سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

خودت مریز، خودت جمع کن، خودت بخرش

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۵۰ ب.ظ

سلام بر شب زیبای قدر تا سحرش

قطار باغ بهشت است و باز مانده درش

به سمت و سوی دلم آمده ست و سوزنبان

فرشته ای ست که قرآن گرفته روی سرش

صدا از آینه و سنگ در نمی آید

کسی که غرق تو باشد نمی رسد خبرش

شبی ست روز تر از صد هزار سال و دریغ

از این دلی که در این شب شکسته بال و پرش

سیاه نامه تر از خود... تو آبرو دادی

خودت مریز، خودت جمع کن، خودت بخرش

بگیر دست زمین را، زمانه ی تلخی ست

ببر زمین و زمان را به سمت خوب ترش

کجاست آن که به تقدیر خلق آگاه است

سلام و عرض ارادت،به ساحت نظرش

مسافران قطار بهشت در شب قدر

دعا کنید که او باز گردد از سفرش

نغمه مستشارنظامی

خودت مریز ، خودت جمع کن ، خودت بخرش ...

مرا هزار امید است و ... هر هزار تویی

۹۶/۰۳/۲۷

نظرات (۱)

التماس دعا
پاسخ:
عاقبت به خیر بشین ان شاءالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی