سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱۹۴ مطلب با موضوع «ادبیات» ثبت شده است

 متن کامل ترانه ی مرگ بر آمریکا شعری از محمدمهدی سیار و با صدای حامد زمانی 
 برای دیدن متن اصلی و صحیح ترانه  و دانلود آهنگ به ادامه مطلب رجوع کنید.
۰ ۱۳ آبان ۹۲ ، ۱۳:۰۵
سپیدار

در هجوم تشنگی در زیر خورشید تموز...

پای در زنجیر خاک تفته می نالد گون:

"روزها را می کنم پیمانه با آمد شدن"

غوک نیزاران لای و لوش می گوید جواب:

"چند و چند این تشنگی؟خود را رها کن همچو من

پیش نه گامی و جامی نوش و کوته کن سخن"

بوته ی خشک گون در پاسخش گوید خموش

"پای در زنجیر خوش تر تا که دست اندر لجن..."

*****

دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، دفتر شعر"در ستایش کبوترها"

شاعر شعر زیبای"به کجا چنین شتابان/گون از نسیم پرسید...."

 پ ن: به نظرم یه جور ترجمه ی "هیهات من الذله" حضرت اباعبدالله علیه السلام هم هست!

۰ ۱۲ آبان ۹۲ ، ۰۰:۰۰
سپیدار

باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد

گاهی بهشت در دل آتش میسر است

عید قربان مبارک

 

البته مشکل همون "گاهی"یه!!!  "گاهی" بهشت در دل آتش میسر است نه"همیشه"!!!

 

۰ ۲۴ مهر ۹۲ ، ۰۹:۰۵
سپیدار

ماه من غصه چرا؟

ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر
که هنوز
بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می‌خندد

یا زمینی را که
دلش از سردی شب‌های خزان
نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟
تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من
دل به غم دادن و از یاس سخن‌ها گفتن

کار آنهایی نیست
که خدا را دارند

ماه من
غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید

یا دل شیشه‌ای‌ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود
که خدا هست خدا هست هنوز

او همانیست که در تارترین لحظه شب
راه نورانی امید نشانم می‌داد

او همانیست که هر لحظه دلش می‌خواهد
همه زندگی‌ام
غرق شادی باشد

ماه من...غصه اگر هست بگو تا باشد
معنی خوشبختی
بودن اندوه است

این‌همه غصه و غم
این‌همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه
میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین
ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می‌خواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز

(قیصر امین پور)

۰ ۱۸ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۱
سپیدار