سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سه شنبه» ثبت شده است

تا حالا درباره ی روزهای هفته فکر کردین؟!!! نه؟!!! درست مثل من! فقط از اونجایی که دوست داشتن و نداشتن معمولا دلیل نمیخواد، همینجوری از یک شنبه خوشم نمیاد و همینجوری تر ، دوشنبه رو دوست دارم!

این توصیف نادر ابراهیمی از " سه شنبه " هم به نظرم خیلی جالب اومد:

سه شنبه ، نه مژده ی شروع دارد نه نشاط پایان ؛ نه سهمی از ابتدا ، نه دانگی از انتها . نه راهی ست سربالا ، که به امید رسیدن به قله یی بتوان نفس زنان و کوفته پیمودش ، نه سرازیر است که شادی ترک قله را با شوق رسیدن به خانه و زمین گذاشتن کوله و کندن پوتین های چسبیده به پا و باز کردن دکمه های بادگیر و دراز کردن آسوده ی پاها را داشته باشد.    

قله هم ، اما ، نیست. پس به داد سه شنبه ها باید رسید . آن را چنان لبریز کنیم که به درون چهارشنبه ها سرریز کند و از آنجا ، چکه چکه ، به درون کاسه ی آبی پنجشنبه ها بچکد .

از کتاب " یک عاشقانه ی آرام" ، نادر ابراهیمی     

پ ن : البته برا ما ، دوشنبه حُکم روز وسط هفته رو داره و همچنان خالی!

۰ ۱۱ آذر ۹۳ ، ۱۶:۲۰
سپیدار