سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ب.ظ

همه ی شهدا عزیزند. نمیشه دوستشون نداشت ! شوخی نیست از"جان "شون ، تنها سرمایه ی بدون عوض و جانشین شون گذشتن !

تقریبا کسی رو نمیشه پیدا کرد که شهدا رو دوست نداشته باشه ؛ همه - حداقل در حرف و ظاهر - در بزرگداشت و احترام به شهدا متفق القول اند و در زمانهایی گاهی حتی شهدای شاخص و نامدار دفاع مقدس شعار و نشان گروه های متضاد اعتقادی قرار گرفته و می گیرند . 

برا اینکه این شهدا با دشمنِ بدون نقاب طرف بودن ، دشمنِ شناخته شده! دشمنی که ایستادن در برابرش اگر چه کارِ هر کسی نیست ولی کسانی که در برابر این دشمن می ایستند و جانشون رو از دست میدن پیشِ همه عزیزند و یا حداقل نمیشه علنی ازشون برائت جست. و مربوط بودن به اونها ، افتخاره!

اما بعضی دیگه از شهدا هستند که با دشمنِ بانقاب مواجه بودن . دشمنی که شناختنش کارِ هر کسی نیست . کسی هم که تو این مبارزه شهید بشه شاید لازم باشه سالها و دهه ها و حتی قرن ها بگذره تا کسانی به اهمیت کاری که کردن آگاه بشن .

شهدایی که خودشون پرچم اند و نشان و راهنما ! یعنی هیچ جور نمیشه اونها رو پرچم هر تفکر ، نشان هر گروه و راهنمای هر راهی قرارشون داد! اصلا خودشون راهند و راهنما! اینقدر خودشون و حرف و عملشون شفاف و روشن هست که نمیشه در هر جایی قرارشون داد. نمیشه پشت شون سنگر گرفت ! اینها شهدایی هستن که اگه نشه با توپ و تانک و از راه دور از سر راه برداشته بشن ، دست هایی هست که حاضر باشند از فاصله ای نزدیک گلوله ای به سینه و مغزشون شلیک کنه و یا با بمبی جمعشون رو حذف فیزیکی کنه! ... شهدای شاخص ترور!

شهدایی که نه با دشمن خارجی که با دشمن در لباس دوست طرف بودن ! شهدایی که همه دوستشون ندارن ! شهدایی که دشمن هم دارند ! شهدایی که زودتر از زمان خودشون بودن و بیشتر از دوران خودشون می فهمیدن .

از جمله ی این شهدا صیاد شیرازی ، بهشتی ، حسن آیت و ...

و یکی از مهمترین ، مظلوم ترین و گمنام ترین این شهدای شاخص شهید "عبدالحمید دیالمه " که همراه شهید بهشتی تو انفجار حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید!

شهیدی که تا 3 دهه بعد از شهادتش حتی اسمش هم بایکوت بود و بعد از گذشت بیش از 3 دهه از شهادتش هنوز هستند کسانی که چشم دیدن روی ماهش رو ندارن!

****************

شهید دیالمه ، شهید محبوب من بوده و هست! قبلا کتاب کوچک " آقا وحید" رو درباره اش خونده بودم . کتابی کوچک با 90 خاطره ی چند خطی خانواده و دوستان شهید  و امسال کتاب جدیدی درباره اش چاپ شد .

دیالمه - محمد مهدی خالقی و مریم قربان زاده - نشر معارف

این کتاب حول و حوش 190 صفحه ای، هر چند نمی تونه بزرگی و ارزش این شهید رو به طور کامل نشون بده ولی می تونه کمی غبار غربت از چهره ی به عمد مستور شده ی اون کنار بزنه. 

کتاب شامل خاطرات خانواده و دوستان دکتر عبدالحمید دیالمه است . کسی که به اسم "وحید" خوانده میشد . خاطراتی از کودکی و نوجوانی ، دانشگاه ، مبارزات و سخنرانی ها و نقدهایی که دیالمه بر شخصیت ها و چهره های مشهور داشت . چهره هایی که "آقا وحید" با مطالعه ی دقیق آثار اون ها ، انحراف در تفکرشون رو کشف کرده بود .

کسی اگر او را نمی شناخت ، باور نمی کرد این جوان لاغر اندام با این محاسن بلند و قد و قامت متوسط ، همان وحید دیالمه باشد که آوازه اش دانشگاه های مشهد را برداشته است . کسی باورش نمی شد این وحید دیالمه که تمام عمر دانشجوییش را با یک کُت سرکرده ، از خانواده ای اصیل و صاحب نام تهرانی باشد و پدرش سرهنگ بازنشسته و دکتر مملکت...

بهار جوانی وحید گرچه کوتاه بود ، اما بذرهایی که کاشت بعدها به گُل نشستند و جزئی از گلستان انقلاب شد . وحید آن روزها این گونه غریب نبود . او یکی از تأثیرگذارترین و شناخته شده ترین جوانانِ پیش برنده ی نهضت امام در مشهد مقدس به حساب می آمد . چه می شود کرد؟! سی و چند سال از شهادتش می گذرد، اما کمتر کسی او را به عنوان یک متفکر و استاد عقاید اسلامی می شناسد .

کم قصوری نیست که فعال ترین جوان انقلاب اسلامی در مشهد ناشناس باقی بماند .(دیالمه -ص9)

قبلا هم یه مستند به اسم "وحید آقا" تولید شده و بخش هایی از این کتاب در اون مستند هم هست .

شخصیت علمی و متفکر شهید دیالمه هنوز هم در بازار سیاست گم هست و تاکنون کاری در شأن اون شخصیت جامع انجام نشده ولی خدا رو شکر که حداقل اسمش بعد از سه دهه از شهادتش شنیده شد . هر چند این انعکاس اونقدر ناقص بود که "وحید"ی رو که علما او را زبان گویای اسلام ناب و مشابه هشام ابن حکم بهترین شاگرد امام صادق علیه السّلام می دانستند، کسی که قبل از انقلاب برای اولین بار دعای کمیل را در دانشگاه های مشهد راه انداخت، مجمع احیای تفکرات شیعی رو بنا گذاشت ، کسی که حتی مقدار ساعت سخنرانیش از شهید مطهری هم بیشتره ، خلاصه کرد در چند سخنرانی و موضع گیری علیه سران جبهه نفاق!

پیکر شهید دکتر عبدالحمید دیالمه در یکی از رواق های صحن حرم حضرت معصومه علیهاالسلام در مجاورت شهید مفتح دفن شده است .

******

چند سال پیش که رفته بودم نمایشگاه کتاب، طبق لیست پیش می رفتم و یکی یکی کتابها رو میخریدم. 

تا اینکه رسیدم به کتاب "آقا وحید" که تو لیست جلوش نوشته بودم دفتر نشر معارف.

انتشارات دفتر نشر معارف انقلاب رو پیدا کردم ولی هر چی چشم گردوندم نه تنها این کتاب رو ندیدم، اصلا گروه خونیش به این کتاب نمی خورد ! رد شدم و بقیه ی کتاب ها رو خریدم . 

نمی تونستم از خیر کتاب " آقا وحید" بگذرم . از اطلاعات سراغ کتابم رو گرفتم و گفتن نیست!!!

دوباره برگشتم سراغ دفتر نشر معارف انقلاب ! و سراغ آقا وحید رو گرفتم.

مسؤل غرفه با اخم گفت : نداریم!

گفتم : آخه کتاب مال انتشارات دفتر نشر معارفه!

با اخم و عصبانیت گفتند: ما انقلابیم!!!

متوجه منظورش نشدم : چی؟

با تندی فرمودند: ما نشر معارف انقلابیم!

آقایی که جلوی غرفه بود راهنماییم کرد به چند تا غرفه جلوتر.

چند تا غرفه اونورتر "دفتر نشر معارف(وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها)" بود و کتاب آقا وحید رو هم داشت! کتابی کوچیک با عکس شهید دیالمه روی جلد!

آقا وحید

گویا حساب معارف انقلاب هم مثل "ذخیره"هاش از خود انقلاب جداست!

