سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کبری آسوپار» ثبت شده است

۰ ۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۵:۴۱
سپیدار

قاصدک را که فوت کردم

دعا کردم یکی شان به تو برسد!

عشق، آدم را خرافاتی می کند

حتی به فال معتقد می شوی؛

قاصدک که خود اهل رفتن است…

 

بیت بیت حافظ که هیچ،

خط به خط کف دست هایم را می گردم؛

شاید کسی، جایی، چیزی از آمدن تو گفته باشد!

 

خرافه بیشتر از این؟

ته مانده ی قهوه هایی را که بی تو خورده ام

پی رد پای تو گشته ام!


شعر از کبری آسوپار

پ ن : از شعر خیلی سر در نمیارم . مخصوصا شعر سپید! ولی تصاویرنهفته تو این شعر رو دوست دارم!

۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۰۲:۲۰
سپیدار