سوءتفاهمات مجازی
شاید بی اغراق بشه گفت تو ارتباط کلامی بیشترین سهم رو تو انتقال بار احساسی و معنایی یک جمله، لحن و موسیقی کلام گوینده به عهده داره .
همین جمله ی ساده ی " کجا بودی؟" رو نگاه کنیم . با تغییر لحن می تونیم معناهای مختلفی رو انتقال بدیم . مثلا میتونیم طوری ادا کنیم که یعنی نگران طرف مقابل بودیم . یا طوری که نشون بده عصبانی هستیم از دیر کردنش
. یا طوری بگیم که یعنی میدونم کجا بودی و طرف خجالت بکشه
. یا با گفتن این جمله به طرف بفهمونیم چقدر دلمون براش تنگ شده و خیلی وقته ندیدیمش
. یا نه طوری این جمله ی پرسشی رو ادا کنیم که یعنی از بودن طرف تو جایی خاص تعجب کردیم و باورمون نمیشه بودنش تو اون جای خاص رو
. یا با لحنی بگیم که اصلا برامون مهم نیست کجا بوده ولی حالا که اصرار داره بگه ، میشنویم !
حالا بگذریم که فشار یا آکسونی که روی بعضی کلمات جمله می گذاریم یا کشیده و کوتاه ادا کردنشون و بلندی و آرامی صدامون و زبان بدنمون موقع ادای اون جمله و هزار تا عامل دیگه میتونه به یه جمله ی واحد معانی متعدد بده و به همه ی اینها اضافه کنید میزان آشنایی ما با شخصیت و طرز بیان طرف مقابل که کلاً میتونه معنای جمله رو به هم بریزه یعنی با این که جمله و لحن نشون میده طرف عصبانیه یا براش مهم نیست بود و نبود ما یا نگرانمون بوده ولی با شناختی که ازش داریم بفهمیم طرف داره تیکّه میندازه بهمون یا از روی دلتنگی داره اینطوری حرف میزنه و یا با اینکه لحنش لحن دلتنگی و دلسوزیه اما در واقعیت عصبانیه و چشم نداره ما رو ببینه ! و ...
با این همه یارِ کمکی که تو انتقال پیام در شکل ارتباط رو در رو وجود داره باز هم چقدر سوء تفاهم و ناراحتی پیش میاد و برای پایدار بودن رابطه ، چاره ای نیست جز حرف زدن و توضیح خواستن و توضیح دادن و توضیح شنیدن و مثبت نگری و مثبت اندیشی !
حالا اگه بخواهیم یه جمله ی ساده رو تو فضای مجازی برای کسی بنویسیم ، کسی که با شخصیت و طرز بیان ما آشنایی نداره و لحن ما و چهره ی ما رو هم که موقع نوشتن و ادای اون کلمات نمی بینه ، تصور کن چه سوءتفاهمات و سوءبرداشت هایی که ممکنه پیش بیاد ! مخصوصا اگه به این شکلک ها و استیکرها هم دسترسی نداشته باشیم .
دنیای مجازی محدودیت های زمانی و مکانی رو از پیش پای ارتباطات برداشته ولی با حذف ارتباط رو در رو و یارهای کمکیش و محدود کردن فضای ارتباط به صفحه ای کوچک، مشکلات و ابهامات دیگه ای بهش وارد کرده . نمیدونم چه راهی وجود داره برای رفع این مشکلات ولی بارها و بارها شاهد و یک طرف این سوء تفاهمات و سوءبرداشتها بودم .
...
یه نمونه ، تو یه گروه محدود مجازی دارم با کسی درباره ی یه مطلب خاص بحث می کنم . خیلی آروم و ریلکس ! که نفر سوم وارد میشه که بهتره دعوا نکنید و این چیزها ارزش دلخوری نداره و غیره و من متعجب که: دعوا؟!!! فلانی خودش خوب میدونه چقدر برام عزیزه و دوسِش دارم . ما فقط داریم مثل دو تا آدم عاقل و فهمیده با هم حرف می زنیم ! همین!!!
تو این چند سالی که وبلاگ دارم جز یه مورد تو سه سال پیش(تو وبلاگ نابود شده ی قبلی ) که مجبور بودم جواب توهین های خانمی رو با ناراحتی ولی مؤدبانه بدم ، یادم نمیاد جواب کامنتی رو با دلخوری و عصبانیت داده باشم . شاید تو واقعیت عصبانی بشم و تند جواب بدم ولی امکان نداره موقع نوشتن پاسخ، عصبانی باشم اون هم به این دلیل ساده که معمولا یه فاصله ای بین خوندن کامنت و پاسخ دادن می افته که خودش باعث آروم شدنم میشه . حتی موقع نوشتن مطالبی که به اصطلاح غُرنامه است و به ظاهر دارم حرص می خورم هم می تونید 90 درصد مطمئن باشید که لحنم کاملاً آرومه و اونقدرها هم که به نظر میاد عصبانی نیستم! (اصلا من تو نوشتن خیلی مهربونتر از واقعیتم!)
پس دوست عزیزی که فکر کردی با سؤالت من ناراحت شدم ! و فکر کردی جوابم با ناراحتی و عصبانیت بوده و من رو با عذرخواهیت شرمنده کردی!... نه عزیزم ! به هیـــــــــــــــــــــــــــــــچ وجه از سؤالتون ناراحت نشدم (که اصلا جای ناراحتی نداشت ) و جوابی که دادم کاملاً دوستانه و با آرامش بود . تنها یه توضیح ساده برای رفع ابهام.
البته حتما اشکال و اشتباه از من هم بوده که شما همچین برداشتی کردین، با این حال ممنون و سپاسگزار میشم که دوستان جوابهای سپیدار رو همیشه با عینک خوش بینی و مثبت نگری بخونند!