سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آموزش و پرورش» ثبت شده است

این چند روز تو شبکه های مجازی و حتی تلویزیون خبری شنیدیم با این موضوع : تنبیه بدنی دانش آموز فلان مدرسه در فلان شهر با سیم شارژر ، با شلاق و یا سیلی توسط معلمش!!!

همین اول موضع خودم رو روشن کنم که کسی فکر نکنه خدایی نکرده من موافق تنبیه بدنی دانش آموزا هستم ! نه عزیزم ! تنبیه بدنی خیلی هم ناپسنده و علاوه بر اینکه با کرامت انسانی معلم و شاگرد در تضاده ،هیچ مشکلی رو هم حل نمی کنه و مهمتر از همه حق الناسیه که خداوند خدا نمی بخشه و در روز موعود وبال گردن اون معلم کذایی میشه ! و البته یکی از مصداق های بارز حدیث " بترس از ظلم به کسی که جز خدا فریاد رسی نداره!"است . . .

و اما بعد ...

ولی الان من میخوام از یه زاویه ی دیگه به این مسئله نگاه کنم .

یه کم برگردیم به چند دهه قبل و ببینیم قرار بود چطوری یه نفر معلم بشه برای تربیت بچه های این مملکت .

خیــــــــلی سال قبل یه جایی بود به اسم "تربیت معلم"! تو این مراکز کسانی با آزمون کنکور وارد میشدند تا دو سال مورد آموزش و "تربیت" قرار بگیرند و تبدیل بشن به "معلم" ! خب طبیعتا روانشناسی رشد و کودک و روانشناسی تربیت جزء دروس اصلی این مراکز بود .

اما مهمتر از این درسها به نظر من زندگی اجباریِ خوابگاهی و شبانه روزی این متقاضیان شغل معلمی بود. زندگی خوابگاهی چیز بسیار مهم و ارزشمندی بود که دانشجو معلمها یاد می گرفتن تعامل با دیگران رو . یاد می گرفتن چطور با اخلاقهای مختلف و متضاد سازگار بشن . صبوری و کنترل خشم و ناراحتی رو تمرین می کردن . زندگی با چند نفر توی یه اتاق (ما 13 نفر بودیم !!!!!!!!) خیلی چیزها به اون بچه ها یاد می داد و یواش یواش بزرگشون می کرد و آماده شون می کرد تا بتونن با چند ده دانش آموز با اخلاق و رفتار متضاد ، خوشایند و ناخوشایند ، از خانواده های مختلف با سبک زندگی ها و تربیت های متفاوت ،در یک کلاس زندگی کنند ! (تو اون مراکز تربیت معلم مرحوم ، زندگی خوابگاهی اجباری بود . شنبه تا چهارشنبه باید تو خوابگاه می موندی با مرخصی های مشخص . حتی اگه خونه ات دیوار به دیوار اون مرکز بود!)

اما متاسفانه اون مراکز به علت بار مالی!!!!!!!!!! تعطیل شد و آموزش و پرورش بدون توجه به صلاحیت های افراد ، صرفا به خاطر داشتن مثلا یه لیسانس در هر رشته ای و بدون اینکه واقعا شناختی از روانشناسی کودکان و نوجوانان داشته باشند استخدام و روانه ی کلاسها کرد !(به نظر شما گذراندن کلاسهای یه ماهه دو ماهه برای آماده شدن یه فرد برای معلم شدن کافیه؟ حالا از تق و لقی و باری به هر جهت بودن و صرفا برای پر کردن رزومه که بگذریم تو این کلاسها بیشتر تمرکز روی روش تدریسه نه تعامل و رفتار با دانش آموزان!)بگذریم که خودم معلمهایی ضد دین و منزجر از ایران و فرهنگ ایرانی تو مدارس دیدم!!!!

بعدها نشستن و دیدن عجب کار اشتباهی شده !!!! و اومدن "دانشگاه فرهنگیان" رو تاسیس کردن و تصمیم گرفته شد دوباره برای کلاسها "معلم" تربیت کنند . اما بدون بخش  مهم"زندگی اجتماعیِ خوابگاهی)!

این اولین موردی که به ذهنم میرسه برای چرایی وجود افرادی که صلاحیت و شخصیت معلمی ندارند در جایگاه معلمی در مدارس ما!

اما دومین مسئله به نظرم موضوع معیشت معلماست !

