سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازنشستگی» ثبت شده است

1-

تو خبرها شنیدم آموزش و پرورش سال آینده سی هزار معلم کم داره !

2-

اونطوری که شنیدم تو دو سال آینده ،خیلی از مدیران و معلمان منطقه مون بازنشسته میشن . یعنی 2 سال تحصیلی آینده همین منطقه ی ما نیاز به صدها نیرو خواهد داشت که جای خالی رفتگان رو پر کنند . و این یعنی صدها فرصت شغلی که فقط تو منطقه ی ما ایجاد میشه .  

مدیر مدرسه ی ما هم خودش جزو همین صدها نفره (صدها نفر که غلوه! حالا هر چند نفر! ) و به گفته ی خودش خیلی از مدیران و معاونان و معلمان منطقه باهاش  هم همدوره هستند و تقریبا با هم بازنشسته خواهند شد. 

***

اولش به نظرم اومد که اتفاق خوشایندی در شُرف وقوعه . بالاخره بازنشسته شدن اینهمه فرهنگی یعنی ایجاد شدن جای خالی ؛ و جای خالی هم یعنی استخدام نیروهای جدید .

طبعا خوشحال شدم که حداقل اینطوری برا تعدادی جوون تو این منطقه و سی هزار جوون تو کشور ، فرصت شغلی ایجاد میشه و گذشته از اون ، نیروهای تازه نفس وارد آموزش و پرورش میشن و این یعنی شادابی بیشتر انشاءالله.

تو همین خیال خوش بودم که از مدیرمون پرسیدم بعد از بازنشستگی میخواد چه کار کنه؟ (نه این که من برا اون روز موعود به شرط حیات ، خیلی برنامه دارم خواستم بدونم بقیه چه نقشه ای کشیدن! ) جواب شنیدم که : بازنشسته نمیشم و تصمیم دارم تو آموزش و پرورش بمونم!!!!!

تو ادامه ی خبر اول مطلب هم گفته شد برای پُر کردن کلاسها و مقابله با کمبود 30 هزار معلم ، از معلمهایی که دارن بازنشسته میشن استفاده ی مجدد خواهند کرد!( تا حالا سعی کردین آخرین قطره ی آبمیوه یا شیر رو از داخل پاکت خارج کنید؟ یا تا حالا دیدین کسی آب بریزه تو ظرف رب و خالیش کنه تو غذا تا خدایی نکرده کسی متوجه نشه قبلا تو اون ظرف رب بوده؟ تا حالا اینقدر گرسنه بودین ته بشقابتون رو هم لیس بزنید؟ ... هیچی ! شما هم چه کارهایی می کنیدآ !)

...

بله ! به همین راحتی ! آموزش و پرورش اعلام نیاز میکنه و بسیاری از بازنشسته ها قبول می کنند چند سال دیگه به خدمتشون ادامه بدهند ! و به همین راحتی جوانان بیکار همچنان بیکار می مانند !( نه اینکه حق و حقوق معلمهایی که فول تایم کار می کنند رو خیلی به موقع میدن ، و نه اینکه اصلا اون حق و حقوق خیلی زیاده ! آدم وسوسه میشه شصت سال دو شیفت کار کنه ! )

...

پیش خودم فکر می کنم این خودخواهیه که بازنشسته ها با کمترین امتیازی قبول می کنند بمونند و جاشون رو به جوانترها ندهند . اگه بازنشسته ها قبول نکنند بعد از بازنشستگی همچنان سر کار بیان، مدارس و کلاسها رو که نمی تونن خالی بگذارند مجبور میشن نیروهای جدید رو به کار بگیرند . اما حیف که خیلی ها از ماها جز خودمون کس دیگه ای رو نمی بینیم. 

...

نمیدونم ! شاید دلایل منطقی برا این کارشون دارند و روزی که خودم هم به سن بازنشستگی برسم تصمیم بگیرم پا جا پای اونها بگذارم ! ولی عجالتا و با عقل الآنم نظرم اینه که بازنشسته ها تا جایی که امکان داره باید جا رو برا جوونترها خالی کنند !

***

پ ن: اگه تا زمان بازنشستگی خودم و سپید مشق زنده باشیم ، باید به این مطلب یه نگاهی بندازم ببینم اونوقت نظرم چیه؟  :)

بعدا نوشت: خیلی از کسانی که بعد از زمان بازنشستگی همچنان تو مدرسه می مونن استدلالشون اینه که بعد از سی سال سر کلاس رفتن ، تو خونه حوصله شون سر میره و برای گرم کردن سر خودشون مجبورن برن مدرسه ! ... بهشون حق میدم ... ولی شاید راه های بهتری هم وجود داشته باشه ! 

۲ ۲۵ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۷
سپیدار