سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۱۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

توی یکی از درسهای کتاب فارسی اوّل دبستان ، اسمی از "شاهنامه" شاهکار فردوسی بزرگ اومده. بعد از این درس ، کتاب شاهنامه رو بردم مدرسه تا بچه ها ببینند .( از کَت و کول افتادم ، از بس سنگین بود! اصلاً فکر کنم بعد از کار معدن!!! معلمی سخت ترین کار دنیاست!شاید هم قبل از کار معدن! کسی چه میدونه؟!!!) بعد از اینکه قصه به دنیا اومدن زال و دو - سه تا از خوان های رستم رو براشون تعریف کردم، کتاب رو چند دقیقه در اختیار گروه ها قرار دادم تا خوب ببینندش. (تصویر چند تا از خوان ها تو کتاب بود و می خواستم بچّه ها با علم به موضوع ، عکس ها رو ببینن.)

ببینید مهشید چه ذوقی کرده!

بچّه ها خیلی این تصویر مربوط به " رستم و جادوگر" رو دوست داشتن!

چند تا عکس قشنگ هم تو ادامه ی مطلب هست ...

پ ن: کار پیک عید تموم شده ولی ... نمیشه pdf ش کرد!!!!!! wordش هم تو سیستم های مختلف اینقدر به هم ریخته میشه که ...!!!!!

۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۱۶
سپیدار

یکی از همکارا فُرس ماژور ، تو کلاس یه آزمون ریاضی نوشته بود و زحمت چاپش رو هم کشیده بودند . (همچین همکارای زرنگی دارم من)

قبل از امتحان بهم گفتن یکی از سؤالا اشکال داره! (من هم فقط تا همین جاش رو شنیدم و پیش خودم گفتم : چه کاریه؟!!! میگم اون سؤال رو خط بزنن و حل نکنن![و اینطوری صورت مسأله رو پاک کردم!]

اون سؤال...

موقع گرفتن آزمون به این سؤال که رسیدم به بچه ها گفتم:

بچه ها یه چیز جالب ! این سؤال رو نگاه کنید!...(میخواستم بگم یه ضربدر گنده روش بکشین و نمیخواد حلّش کنید!)

که یه دفعه نازنین با خوشحالی داد زد: اِ... آینه!!!! ... ولی اینطوری نمیشه حلّش کرد ... باید برگه رو برگردونیم! (با یه خوشحالی و برقی تو چشاش این حرف رو زد و برگه رو برعکس گذاشت جلوش که کِیف کردم)

رفتم بالا سرش...با ذوق داشت حروف رو برعکس می نوشت!

اشکال سؤال ، کشیدن خط تقارن عمودی بود و راحت میشد به بچه ها گفت خط تقارن افقی رو رنگ کنن و اون یکی رو ندید بگیرن! که ما ترجیح دادیم کل سؤال رو ندید بگیریم

دیگه اینکه کشیدن نیمه دوم این شکل (واقعیش!) کار بچه ها نیست!

پ ن: گرفتن این آزمون به دیدن ِ این ذوق نازنین می ارزید...

۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۴۱
سپیدار

از حضرت فاطمه سلام الله علیها روایت شده که پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله فرمودند:

مَثَلُ الإمام مَثل الکعبة إذ تُؤتی وَ لا تَأتی؛

امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آن که (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید.

بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353

فقط نشسته و گفتیم : خدا کند که بیابی...

 

۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۰۹:۳۰
سپیدار