بیایین یه آقا معلم رو تصور کنید که باید با حقوق بسیااااار کم خرج خانواده اش رو بده (به اعتراف وزیر سابق که فرمودن در بین تمام کارکنان دولت در تمام ارگانها و وزارتخونه ها ، معلمها کمترین حقوق رو می گیرن !) در نظر داشته باشید که تدریس کار بسیار سختیه مخصوصا در مقاطع پایین تر که معلم هم مسئول تدریسه و هم یه جورایی مسئول یادگیری! و باید تا حد امکان مطمئن بشه دانش آموزانش درس رو یاد گرفتن ! با رفتار پسربچه های شلوغ و ... هم که آشنا هستید ! فکر کنید 30- 40 تا از این گودزیلاها تو یه کلاس 30-40 متری جمع شده باشن ! (کلاس من الان 44 نفره است. 44 دانش آموز کلاس اولی در کلاس حدود 30-35 متری!!!!!!)خب به نظرتون با این وضع فاجعه بار اقتصادی ، آیا  آستانه ی تحمل این معلم پایین نمیاد برای مواجهه با سختی های که تو کلاس و مدرسه براش پیش میاد؟! مگه خشونت های فیزیکی و کلامی یکی از نتایج همین اوضاع سخت اقتصادی نیست که روزانه در اطراف خودمون و در هر قشری از اقشار جامعه می بینیم؟!

حالا تصور کنید این معلم مجبور باشه به کار دوم و سوم و مسافرکشی و ... هم رو بیاره . بفرمایید ایشون کِی و چطور استرس های ناشی از شغلهای چندگانه اش رو برطرف کنه؟ بله؟

و حال یه خبر بدتر ! امسال علاوه بر اینکه بازنشسته ها رو برگردوندن سرکلاسها، خیلی از معلمها رو هم مجبور کردن دو شیفت تدریس کنن! (غیر از اونهایی که قبلا هم به خاطر وضع بدِ معیشتی مجبور بودن شیفت دوم هم برن مدرسه!) خب بفرمایید این معلم کِی به خودش و خانواده اش و اعصاب و روانش برسه؟ کِی مطالعه کنه؟ کِی برای کیفیت تدریسش فکر کنه؟ کی تنش ها و استرسهایی که تو دو شیفت تدریس به 70 -80 دانش آموز بهش تحمیل شده رو از خودش دور کنه؟ تاااااازه در نظر داشته باشید بعضی که نه! خیلی از این دانش آموزا با مشکلات رفتاری و روانی و تحصیلی و خانوادگی از خانواده هایی با مشکلات عدیده که کمترینش مشکل اقتصادی خانواده است پا به کلاس درس اون معلم خسته و فرسوده گذاشتن؟!!!!!

....

من به هیچ عنوان حق رو به اون معلمی که دست رو دانش آموز بلند کرده ، نمیدم ؛ ولی بهتره نگاه کنیم و ببینیم سهم یقه سفیدها و مسئولان شیکی رو که صبح به صبح با ماشین آنچنانی با شیشه های دودی! و راننده ی شخصی ، از شمال شهر (آنجا که من و شما رو حتی راه هم نمیدن!)از خطوط ویژه ای که من و شما حق عبور ازش رو نداریم ، عبور می کنند و در دفتری بزرگتر از چند کلاس ما در هوای مطبوع و بدون آلودگی صوتی و تصویری می نشینند و سر ساعت هم قهوه و دمنوش و نیم چاشت مقوی و میوه ی نوبرانه و ناهار مخصوصشون رو نوش !!!جان می فرمایند و یه جلسه با حق جلسه ی آنچنانی با افرادی مثل خودشون ترتیب میدن و برای خالی نبودن عریضه ، خودنویس و قلم چند صد هزارتومانی خود شون رو روی کاغذ می چرخانند و بخشنامه های از سر شکم سیری صادر می کنند و اوضاع مملکتی را برای سالها و دهه ها و قرنها ویران می کنند !

من پشت اون آدم بیچاره ای که از سر ناچاری و از بدِ روزگار معلم شده و دست رو دانش آموزش دراز کرده ، اون مسئولی که تربیت معلم رو تعطیل کرد رو هم می بینم . اون مسئولی که شأن اجتماعی و اقتصادی معلم رو اینقدر پایین آورد که مجبور شد دو شیفت و سه شیفت کار کنه رو هم می بینم !  و اون مسئولی که معلم رو مجبور کرد دو شیفت تدریس کنه ، و در کل اون مسئولانی که فرهنگ و اقتصاد کشور رو فدای جیب خودشون و فرزندان و فک و فامیلشون کردن!

