سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱۵ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

این مطلب رو دکتر یونس تو بیمارستان دریاییش با عنوان "از جرعه تو خاک زمین، در و لعل یافت/بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم..." منتشر کرده:

دعوت این پیغمبر دعوت سختی است، ایشان به خدای متعال قول داده که من همه اینها را پاک و پاکیزه تحویلت میدهم، بارشان را می کشم و پاک می آورم و تحویل شما می دهم؛ لذا فرمود «حَمَّلَهُ‏ ذُنُوبَ‏ شِیعَتِه»‏، بار گناهان اینها روی دوش من. این معنایش این نیست که برویم گناه کنیم؛ بلکه معنایش این است که بدانیم که بار گناهان ما روی دوش اوست.

فرمود من اینها را پاک می کنم و یکی از بهترین وسایل تطهیر، بلاست.

خدای متعال برای این که ما را پاک کند، یک شب تا صبح بیمارمان می کند، فقیرمان می کند و ...، آن وقت این وجود مقدس، جزو مهربانی هایش این است که گفت خدایا بلایش را من می کشم، طهارتش را به امتم بده؛ این است که هیچ پیغمبری به اندازه این پیغمبر اذیت نشده است، چون می خواهد همه را برساند، شما بلا و مصیبت سیدالشهداء را ببینید، مصیبت حضرت زهرا و امیرالمومنین را ببینید، روایت دارد همه اینها مصیبت های نبی اکرم است که بین اهل بیتش تقسیم شده است...

سیدالشهداء بار بلایی را که نبی اکرم می خواستند با آن عالم را ببرند، به دوش کشیده و قبول کرده است، لذا «حُسَیْنٌ‏ مِنِّی‏ وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏».. ما را با محبت خودش با بلاء خودش سالک کرده و در قیامت هم همینطور است، در قیامت هم بار ما را میکشد.

در روایات آمده است که فرمود: «در همین لحظات آخر حضرت جبرئیل آمد. پیامبر به او گفت: جبرئیل کجا بودی که در این حالت من را تنها گذاشتی؟ عرض کرد: یا رسول الله رفته بودیم آسمان ها را تزئیین کنیم، ملائکه را آماده کردم صف در صف آماده استقبال شما هستند فرمود: جبرائیل اینها من را خوشحال نمی کند، یک چیزی بگو خوشحال بشوم، عرض کرد: چه چیزی شما را خوشحال می کند؟ فرمود: خدای متعال با امت من می خواهد چه کند؟ رفت و برگشت این آیه را برای بار چندم آورد، «وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی»(ضحی/5)، خدای متعال می فرماید پیغمبر ما اختیار را دست شما می دهیم، هرچه می خواهید دست گیری کنید تا راضی بشوید».

پی نوشت ها: قسمتی از سخنرانی استاد سیدمهدی میرباقری:شناخت رسول اکرم(ٌص) در قرآن/نبی، رسول، شاهد، مبشر، نذیر، داعی و سراج منیرعالم. http://mirbaqeri.ir/articles/

پ ن : 

۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۱۵:۳۱
سپیدار

شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفتی:"چند خواهی خوردن از این شراب ، که خرد از مردم زایل کند؟! اگر به هوش باشی بهتر."

من جواب گفتم :"حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت ، که اندوه دنیا کم کند."

 جواب داد :"بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد . حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهوشی رهنمون باشد ، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را بیفزاید ."

گفتم که :" من این از کجا آرم؟"

گفت:"جوینده یابنده باشد." و پس ، سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت ...

(قسمتی از سفرنامه ناصرخسرو که در کتاب "جای پای ابراهیم، سفرنامه حج" محمد ناصری ، سوره مهر آمده)

 

پ ن : تو زمون ما ، دیگه چه چیزایی مردم رو به بیهوشی دعوت می کنند؟ اوووووووووه ! اینقدر زیادن که فقط کافیه به دور و برمون نگاه کنیم!

۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۱۵:۳۵
سپیدار

تو زیارت جامعه کبیره می خونیم:

بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ 

یعنی بوسیله ی شماست که باران فرود می آید!

داره بارون میاد . . .

۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۲:۳۱
سپیدار

الحمدلله داره بارون میاد!

هر چند نم نم ولی خیلی لطیفه! صدای خوردن قطره های بارون رو برگهای درختها و بوی خاک بارون خورده بلند شده !

نشستم تو آستانه در اتاق کوچولوم ، رو به حیاط و اجازه میدم بارون سرم رو خیس کنه!

میگن دعای زیر بارون مستجابه:

االهم صلی علی محمد و آل محمد

اللهم عجل لولیک الفرج

اسئل الله من فضله

۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۱:۴۸
سپیدار

آرزو به دل موندم تو ماه رمضون ، وقتی روزه ام و تشنه! برم یه لیوان آب خنک بخورم و یه دفعه یادم بیفته که ای واااااای من روزه بودم!

حالا اگه یه روز تو روزهای عادی سال روزه بگیرم ، تا یه هفته وقتی میرم سراغ آب ، با خودم میگم نکنه من روزه ام؟!!!!!!

۰ ۱۲ تیر ۹۳ ، ۱۵:۳۱
سپیدار