سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۳۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

ما خونوما:

ناراحتیم : خرید

خوشحالیم: خرید

استرس داریم: خرید 

بی حوصله ایم : خرید

...

خلاصه تو هر حالتی خرید کردن رو دوست داریم و خود نفس خرید کردن حالمون رو خوب می کنه !

همین منی که خیلی اهل بازار رفتن و بازارگردی نیستم ، چند روز پیش  با رفیق جان گفتیم بریم خرید درمانی ! و حین پروسه ی درمان ، چیزی که خیلی به چشمم اومد و خیلی هم غم انگیز بود ، دیدن آقایونی بود که تو فروشگاه ها هر گوشه و جایی که پیدا کرده بودن با کیسه های خریداری شده نشسته بودن و خسته و بی حوصله اطراف رو نگاه میکردن ، لابد منتظر خانومهاشون که برای چندمین بار اون پاساژ رو دور بزنن !

نمیدونم از زیاد گشتن خسته بودن یا از زیاد و گرون خریدن ! یا هر دو ! یا از گشتن و پیدا نکردن چیزهای مناسب! یا هر سه !

هر چی بود غبار خستگی ها و نگاه نگرانشون تو ذهنم نشست و فکرم رو مشغول کرد.

...

هر سال این موقع به بچه ها میگم هوای باباهاشون رو داشته باشن و فکر بچه هایی که ندارن هم باشن ! امسال تو دیدار با اولیایی که فقط پدرها بودن ، ازشون خواستم تو خرید عید زیاده روی نکنن و بچه ها رو بی خیال و بی توجه به اوضاع خانواده و  پرتوقع بار نیارن !اما صحنه های اون روز باعث شد فکر کنم چطور به مامانا بگم هوای همسرانشون رو داشته باشن ! فکر نمی کنم دیدن پدر خسته و نگران و ولو شده تو پاساژ برای بچه ها منظره ی خوشایندی باشه !

*************

پ ن: دقت کردین وقتی یکی از اقوام نزدیکمون یه کالایی رو تولید می کنه یا تو کارخونه ای کار می کنه ، سعی می کنیم در و همسایه و دوست و آشنا رو ترغیب کنیم به خرید از تولیدات اونها؟!!! ...

... ایرانی بخریم .

۲ ۰۳ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۰۰
سپیدار

طبق معمول هر سال که بچه ها برای درس علوم با سنگ کاردستی درست می کنند ، امسال هم این برنامه رو داشتیم .

اما کار یکی از بچه ها که به قول خودش با کمک پدرش روی یه سینی پلاستیکی - که زیر کیک های خامه ای میگذارن ساخته برام تازگی داشت : چاه آب با سطل !

 

*****

این هم دو جور "جوجه" که برای درس "ج" ساختن:

******

بی ربط: چند وقت پیش یادم رفته بود برگه روانخوانی یه درسی رو ببرم مدرسه و تو کلاس به شوخی به بچه ها گفتم: چرا یادم ننداختین برگه رو بیارم؟

امروز مادر یکی از بچه ها برام پیام گذاشته : حلما میگه خانم ارجمند گفته یادش بندازیم برگه ی روانخوانی درس چ رو بیاره!

یعنی حافظه ی برتر که میگن ، منم ! کار از ضربدر و نخ بستن و تو یادآوری و زنگ گوشی گذاشتن گذشته ! بچه ها یادم میندازن

................................................................

پ ن: به خاطر بعضی گرفتاریها پیک این هفته آماده نشد . ان شاءالله پیک بعدی هفته ی دوم اسفند و بعد از نشانه های "خوا" و تشدید!(البته اگه پیک عید بگذاره!)

۲ ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۵۹
سپیدار