سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دل تکانی» ثبت شده است

آهن دلان به آه ملایم نمی شوند          چون قفل بسته را به نفس واکند کسی؟

صائب

پ ن:

خیلی هامون می دونیم "دل تکونی" مهمتر از "خونه تکونی" هست و خیلی هامون هم می تونیم ساعتها درباره ی اهمیت و لزوم این کار سخنرانی کنیم و کتاب بنویسیم . اما اینکه خودمون واقعا عامل به دانسته هامون هستیم یا نه مهمه ! چقدر شده تو همچین روزایی که فکر کردیم حالا وقتشه که یه تکونی هم به این دل سنگین شده مون بدیم ، بهونه آوردیم که : این نه ! این خیلی اذیتم کرده ! اون نه ! اون باید اول پا پیش بگذاره ! فلانی نه !بود و نبودش مهم نیست ! و ... خلاصه فقط گرد فراموشی رو از روی کینه های تلمبار شده تو دلمون پاک کردیم و اون ناراحتی و کینه رو جلا داده و تمیز گذاشتیم سر جاش !درست مثل وقتی که تو خونه تکونی به یه سری وسایل قدیمی و به درد نخور و جاگیر و بلااستفاده برخورد می کنیم که چون دلمون نمیاد دورش بندازیم فقط تمیزشون می کنیم و دوباره میگذاریم سر جاش !

۱ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۵۵
سپیدار