************

بخش هایی از این کتاب :

1

وحید خودسازی فردی، کسب آگاهی دینی و آمادگی دینی را شرط اول ورود به عرصه های سیاسی می دانست. بعضی ها جنبه انقلابی قوی ای داشتند و از نظر مذهبی ضعیف بودند . عده ای بچه مذهبی های خوبی بودند اما کُمیت انقلابی بودنشان می لنگید . وحید اما جمع هر دو بود . یک مسلمان انقلابی معتقد . به نظر او تا وقتی مبنای اعتقادی آدم درست نباشد؛ عرصه سیاست او را به انحراف می کشاند . (ص33)

*

2

دانشکده ادبیات، علوم، پزشکی و سالن ابن سینا مکان هایی بود که وحید بیشترین سخنرانی هایش را ارائه می کرد . 45 دقیقه صحبت می کرد و باقی وقت را به پرسش و پاسخ اختصاص می داد. سالن پر می شد از جمعیت . سقف جلسات 2 ساعت بود که معمولا 6-7 ساعت طول می کشید ، متعارفش 5 ساعت بود! در زمان سخنرانی عده ای می ایستادند تا صندلی ها خالی شود . پیش می آمد همین چند ساعت را نصف جمعیت سرپا باشند . همه هم سؤال داشتند . سؤال های جدّی. یک بار آریایی ساعت گرفت ، وحید 8 ساعت توی دانشکده ادبیات سرپا بود!(ص94)

*

3

شریعتی را دوست داشت و او را برای انقلاب و اسلام مفید می دانست ، اما استفاده از آثار شریعتی را به استفاده از بخاری خرابی تشبیه می کرد که دود می کند . هر چند که فضای اتاق را گرم نموده اما به مرور افرادی را که در آن فضا تنفس می کنند ، آلوده می کند . او معتقد بود آثار شریعتی نیز هر چند که به برخی از مبارزین گرما و شور انقلابی می بخشد، اما در صورت اکتفا به آثار او به تدریج منحرف می شوند .(ص103)

*

4

وحید می گفت کار رهنورد مثل این است که شما اصلاً دایی و عمو ندارید اما یک کسی بیاید بگوید عموی فلان کس ساواکی است و بعد شروع کند 20-30 صفحه در این باره بنویسد و صحبت کند . رهنورد همین کار را با اسلام می کند .(ص110)

*

5

مرکز تبلیغات پیروان ولایت فقیه از گروه های اسلامی ای بود که با نظر وحید کار می کرد . متن 24 سؤال از رئیس جمهور ، از طرف دانش آموزان این مرکز و با کمک وحید نوشته شد . شعار " بنی صدر- دیالمه ؛ بحث آزاد پیش همه" بر زبان بسیاری از جوانان مسلمان جاری بود و بر دیوارهای تهران و مشهد نوشته می شد . بنی صدر که وحید را می شناخت به صلاح خود ندانست با او درگیر شود .(ص118)

۹۵/۰۵/۱۹

نظرات (۱)

منم این کتاب رو خیلی دوست داشتم. دلیل بایکوت حتی اسم شهدایی مثل دیالمه و آیت کاملن مشخصه. چون این ها سرسخت ترین مخالفان نخست وزیر وقت جناب آقای میرحسین موسوی بودند، چرا باید اجازه بده که مخالفینش به عنوان شهید به مردم معرفی بشن؟ اینطور خودش میره زیر سوال.. تازه اونم میرحسین با اون روحیه دیکتاتوری و انتقادناپذیری و بلاهتش.. یه متن میخوندم راجب شهید آیت ببین چند سال قبل از انقلاب چه پیش بینی های دقیقی کرده، چه برنامه ریزی هایی.. اون میگه طبق پیش بینی های من انقلاب سال 63 باید پیروز میشد و همین زودتر اتفاق افتادنش و آماده نبودن انقلابی ها کشور رو دچار اون مشکلات سالهای اول کرد.. آیت سال 60 میگه یه روزی مبارزه با میرحسن موسوی سخت تر و پرهزینه تر از مبارزه با آمریکا میشه برای نظام.. ببین تا کجا رو میدیده.. خود دیالمه تو صحن علنی مجلس علیه میرحسین و زنش و اینکه اونها با انقلاب زاویه جدی دارند صحبت میکنه..
پاسخ:
بالاخره کم جرمی نیست چیزهایی رو زودتر از وقت دیدن و فهمیدن و افشا کردن!
فقط دلم میسوزه که چرا اونوقت کسی اینها رو اونطور که باید نشناخت!
یه حسرت دیگه هم تو این کتاب دوباره برام زنده شد : کاش امام اجازه میداد بهشتی کاندیدای اولین دوره ریاست جمهوری میشد!  :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی