سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

خداوندا! خوارم کن اما مردم آزارم مکن!

شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸، ۰۹:۰۳ ب.ظ

Image result for ‫میرمهنا‬‎

باز نیمه شب از آن نیمه شبهای میرمَهنا بود ، و مهتاب ، مهتاب میرمَهنا، و دریا ، دریای میر مهنا ، و جنون ...

باز، قصه ، قصه ی بیتابی وبی خوابی میرمهنا بود و پناه بردنش به ساحل بی تاب و بی خواب ریگ ، و جنون ، که با عشق ، هیچ فاصله نداشت .

- خدایا! سالهاست که با پای برهنه ، به این قدک کهنه رضا داده ام . همین ، تنها همین را برایم باقی بگذار تا پیش روی دوستانم خجلت زده نشوم و پوزخند پنهان مردمان را احساس نکنم!

خدایا! کاری کن که حتی بد اندیش ترین آدم ها نیز نتوانند مرا به مدارای با دشمنان امت و ملت ، و به خودخواهی ، لذت خواهی ، و مقام خواهی متهم کنند .

 خدایا! توان خیانت کردن به مردم را از من بگیر! توان دل بستن به مال، دل بستن به زن ، و بیشتر خواستن را از من بگیر .

من به راه مردان تو می روم .این راه را چندان ناهموار و دشوار مکن که از پا درآیم . دستم بگیر که محتاج دستگیری توام .

خدایا! رضایت وجدان می خواهم ، نه رضایت خویشان و دوستان .

خداوندا! کینه ام را به دشمنان سرزمینم عمیق تر کن،زبانم را تیزتر کن ، پایم را استوارتر کن ، زبونی ام را کمتر کن ، شاید بتوانم سنگی از کوه های سنگی دردهای مردم بردارم و از بار عظیم غم های شان بکاهم .

 خدایا بیکاره ام مکن ، بی مصرفم مکن ، عیاشم مکن ، وراجم مکن ، بهانه گیرم مکن ، خودباورم مکن ، اسیر تنم مکن ، پیش فرزندان سرزمینم سرافکنده و سرشکسته ام مکن ، در به درم کن اما دلبسته به زر و زیورم مکن .

خدایا کاری مکن که کودکان ، آنگاه که از مادران و پدران خود می پرسند " این میر مهنا ، برای مردم ما چه کرده است ؟ " هیچ کس هیچ داستانی برای گفتن نداشته باشد .

خداوندا!

اگر داشتن همین تن پوش کهنه ، ذلیل داشتنم می کند ، ندارم کن !

اگر کاشتن اسیر چیدنم می کند ، بیکارم کن !

اگر اندیشه ی خیانت به یاران بر سرم افتاد ، بر سر دارم کن!

اگر به لحظه ی غفلتی در افتادم ، پیش از سقوط ، هشیارم کن !

اگر رنج بیماران ، دقیقه ای از دلم بیرون رفت ، سخت و بی ترحم ، بیمارم کن!

اگر مهر خردسالان از قلب مغلوبم گریخت ، به عذاب الیم گرفتارم کن!

 خداوندا!

خوارم کن اما مردم آزارم مکن!

خدایا!

خوف از ظالم را در من بمیران

و توان آن عطایم کن که تخت سینه ی ناکسان بکوبم- بی ترس از عواقب هراس انگیزش.

خداوندگارا!

 التماس هایم در این شبهای اضطراب بشنو!

فروغ آرام بخش نگاهم باش

 روشنی دلنشین راهم باش

 سوز و گرمی خالصانه ی آهم باش!

خداوندا!

دریاب مرا! دریاب مرا! دریاب مرا که بی تو هیچم هیچ ...

آمین یا رب العالمین!

.......

 "بر جاده های آبی سرخ " نادر ابراهیمی

نظرات (۱)

آه.. نادر ابراهیمی و متن های دل انگیز و باشکوهش.. روحش شاد.. 

پاسخ:
هر چی بیشتر ازش میخونم بیشتر می فهمم چقدر عزیز و شریف و بزرگ و محترم و مومن و ایرانی و .... بود!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی