های ما هم روشن شد!

سری قبل، قسمت هایی که مجیدشاه حسینی، محمدحسین جعفریان، حاج سعید قاسمی، حسین بهزاد، شهریار بحرانی، وحید جلیلی ، مرضیه هاشمی،  دکتر فؤاد ایزدی و محمد حسین صفار هرندی مهمون برنامه بودن رو دوست داشتم.

امیدوارم تو سری جدید هم حضور داشته باشند.

 

۰ ۲۴ دی ۹۲ ، ۲۳:۲۹
سپیدار
یکی از شاگردام فردا میره مکه! . . .  منم میخوااااااااام!!  :(
اگه  روزی به خواست پروردگار، گردش ایام و دست روزگار ، منو بنشونه زیر اون ناودون طلای  خونه ی خدا، اونجا که میگن دعا مستجابه، از خدا 2 تا پیاده روی با کیفیت خواهم خواست:

یکی پیاده روی از نجف تا کربلای روز اربعین 

یکی هم پیاده روی از نیشابور تا مشهد روز شهادت امام رضا علیه السلام

پر واضحه که تاکیدم روی قسمت " تا" ی پیاده روی هاست ، حالا اگه "از"ش از تهران هم شد اشکال نداره! 

 دیدن پیاده روی اربعین و آخر صفر  امسال ، خیلی دلم رو سوزونده! 

 میثم مطیعی هم با مداحی ای که برای پیاده روی اربعین خوند، نمک روی این دل سوخته ی ما ریخت...

دانلود صوت و متن این مداحی در ادامه مطلب

۰ ۱۵ دی ۹۲ ، ۱۷:۴۳
سپیدار

من از خودم گله دارم...

من از خودم که ز کویت چقدر فاصله دارم...

اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟؟

________________________________________

دلم برای تو پر می کشد امام غریب

غمت ز سینه شرر میکشد امام غریب

زیارت تو که فوق همه زیارت هاست

دل مرا به سفر میکشد امام غریب

_______________________________________

ای بسته به گوشه ی ضریحت دل من!

من زخمی غربتم، شفا می دهی ام؟؟؟؟

______________________________________

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود

ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار

به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"

خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده

خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست

خدا کند که مریضی من دوا نشود

ز روزگار غریبم گشته است معلوم

شفای ما به قیامت بجز رضا نشود...

"این شعر از حضرت آقا درباره ی امام زمانه "

______________________________

 گر چه آهو نیستم ، اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها ، به دادم می رسی ؟

تقصیر خودم نیست که آهو نشدم. . .

۰ ۱۲ دی ۹۲ ، ۱۱:۲۴
سپیدار

 کوچه ای تنگ، کوچه ای باریک ، شده کابوس هر شب آقا

_____****_____****_____****_____****_____

گل کرده در زمین، کرم آسمانیت 

آغوش باز می رسد از مهربانیت 

حالا بیا و سفره مینداز سفره دار 

حالت خراب می شود و ناتوانیت 

دارد مرا شبیه خودت پیر می کند 

جان برده از تمام تنم نیمه جانیت 

یوسف ترین سلاله ی تنهاتر از همه 

سبزی رسیده تا به لب ارغوانیت 

این گرد پیری از اثر خاک کوچه است 

بر موی تو نشسته ز فصل جوانیت 

باید که گفت هیئتِ سیار مادری 

خرج عزا شدیّ و خدای تو بانیت 

زهر از حرارت جگرت آب می شود 

می گرید از شرار غم ناگهانیت 

زینب به پای تشت تو از دست می رود 

رو می شود جراحت زخم نهانیت 

آقای زهر خورده چرا تیر می خوری؟ 

چیزی نمانده از بدن استخوانیت 

۰ ۱۰ دی ۹۲ ، ۲۳:۲۳
سپیدار

روزی که قلبم داغ دار مادرم بود

بابادلم خوش بود دستت برسرم بود

بابادلم خوش بود هستی در بر من

هستی همیشه هم پدرهم مادر من

هجده بهار زندگانی ام تو بودی

آری رسول مهربانی ام تو بودی

از ماه و خورشید و ستاره رو گرفتم

من سال ها با بودن تو خو گرفتم

مهمان هر روز سرایم ، نازنینم

باور نمی کردم که داغت را ببینم

من ماندم و یک کوه غم با بی قراری

باور نمی کردم که تنهایم گذاری

سنگ صبور فاطمه ، ای چاره سازم

فکری نکردی باغم وغصه چه سازم

بی مادری کافی نبود ای جان هستی؟

بارفتنت یک باره قلبم را شکستی

رفتی یتیمی شد نصیب دختر تو

مشکی به تن کرد دختر غم پرور تو

ما مدتی بابا عزادار تو بودیم

در حسرت یک بار دیدار تو بودیم

اما نمیدانم چه شد ماتم عوض شد

تو رفتی و دیگر مدینه هم عوض شد

بعد از تو بین عده ای از روی نفرت

بالا گرفت دعوا سر حق خلافت

بعد از تو حال و روز ما زار و حزین شد

بعد از تو دیگر مرتضی خانه نشین شد

روزی چهل بی بند وبار از ره رسیدند

با بی حیایی خانه را آتش کشیدند

گستاخی از روی عداوت حرف بد زد

او بر در خانه رسید و با لگد زد

بین در و دیوار من افتادم آن وقت

در راه دین شش ماهه ام را دادم آن وقت

افتادم و دیدم که پهلویم شکسته

دیدم به سینه میخ داغ در نشسته

دیدم که طفلم بین آتش جیغ میزد

قنفذ به دستم با غلاف تیغ میزد

از شدت درد کمر دیگر نگویم

از کوچه و دست عمر دیگر نگویم

خوردم به دیوار و گرفتم دردشانه

گوشواره ام را مجتبی آورد خانه

بعد از تو سهم مرتضی دربه دری شد

زهرای تو سه ماه و اندی بستری شد


شاعر علیرضا خاکسار

۰ ۱۰ دی ۹۲ ، ۱۹:۴۵
سپیدار

روز عزاى رحمه للعالمین است     آغاز غربت امیرالمومنین است

صلی الله علیک یا رسول الله 

اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

پیر قدیس را تا کشتند            همه اهل بیت را کشتند  

دو زن بی پسر حسود شدند           پدر چشمه سار را کشتند 

 کورهای مدینه جمع شدند          شمس را بین حجره ها کشتند 

 در هواخواهی هواخواهان           مصطفی را چه بی هوا کشتند 

جگر این همه پیمبر را           سوختند و جدا جدا کشتند  

مرکب حرف را مرکّب خواست           سخنش را غبارها کشتند  

 سینه مصطفی است جای حسین           خویش را هم فرشته ها کشتند  

جبرئیل امین کجا برود ؟!            دوستش را چه بی صدا کشتند  

تکمه های لباس او  وا شد           خویش را خیل انبیا کشتند  

آسمانها گریستند بر او            مگر او را به کربلا کشتند؟!  

منبرش را فروخت ابلیسی           خطبه ها را عجب به جا کشتند  

اصلاً اینجا خدا غریب شده           چون که او را سر خدا کشتند  

مادر اهل بیت می سوزد           پدر اهل بیت را کشتند 


شعر از محمد سهرابی

۰ ۱۰ دی ۹۲ ، ۱۸:۱۷
سپیدار

امروز فیلم سینمایی" سپیده " رو از شبکه 3 دیدم ، یکی از سه گانه ی سپیده ، سایه و ستاره. از اون فیلمهای قشنگه. (گویا قراره سایه و ستاره رو هم امروز بده!!)

بازیگراش، پریوش نظریه و آرش مجیدی. 

زن و شوهری که عاشقانه هم رو دوست دارن. سپیده (پریوش نظریه) که باردار است، دچار یک بیماری قلبی صعب العلاج است. تصمیم می گیره بچه رو نگه داره ... .

بازی ها خیلی روون و قابل باور . بازی "آرش مجیدی"  در نقش شوهر سپیده، مثل همیشه عاااااااااااالی! 

دیالوگها به جا و قشنگ ، مخصوصا قسمت هایی که مادر برای بچه ی به دنیا نیومده اش میگه(ضبط می کنه).  

آقای روح الله حجازی ! متشکرم بابت ساختن این فیلم خووووووب!

۰ ۱۰ دی ۹۲ ، ۱۲:۴۸
سپیدار

 

یادش به خیر راهپیمایی روز ۹ دی ۸۸

اسم ۹ دی، حس خوبی بهم میده . اگه نمی رفتم مطمئنم خودم رو به خاطر این کوتاهی نمی بخشیدم.

خدا رو هزار مرتبه شکر که اون روز من هم بودم.

شیرینی اون راهپیمایی رو فقط باید بودی و حس می کردی تا بفهمی.

شیرینی اهلا من العسل

 

۰ ۰۹ دی ۹۲ ، ۱۵:۳۲
سپیدار