سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

برای آن که باید باشد و ... نیست !

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ

امروز فهمیدم هیییییییچ کس و هییییییچچی نمیتونه جای « خواهر» رو بگیره . 

آدم بی خواهر ، تنهاست ! خییییییییلی تنها !

۹۵/۱۰/۲۹
سپیدار

نظرات (۵)

۳۰ دی ۹۵ ، ۰۳:۳۶ دکتر یونس
ای ناشکر.. پس من چی ام؟ من ذاتا سنگ صبورم. دهنمم چفته. راه حل های خوب و متفاوت و خلاقانه هم به ذهنم میرسه. زاویه ی دیدم هم متفاوته. سرزنشتم نمیکنم.. دیگه چی میخوای؟
پاسخ:
فدای تو  :)
ولی خواهر  فقط گوش و زبون نیست که عزیزم!  این هست و دسته برای گرفتن دستت و پاست برای  همراهی و هم قدم شدن باهات بعلاوه خیلی چیزای دیگه .
هیچ دوست و همکار و همسایه و هم‌‌... نمی تونه جای یه خواهر خوب رو پر کنه . این حرف رو وقتی قشنگ با پوست و گوشت و استخونت می فهمی که دوستت و همکارت و ... نباشند یا در دسترس نباشند و تنها گزینه ات خواهرت باشه . اگه وجود نداشته باشه اونوقت جای خالیش رو مثل یه حفره ی بزرگ و خالی حس می کنی!
فاصله ها، دوستی ها رو کمرنگ و به مرور زمان پاک می کنه ولی دوری و فاصله نمیتونه رابطه ی خواهری رو از بین ببره . به حکم رابطه نسبی و خونی تو بخشی از زندگی و دغدغه ی خواهرت هستی و بالعکس و بخوای نخوای شریک غم و شادی هم.
به خاطر نداشتن خواهر خیلی به روابط خواهرانه اطرافیانم دقت می کنم تقریبا تو همه شون چیزی هست که بین بهترین دوستی ها هم نیست ! ...
البته حرفم درباره ی خواهر به معنای «باید»ش هست وگرنه میدونم که خواهر ناخواهر هم داریم .
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۰۰ مامان کلاس اولی
سلام
مشکلات دختر کلاس اولی من در نیمه سال تحصیلی

1- در حین نوشتن تکلیف 20 بار پاک کنش رو گم می کنه و تا شعاع 2 متری باید بگردم پیدا کنم گاهی هم پیدا نمی شه و دردسر زیاد

2- در حین نوشتن تکلیف مدام یا داره پاک کنش رو قبل از گم شدن با نوک مدادش سوراخ می کنه یا داره در حاشیه صفحات قبلی دفتر مشقش گل و بلبل می کشه

3-از نوشتن دیکته شب بیزاره خصوصا اینکه خانومشون دیگه دیکته شبها رو نگاه نمی کنه هر بار که می خوام به نوشتن دیکنه شب راضیش کنم به مرگ خودم راضی می شم.

4-راضی نمی شه هرگز یک متن روانخوانی از یک نشانه رو بخونه آخرین بار که اصرار کردم رفت کتاب داستان آورد و جای متن ،کتاب داستان خوند و انصافا تا آخرش روون خوند اما ابدن راضی به خوندن متنهایی که من می دم بهش نمی شه

5-علاقه وافری به نوشتن با خودکار پیدا کرده علی رغم اینکه می گه خانومشون تنبیهشون می کنه اما تازگیها خودکارهامون رو تو جامدادیش پیدا می کنیم روان نویس رو که عاشقشه
می گه اگه می خوای دیکته شب بنویسم باید با روان نویس یا خودکار حتی ماژیک بنویسم

6-مدادهاش رو تیز نمی کنه و خط خیلی بدی پیدا کرده

7-بزرگ می نویسه

8- نقطه ها رو گرد نمی ذاره و بیشتر یک خط 2 - 3 میلی متری می ذاره تا نقطه

9-مداد گلی اش رو هم خیلی وقته استفاده نمی کنه همه خط فاصله ها رو با مشکی یه وضعیه اصلن