اگه فریادی هست باید سر مسببان اصلی این اتفاق تأسفبار کشید !

****

همین الان فکر کنم وزیر آ.پ (اینقدر این وزارت خونه ی بی نوا ! وزیر و سرپرست عوض کرده ، نمی شناسمش!)در تلویزیون ظاهر شدن و فرمودن به هیچ عنوان کمبود معلم نداریم . چرا که بعضی کلاسها توسط معاونین مدارس اداره می شوند و اونهایی که میگن معلم کمه این کلاسها رو نمی بینن!!!!!! (واقعا دیگه حوصله ی جواب دادن به این فرمایش جنابشون رو ندارم ! شما خودتون هر چی دلتون خواست نثارشون کنید !)

******

بعدا نوشت:

یه مورد دیگه رو هم اضافه کنم که اگه از دو موضوع قبلی مهمتر نباشه کم اهمیت تر هم نیست . و اون شرایط مدارس و کلاسهای مدارس ماست!

تصور کنید حجم زیاد کتابهایی که باید آموزش داده بشه و زمان کم که اصلا متناسب با اون حجم کار نیست . و از طرف دیگه یه فضای کوچیک و تعداد زیااااااااااد دانش آموزان یک کلاس رو در نظر بگیرید که برای هر دانش آموز حتی یک متر هم فضا وجود نداره !!!!!!  همین محیط و شرایط فیزیکی و تفاوتهای صد و هشتاد درجه ای دانش آموزان یک کلاس با نیازهای متفاوت و متکثر رو بگذارید کنار شرایط منحصر به فرد زندگی هر کس که معلم هم میتونه یکی از اون هرکسها باشه! خب انتظار چه نتیجه ای دارین؟؟؟؟؟؟ 

معلم فرشته است؟ امامزاده است؟ پیغمبره؟ صاحب معجزه است؟؟؟؟ ... 

کاااااااااش دستی از غیب برون آید و کاری بکند !!!!!!!!

......

پ ن2:

 از شما چه پنهان، امسال به خاطر همین شرایط وحشتناک محیطی که خود من دچارشم ، دنبال راه در رو از آموزش و پرورش می گردم !!!!! چند بار از مدیر مدرسه و معاونین و ... شرایط بازنشستگی پیش از موعد و باز خرید و انتقالی و ... رو پرسیدم . خلاصه ی کاسه ی چه کنم دست گرفتم ...  :-))

 

۲ ۲۰ آبان ۹۸ ، ۲۱:۱۷
سپیدار

1-

تو خبرها شنیدم آموزش و پرورش سال آینده سی هزار معلم کم داره !

2-

اونطوری که شنیدم تو دو سال آینده ،خیلی از مدیران و معلمان منطقه مون بازنشسته میشن . یعنی 2 سال تحصیلی آینده همین منطقه ی ما نیاز به صدها نیرو خواهد داشت که جای خالی رفتگان رو پر کنند . و این یعنی صدها فرصت شغلی که فقط تو منطقه ی ما ایجاد میشه .  

مدیر مدرسه ی ما هم خودش جزو همین صدها نفره (صدها نفر که غلوه! حالا هر چند نفر! ) و به گفته ی خودش خیلی از مدیران و معاونان و معلمان منطقه باهاش  هم همدوره هستند و تقریبا با هم بازنشسته خواهند شد. 

***

اولش به نظرم اومد که اتفاق خوشایندی در شُرف وقوعه . بالاخره بازنشسته شدن اینهمه فرهنگی یعنی ایجاد شدن جای خالی ؛ و جای خالی هم یعنی استخدام نیروهای جدید .

طبعا خوشحال شدم که حداقل اینطوری برا تعدادی جوون تو این منطقه و سی هزار جوون تو کشور ، فرصت شغلی ایجاد میشه و گذشته از اون ، نیروهای تازه نفس وارد آموزش و پرورش میشن و این یعنی شادابی بیشتر انشاءالله.

تو همین خیال خوش بودم که از مدیرمون پرسیدم بعد از بازنشستگی میخواد چه کار کنه؟ (نه این که من برا اون روز موعود به شرط حیات ، خیلی برنامه دارم خواستم بدونم بقیه چه نقشه ای کشیدن! ) جواب شنیدم که : بازنشسته نمیشم و تصمیم دارم تو آموزش و پرورش بمونم!!!!!

تو ادامه ی خبر اول مطلب هم گفته شد برای پُر کردن کلاسها و مقابله با کمبود 30 هزار معلم ، از معلمهایی که دارن بازنشسته میشن استفاده ی مجدد خواهند کرد!( تا حالا سعی کردین آخرین قطره ی آبمیوه یا شیر رو از داخل پاکت خارج کنید؟ یا تا حالا دیدین کسی آب بریزه تو ظرف رب و خالیش کنه تو غذا تا خدایی نکرده کسی متوجه نشه قبلا تو اون ظرف رب بوده؟ تا حالا اینقدر گرسنه بودین ته بشقابتون رو هم لیس بزنید؟ ... هیچی ! شما هم چه کارهایی می کنیدآ !)

...

بله ! به همین راحتی ! آموزش و پرورش اعلام نیاز میکنه و بسیاری از بازنشسته ها قبول می کنند چند سال دیگه به خدمتشون ادامه بدهند ! و به همین راحتی جوانان بیکار همچنان بیکار می مانند !( نه اینکه حق و حقوق معلمهایی که فول تایم کار می کنند رو خیلی به موقع میدن ، و نه اینکه اصلا اون حق و حقوق خیلی زیاده ! آدم وسوسه میشه شصت سال دو شیفت کار کنه ! )

...

پیش خودم فکر می کنم این خودخواهیه که بازنشسته ها با کمترین امتیازی قبول می کنند بمونند و جاشون رو به جوانترها ندهند . اگه بازنشسته ها قبول نکنند بعد از بازنشستگی همچنان سر کار بیان، مدارس و کلاسها رو که نمی تونن خالی بگذارند مجبور میشن نیروهای جدید رو به کار بگیرند . اما حیف که خیلی ها از ماها جز خودمون کس دیگه ای رو نمی بینیم. 

...

نمیدونم ! شاید دلایل منطقی برا این کارشون دارند و روزی که خودم هم به سن بازنشستگی برسم تصمیم بگیرم پا جا پای اونها بگذارم ! ولی عجالتا و با عقل الآنم نظرم اینه که بازنشسته ها تا جایی که امکان داره باید جا رو برا جوونترها خالی کنند !

***

پ ن: اگه تا زمان بازنشستگی خودم و سپید مشق زنده باشیم ، باید به این مطلب یه نگاهی بندازم ببینم اونوقت نظرم چیه؟  :)

بعدا نوشت: خیلی از کسانی که بعد از زمان بازنشستگی همچنان تو مدرسه می مونن استدلالشون اینه که بعد از سی سال سر کلاس رفتن ، تو خونه حوصله شون سر میره و برای گرم کردن سر خودشون مجبورن برن مدرسه ! ... بهشون حق میدم ... ولی شاید راه های بهتری هم وجود داشته باشه ! 

۲ ۲۵ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۷
سپیدار

ضمن احترام به تمام معلمهایی که با جون و دل کار می کنند و هیچ کمبود و مشکلی مانع خوب بودنشون نیست . مخصوصا معلمهای خوب مقطع ابتدایی و مخصوصاتر ! معلمهای کلاس اولی :

اولین روز مدرسه بعد از تعطیلات نوروزی . از کلاس 40 نفری 30 نفر غایبند و 10 نفری اومدن . 

معلم کلاس به معاون مدرسه میگه تو بیا دعواشون کن که چرا اومدن؟!!!!!

10 تا بچه ی کلاس اولی به جای تشویق، باید مؤاخذه و بازخواست بشن که چرا به قانون و وظیفه شون عمل کردن!!!! معلومه که سالهای دیگه این 10 نفر هم به اون 30 نفر اضافه میشن و از هر فرصتی برای تعطیل کردن کلاس استفاده (سوء استفاده ) می کنن!

همین ها فردا میشن دانشجو و نصف ترم تحصیلی کلاس و دانشگاه رو می پیچونن!

همین ها میشن کارمند و "امروز برو فردا بیا" تحویل مردم میدن .

همین ها میشن ...

◇◇◇

معلم کلاس پنجم مدرسه است . به پسر بچه های 11-12 ساله میگه: ایرانی ها هیچ افتخاری تو تاریخ ندارن . هر چی رو که می بینین خارجی ها کشف یا اختراع کردن !!!!

فکر کنید در طی 30 سال متوسط 1000 نفر ، دانش آموز این معلم میشن . 1000 نفر که فکر می کنند مرغ همسایه غازه و ما هیچ مرغی نداریم . کسانی که" نمی توانیم" تو وجودشون ریشه دوانده!

◇◇◇

معلم مدرسه است و با افتخار میگه : من اجازه نمیدم هیچ وسیله ی ایرانی وارد آشپزخونه ام بشه ! همه چی باید بهترین برند خارجی باشه !!!!

این معلم چطور میخواد به بچه های کلاسش یاد بده که برای ایران و ایرانی ارزش قائل بشن؟!!!

◇◇◇

معلم مقطع راهنماییه . تو کلاس همه اش گوشی دستشه تا آخرین اخبار فوتبال ایران و جهان رو به اطلاع شاگرداش برسونه . و بدون تدریس کتاب، 6 سوال (دقیقا 6 سوال ) رو به بچه ها میده و همون ها رو ازشون امتحان میگیره !

◇◇◇

مدیر مدرسه است ولی به خاطر کمبود معلم یکی از درسهای بچه ها رو هم همزمان تدریس می کنه و مثلا مهارتها و سبک زندگی یاد بچه ها میده . چطوری؟ کاری نداره 10 -20 تا سوال میده دست بچه ها و میره به کارهای مدیریتیش برسه!

بچه ها از این معلم سبک کدوم زندگی رو یاد می گیرن ؟!!

◇◇◇

پ ن1: هیچ نظارت و کنترلی بر عملکرد منِ معلم ، مدیر ، رییس و بقیه کارکنان آموزش و پرورش وجود نداره ! هیچ کس نمی گه تو کلاس چه کار می کنی؟ بازده کارِت چیه؟ هیچ ملاک و معیاری هم برای اندازه گیری و قضاوت وجود نداره ! نمیدونم راهش چیه ولی اینطوری هم که ما داریم میریم امیدی برای رسیدن دیده نمیشه ! آموزش و پرورش رو کاغذ میگه کار و برنامه ام درسته ولی رو زمین ، خیلی فشل و یلخی و هردمبیل و باری به هر جهت و ولش کن و سخت نگیر و ... است ! خیــــــــــــــــلی!

با این آموزش و پرورش به کجا میریم؟ ... ناکجاآبادی که کاش ترکستان بود!

پ ن2: امروز از اون روزایی بود که دلم میخواست غُر بزنم!

۲ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۰۱
سپیدار

امسال سال عجیب و مزخرفی برای آموزش و پرورشه!

1

چند روز پیش به طور اتفاقی یکی از دوستان همکار رو که تو شهرستان بهارستان استان تهران ، معاون یه مدرسه است ، تو خیابون دیدم و ازش چیزی شنیدم که غیر از تأسف چیزی نداره !

به گفته ی ایشون :

به جز چند مدرسه ی خاص و نور چشمی، تو بقیه ی مدارس ابتدایی این شهرستان ، در هر مدرسه  یک کلاس ، بدون معلم روزگار میگذرونه! و هر زنگ یک معاون که کار سبکتری داره و میتونه ، میره و کلاس رو اداره می کنه !!!

فکر کنید : ماه چهارم تحصیلی ! در کل شهرستان ! هر مدرسه یک کلاس ! بدون معلم اداره میشه !

اداره ی آموزش و پرورش شون هم میگه همینی که هست ! بودجه برای استخدام معلم نداریم !

...

2

تو آموزش و پرورش هر معلمی که 20 سال و بیشتر سابقه داره یک روز تقلیل داره . یعنی یک روز مدرسه نمیاد . تو سنوات گذشته این یک روز به ورزش و هنر و قرآن اختصاص داده میشد و توسط معلم های دیگه این روز پر میشد !

البته سالهای گذشته بعضی همکارا خودشون کلاسشون رو اداره می کردن و حقوق این یک روز رو مدرسه به خود معلم کلاس میداد . اما ...

امسال همکارانی که تقلیل دارن مدرسه نمیان و آموزش و پرورش هم هیچ فکری برای این یک روز نکرده و کلاسها توسط اولیا و انجمن مدرسه اداره میشه !!! (به قول دختر همساده : دست و جیغ و هورااااااااا)

...

3

داشته باشید که وزارت آموزش و پرورش جزو چند تا وزارتخونه است که امسال بیشترین همایش رو برگزار کرده ! همایش هایی که میدونید و می دونیم یعنی چی!!!!!!

...

تا وقتی آموزش و پرورش اینقدر فشل و ناکارآمده ، امیدی به اصلاح امور نیست !

۲ ۰۶ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۵
سپیدار