یار پیداست که دیوانه پرست است هنوز...
پنجشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۰۸ ق.ظ

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم دود از کفن برآید»
مردی از گور به پا خاست که مست است هنوز
خبر آورد که میخانه نبسته است هنوز
ذوالفقار علی و گوشه نشینی؟ هیهات!*
نه مگر پهلوی آیینه شکسته است هنوز
این سوی واقعه عباس زمین خورد و حسین،
آن سوی معرکه بر اسب نشسته است هنوز
«ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه؟»
یار پیداست که دیوانه پرست است هنوز
«مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟»
که دلت بر سر پیمان الست است هنوز
هر کجا قبر مُرید علی و آل علی است
بگشایید که شمشیر به دست است هنوز
(مهدی جهاندار)


مصرعی از این شعر رو تو وبلاگ دوست داشتنی بیمارستان دریایی دکتر یونس دیدم و تو جستجوی اینترنتی به متن کامل این شعر قشنگ رسیدم.


گویا شعر رو برای حجربن عدی سروده اند.
*این بیت به طور اخص و کلا این شعر ، منو یاد شعر فوق العاده ی "احمد بابایی" انداخت . شعری که شنیدن شعر با صدای خود شاعر ، شیرینی شعر رو برام دو چندان کرد. متن کامل شعر بابایی و دانلود اون: اینجا
۹۳/۰۸/۲۲