10-آزمون علوم شفاهی داشت باهاش کار کردم کنسل شد تا هفته بعد باز که خواستم یه مرور با هم بکنیم علی رغم تهدیدها و التماسهای بنده راضی نشد که نشد می گه همه رو بلدم وقتم تلف می شه با این کارا

11- تمرینهایی که از وب شما می گرفتم با علاقه حل می کرد اما مدتیه می گه چه لزومی داره تکلیف زیادی انجام بدم دیگه پرینت نگیری ها من نگاشونم نمی کنم

12-کتاب کمک درسیشون کلاغ سفیده گاهی در هر نشانه یک دو سه خط دیکته داره منتظر می مونم بیاد بگه مامان برام دیکته بگو اما نمی یادد جمع می کنه می ذاره تو کیفش آخر شب که می رم سراغ کیفش می بینم از خودش دیکته نوشته و گاهی جملاتی بسیار آسون مثلا بابا آب داد

13-می گم مامان انقدر جدیدا بد خط شدی خانومت جریمه ات نمی کنه می گه منو دوست داره کاری به من نداره اما به بقیه همکلاسیهام می گه باید دوباره مشقتون رو بنویسید اما چون من زرنگ هستم و قبلن خوب می نوشتم اصلن متوجه نمی شه چه جوری می نویسم

14-مهمتر از همه اینها اینکه دیگه نه تهدید اثر می کنه نه تشویق اصلا دیگه حرف گوش نمی کنه

چکار کنیم خانوم معلم یه راهکاری چیزی ؟؟

از اول سال اینطوری نبودها عالی بود عالی یه دو هفته ای می شه اینطور شده و روز به روز بدتر




