ای شکم خیره !به نانی بساز
تو کلاس بودم . دوستم صِدام کرده ، یه دقیقه بیا بیرون .
دوتا از شاگرداش رو آورده بود تو سالن و میخواست من هم شاهد ماجرا باشم !
□□□
دو تا بچه کلاس اولی با هم حرفشون شده بود ، سرِ چی؟ پول !
چند روز پیش اولی از دومی 500 تومن قرض کرده بود برا گرفتن خوراکی* !!!(ای کارد بخوره ...) و حالا که میخواسته برگردونه دومی می گفت باید هزار تومن بدی !!! (اول فکر کردم پای نزول و اِسکُنتی چیزی درمیونِ
) و منتظر بودم ببینم دقیقا چه توجیحی برای این 500 اضافه میاره !!! صدی چند حساب کرده؟! که دیدم نه انگار قصه یه چیز دیگه است .
سر امتحان ریاضی همونی که 500 تومن قرض گرفته به دوستش گفته : اگه کمکم کنی و جوابها رو بهم بگی 500 تومن بهت میدم !
قرض دهنده قبول نمی کنه .(به به! چه انسان شریفی!) ولی وقتی در حین امتحان اجازه می گیره میره بیرون و بعد که برمی گرده متوجه میشه بعــــــــــــــــــــــــله! دوستش زحمت کشیده و از رو برگه ی اون جوابها رو نوشته .
□□□
حالا که دوستش آورده 500 تومنش رو پس بده ، 500 تومن "برگه" رو هم می خواست ناقلا!(همون پولی که فکر می کردم از روی شرافت و درستکاری قبول نکرده بود)
*******************
پ ن: نمی دونستیم چه عکس العملی باید نشون بدیم (تا حالا با چنین مسأله ای مواجه نشده بودیم خُب!) بنابراین تا اطلاع ثانوی فرستادیمشون سر کلاس و !
من که موقع شنیدن داستان از زبون بچه ها نمیتونستم جلوی خنده م رو بگیرم! فکر کن با خنده میخواستم دعواشون هم بکنم!
*********************
غیر از موضوع تقلب و پول برگه - که هنوز هضمش نکردم - این قرض کردن و کَفِّ نفس نداشتن برام مسأله ست.
* قرض کردن و نسیه خریدن اخلاق ناپسندیه که متأسفانه دامنه اش به بچه های کوچیک هم رسیده ! (البته که منظورم در مواقع غیر ضروریه ؛ مواقعی که مطمئناً همه مون نمونه هایی ازش سراغ داریم!!!!) وقتی تو مدرسه ی غیر انتفاعی درس میدادم ، بعضی از اولیا با بوفه ی مدرسه صحبت کرده بودن و بچه هر چی میخواست میخرید و می نوشتن به حساب پدرش !!! بعضی ها هم به تأسی از اونا ، خرید می کردن و والدینشون مجبور میشدن بعدا برن تسویه کنن! این یعنی بچه ها از همین حالا یاد می گیرن نسیه خرید کنن! کِی و چه طور این بچه ها باید مناعت طبع رو یاد بگیرن؟ خدا میدونه ! ( البته همون روزا هم بوفه ی مدرسه حق نداشت به شاگردای من نسیه بفروشه ! آخه کلاس اولی ها معلم بداخلاقی داشتن که اگه می فهمید شاگرداش دارن نسیه خوری می کنن ... )
یکی از موضوعاتی که تو کلاس ما مطرح میشه ، ستایش قرض دادن و کمک کردن و نکوهش قرض کردن و دست جلوی خلق دراز کردنِ! نمیدونم چقدر یادشون می مونه ولی امیدوارم تو ناخودآگاهشون تأثیر بگذاره و عوامل دیگه به تثبیت و تعمیق این اخلاق کمک کنند !(انسان به امید زنده است دیگه!)
پدرم یه اخلاقی داره که ما هم کم و بیش سعی می کنیم بهش پایبند باشیم و اون : تا جایی که میتونی نقد بخری ، نسیه نخر ! و اگه باید بین نخریدن و نسیه خریدن یکی رو انتخاب کنی ، اگه میشه و ضروری نیست ، نخر ! اعتقاد داره وام و نسیه برکت زندگی رو می بره!
آبی ست آبرو که نیاید به جوی خویش از تشنگی بمیر و مریز آبروی خویش
در حفظ آبرو ز گهر باش سخت تر کآن آب چون که رفت نیاید به جوی خویش
دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز پل بستهای که بگذری از آبروی خویش
صائب تبریزی