سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

دهکده ی چوبین یک ربع ساعت با نیشابور فاصله داره مجموعه ای از چندین بناست مثل مسجد و کتابخونه و موزه و آلاچیق و رستوران و خونه های چوبی ضد زلزله که گفته میشه علاوه بر اینکه میتونن قرنها سالم بمونن تو جایی که موریانه زیاده ، زلزله ی 8 ریشتری رو هم میتونن تاب بیارن.

مسجد چوبی

ایوان جلوی مسجد چوبی

http://www.makanbin.com/khorasanrazavi/files/2014/01/-%DA%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-1389698227.jpg

داخل مسجد و نمای محرابش

اگه یه جستجوی اینترنتی ساده بکنین با تصاویر رؤیایی از این دهکده روبرو میشین . تصاویری که دلتون رو میبره و هوایی تون می کنه برای اقامتی حداقل یک شبانه روزی تو اونجا !  آلاچیق ها و سوئیت های چوبی و کاهگلی ، رستوران چوبی فوق العاده زیبا ، مسجد چوبی معرکه اش با اون آبنمای قشنگ مقابلش ، نانوایی جالبش با اون مجسمه ی بامزه ی بالای سقفش ، خونه های چوبی یا کاهگلی ای که نمای بیرونشون پر از گل و سبزه ست و داخلشون با وسایل چوبی تزیین شده ، پنجره های چوبی قشنگی که رو به باغچه و فضای باطراوت اطراف باز میشه! محیط و فضای داخلی و پیرامونی دهکده که میگن توش دامپروری و کشاورزی انجام میشه با باغهای میوه اش ، شکی برات نمیگذاره که دلت می خواد حتی شده یه شب تو این دهکده ی خیال انگیز اقامت داشته باشی و شبی رو تو سکوت دلنشین دهکده سحر کنی و تو هوای معطر به بوی چوب و کاهگل و علفش نفس تازه کنی!

موزه و کتابخونه ی دهکده

http://media.mehrnews.com/old/Original/1393/01/07/IMG01591833.jpg

داخل موزه- طبقه اول

اما ...

اما اینطور نیست و فقط سایه و خیالی از اون همه زیبایی مونده ! انگار تو تمام دهکده خاک مرده پاشیده شده ! همه جا خاکی و خبری از آب و آبنما نیست ! درختها و سبزه هاش هم اونقدر که تو تصاویر به نظر میرسه شاداب نیستن . درِ رستورانِ زیباش تخته شده و خیلی وقته بوی دود و نون از نانواییش بلند نشده ! سوئیتها و آلاچیقها متروکه و مخروبه شدن و خیلی وقته مسافری باهاشون همنشین و همنفس نشده .  دیگه خبر چندانی از اون همه سرسبزی و سرزندگی توش نیست!

نانوایی دهکده با مجسمه ای گِلین روی بامش

یه روزی این مکان زیبا رستوران دهکده بود !

رستورانی که الان پشت تخته ها زندانی شده!

به نظرم اومد این دهکده شباهتهای زیادی به موزه ی میراث روستایی گیلان داره ولی اون کجا و این کجا ؟!شاید به خاطر اینکه اون موزه تو شماله و لب جاده و این یکی دور از پایتخت و دور از جاده !

احتمالا به خاطر تردد کم مسافر تو این مسیر احیای این مجموعه خیلی مقرون به صرفه نباشه ... نمیدونم شاید هم اگه واقعا محیطی دنج و زیبا طبق نقشه ی اولیه و با همون اهداف ساخته بشه خیلی ها حاضر باشند روزهایی از سال رو از هیاهوی شهر ببُرند و اونجا خلوت گزیده بشن ! ... یکیش خودِ من !

یکی از سوئیت هایی که روزی مسافرانی توش زندگی کرده اند.

در هر حال ، دیدن دهکده ی ویران و متروکه و مقایسه اش با آنچه که بوده و باید باشه دل آدم رو میسوزونه !

سورپرایز این بخش از سفر برای من دیدن نانوایی سنتی خیام تو مسیر این دهکده به مشهد بود ، جایی نزدیک آرامگاه خیام ... نون های سنتی و خوش مزه ! ...

خیلی شبیه همون نونهایی که مادربزرگ می پخت ! اگه تو نیشابور زندگی می کردیم هر چند روز می رفتم از این نونوایی نون می خریدم ! مطمئنا نون بیات این نونوایی از نون داغ و تازه ی شهری خیلی خوشمزه تره !

این نونوایی یکی از بهترین و فراموش نشدنی ترین بخش های سفر بود و حسرت اینکه چرا یه عالَمه نون ازش نخریدم !

پنجره - دهکده چوبین - نیشابور

بعد از دیدن قدمگاه مقصد بعدی و اصلی سفر ما مشهد بود .

و اما مشهد...

بماند برای پست بعد  ...

مهندس حمید مجتهدی معمار و مالک دهکده ی چوبین.

توضیحات تصویر جالبه . حوصله ام نکشید دوباره اونارو تایپ کنم . تونستین بخونیدش ! :))

این هم سطل زباله ی چوبی دهکده! آدم دلش نمیاد توش آشغال بریزه :))

۹۶/۰۴/۱۵

نظرات (۲)

چقدر زیبا بوده
وقتی می خوندم پستتون رو پیش خودم برنامه ریزی می کردم هر طور شده انشاا..به این روستا بریم اما وقتی کامل خوندمش خیلی ناراحت شدم واقعا حیف به این روستا رسیدگی نشده
پاسخ:
هنوز هم این روستا رو باید دید . شاید همین رفتن و دیدن ماها باعث بشه ترغیب بشن برای بازسازیش :)
راستش تو نیشابور و جلوی آرامگاه خیام اینقدر پر از مسافر بود که زیراندازهاشون رو پهلو به پهلوی هم انداخته بودن ولی تا آب خوردنشون رو هم با خودشون آورده بودن و می دونیم این جور مسافرها فایده ای برای رونق گردشگری یه شهر ندارند . اگه یک چهارم اینها هم از روستا دیدن می کردن احتمالا صاحبان و متولیانش تشویق می شدن برای سرمایه گذاری و مرمت دهکده .
ان شاءالله دهکده چوبین درست بشه و ماها هم بتونیم یکی دو شب تو اون کلبه های کاهگلی بمونیم :)
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۸:۳۹ دکتر یونس
آخی.. من مستندش رو دیدم که صاحب اونجا با چه سعی و تلاشی خودش با چوب های متفاوت و با چه وسواسی اونجا رو ساخت.. پسرش میگفت یه بار میاد میبینه یه مسافری یکی از کنده های چوبی که با زحمت طراحی کرده بوده رو انداخته تو آتیش تا چیزی بپزه، قلبش میگیره.. ولی تو مستند اونجا سرپا بود 
پاسخ:
آره من هم یه چیزایی از اون مستند رو دیدم ... کاش یکی مثل خودش هوای دهکده اش رو داشت ... 
مسجد این دهکده و مسجد موزه میراث روستایی گیلان رو خیلی دوست دارم ... حس و حالشون فوق العاده است ... یه بوی مدهوش کننده ای دارن!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی