سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

۲۴ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

امروز 4 دی روز میلاد حضرت مسیح علیه السلام بود.*

  تولد عیسی بن مریم ، پیامبر بزرگ و اولوالعزم خدا ، بر مسیحیان و مسلمانان مبارک

 از حضرت عیسی علیه‌السلام سؤال شد که با چه کسی همنشین باشیم؟ 

فرمود: «من یذکّرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغّبکم فی الاخرة عمله؛

 در مجلس کسی حضور یابید که دارای سه ویژگی باشد: 

اول: دیدار او شما را به یاد خدا اندازد.

 دوم: گفتار و اندیشه او بر منطق و دانش شما بیفزاید. 

و سوم: کردار او شما را به آخرت تشویق کند.»

(تحف العقول، ص۴۴؛ بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۴۹)

 *  هر چند این تاریخ دو ، سه قرنی بعد از عروج حضرت مسیح به آسمان، به عنوان روز میلاد اون حضرت انتخاب شده!!!

۰ ۰۴ دی ۹۲ ، ۲۳:۰۳
سپیدار

هفته ی پیش نشانه ی ( اِ   ِ   ـه   ه ) رو تدریس کردم. این نشانه یکی از سخت ترین نشانه ها هم برای یاد دادن و هم برای یاد گرفتنه! معمولا یه هفته ای براش وقت میگذاریم.

چهارشنبه بعد از تدریس، شکل نشانه ی ( اِ ) رو تو دفترکار بچه ها کشیدم و برای اینکه شکل نشانه تو ذهنشون بمونه کلمه ی (امام) رو مثال زدیم و نوشتیم . به عنوان تکلیف ازشون خواستم یه تصویر از امام جلوی اون نشانه بچسبونن.

برای نشانه ی نشانه ی (  ِ  )باکاغذ رنگی و تکنیک اوریگامی ، یه مداد درست کردیم  و تو دفترکارشون چسبوندن . 

 برای نشانه ی ( ـه   ه ) تو دفترشون یه ستاره ی بزرگ کشیدم و ازشون خواستم به سلیقه ی خودشون براش چشم و ابرو و ... اضافه کنن.

شنبه دفترها رو نگاه کردم. نقاشی های قشنگی با نشانه های ( اِ   ِ   ـه   ه ) کشیده بودن. اما چیز جالب عکس امام بود.

بیشتر بچه های کلاس عکس امام خمینی و آیت الله خامنه ای رو چسبونده بودن. سه نفر هم نقاشی امام با صورت نورانی ( نقاشی یکی از چهارده معصوم علیهما السلام).

 از دیدن دفتر ستایش جا خوردم! 2 تا عکس از روزنامه کنده و چسبونده بود . کوچک و سیاه و سفید.

یک عکس از آیت الله جوادی آملی و یک عکس از مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی!!!     :)

۰ ۰۴ دی ۹۲ ، ۱۶:۳۲
سپیدار

از به خون خفتن یک شیر ، چهل روز گذشت

از مصاف سر و شمشیر ، چهل روز گذشت

از همان روز بلا ، روز عطش،  روز فراق

و از آن روز نفس گیر، چهل روز گذشت

از همان روز که بر چشم یل لشگر عشق

بوسه میداد لب تیر ، چهل روز گذشت

از اسیری و از آن لحظه که ناموس خدا

بسته شد در غل و زنجیر ، چهل روز گذشت

از زمانی که همان شیر زن کرب و بلا 

شده این گونه زمین گیر ، چهل روز گذشت

و از آن روز که زینب ز غم دوری دوست

چون چهل ساله شده پیر، چهل روز گذشت

از غم و غصه و بیداد ، چهل روز گذشت

و ازآن روز غم و غصه و فریاد چهل روز گذشت

۰ ۰۲ دی ۹۲ ، ۱۲:۵۹
سپیدار

این هم فال حافظ شب یلدای ما:

کی شعر تر انگیزد ، خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

غمناک نباید بود از طعن حسود ، ای دل

شاید که چو وابینی ، خیر تو در این باشد

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

کمی بی ربط: نمی دونم چه حکمتیه که وقتی برای دیگرون فال حافظ می گیرم، معمولا ، شرمنده م نمی کنه و جواب درست میده(لزوما درست مساوی خوب و خوش نیست!) اما برای خودم ،سر در نمیارم چی میگه! حافظ بیچاره هم ،سرش گیج میره و میمونه چی بگه!!!

۰ ۰۱ دی ۹۲ ، ۰۲:۰۳
سپیدار