پاسخ:
سلام مامان عزیز
دختر شما هییییییچ مشکلی نداره . هدف از نوشتن مشق و املا کسب توانایی خواندن و نوشتنه که الحمدلله دختر شما نشون داده به این توانایی رسیده .
پس مشکل کجاست؟ ... احتمالا اینه :
ما معلمها ، مخصوصا معلمهای کلاس اول ممکنه خواسته یا ناخواسته دچار یک اشتباه بشیم که منجر به ایجاد این مشکل بشه ! تصور کنید من به عنوان معلم کلاس اول تو کلاسم دانش آموزانی داشته باشم که تو خوندن و نوشتن هیچ مشکلی نداشته باشند در این حالت ممکنه یکی از این دو اشتباه رو مرتکب بشم .
1- توجه بیش از حد به دانش آموزان زرنگ و توانا
 2- نادیده گرفتن دانش آموزان زرنگ و توجه زیاد به دانش آموزان ضعیف !
معلمهای خوب اگه اشتباه کنند معمولا دچار اشتباه دوم میشن . یعنی توجه و نگرانی شون برای دانش آموزان ضعیف و کمبود وقت باعث میشه دانش آموزان قوی رو فراموش کنند . تکالیف اونها رو نبینند ، ازشون تکلیف نخوان ، ایرادهای اونا رو نبینن و ... خلاصه اینطوری به آرامی دانش آموزان زرنگ انگیزه شون رو از دست میدن .
احساس می کنم دختر گل شما هم گرفتار اشتباه اینچنینی یه معلم خوب شده که نگرانیش برای بچه های ضعیف ، حواسش رو از بچه های زرنگ پرت کرده .
دختر شما هنوز کوچیکه و نیاز به تشویق و توجه معلمش داره . اینکه خوب بنویسه یا بخونه ولی معلمش نبینه حتما براش خوشایند نیست . برای همین دیگه انگیزه ای برا انجام تکالیفش نداره . اگه من جای معلم دخترتون بودم دوست داشتم مشکل رو از زبان شما بشنوم .
....
پس دختر شما مشکلی نداره نگران نباشید .
متن روانخوانی نمی خونه ؟ ایرادی نداره ! اون که کتاب قصه رو قشنگ می خونه !
دوست داره با خودکار بنویسه؟ اجازه بدین تو دفتر یا برگه ی دیگه ای با خودکار و روان نویس بنویسه . الانسان حریص بما منع! منع ، عطشش رو بیشتر می کنه . اما ازش بخواهید یک بخش از متن رو یک بار با مداد خوش خط بنویسه و یک بار هم با خودکار یا روان نویس . (علت اینکه ما معلمهای کلاس اول اجازه نمیدیم با خودکار بنویسند اینه که بچه ها کنترل کاملی به خودکار ندارند و بد خط می نویسند . اگه بتونن خودکار رو کنترل کنند اشکال نداره گاهی امتحان کنند)
نوشتن ساده و یکنواخت ، مخصوصا اگه معلمش نبینه باعث خستگیش میشه .
گاهی از کاغذ کالک برای تمرین خوشنویسی استفاده کنید . کاغذ رو با یه متن خوش خط بهش بدین تا رونویسی کنه . نوشتن با ماژیک روی روزنامه باطله . خوندن یه متن که برعکس نوشته شده . کشیدن نقاشی برای یک متن و درست کردن کتاب قصه . نوشتن قصه برای یک یا چند تصویر میتونن تکالیف خوبی باشند برای بچه ها . به شرطی که خودشون دوست داشته باشند . تو انجام این تکالیف می تونن از وسایلی که دوست دارن استفاده کنن و اونطوری که خودشون دوست دارن انجامش بدن .
نکته ی مهم اینکه وقتی خسته شد اجبار به نوشتن نکنید . تنبیه یا تشویق شما خیلی نمی تونه رو نحوه ی انجام تکالیف مدرسه اش اثرگذار باشه . تکلیف رو معلم میده و ایشون باید نسبت به تکالیف دخترتون عکس العمل نشون بدن . اما تشویق شما (مثل همبازی شدن با دخترتون ، رفتن به پارک و ...) در قبال فعالیتهای خاصی که بهش میدین میتونه مؤثر باشه . (فعالیتهایی که با تکالیف مدرسه فرق داشته باشه .)
مهمتر اینکه : حتما با معلم خوب دخترتون صحبت کنید . این مشکلات گاهی از چشم ما معلمها پنهان میشن و اطلاع دادن شما میتونه خیلی کمکمون کنه!

زمــان انسان ها را تغییر می دهد درحالی که خاطره ها باقی اند؛ و این تضاد بین دگرگونی آدم ها و ثبات خاطره ها دردناک است ...

روی دوستی ها همیشه نمیشه حساب کررد ! حقا ک خواهر برادر یه چیز دیگست
پاسخ:
خواهر و برادری خوبه که در عین حال دوست هم باشند ! 
رابطه ی دوستی و بعد مسافت یه رابطه ی معکوسه. با افزایش فاصله دوستی کم میشه ؛ اتفاقی که برا خواهر و برادر نه تنها نمی افته که یه کم فاصله رابطه شون رو محکمتر هم می کنه !
...
رسیدن به خیر ! :))

تشکر خانم معلم ^__^

اتفاقا یک کتابی خریده بودم ، و ناگهان یاد وبلاگ شما افتادم !
D:
پاسخ:
 چه کتاب خوبی :))
کی دکترا می گیرین؟
دکتری کجااا بود ! تو فکر اینم باید در اوج خداحافظی می کردم :)) وقتی هنوز نمره 20 تو کارنامم بود D:
پاسخ:
تنبلی موقوف ! 
آدم یا نباید درس بخونه یا اگه خواست بخونه باید تا آخرش بره !
کارشناسی و ارشد رو که الان دیگه بیشتر آدم ها دارن ! اگه حرف مدرک هم باشه الان باید مدرک بالاتری داشت ! (صد البته که کار و زندگی از دانشگاه و مدرک دانشگاهی مهمتره !)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی