سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

هر چند جز شرنگ نصیب ام نشد ، ولی

ما ایستاده ایم هنوز استکان به دست!

امروز یه تصمیم سخت گرفتم! به خاطر بعضی چیزها مجبور شدم مدرسه ام رو عوض کنم!

بیست روزی فکرم رو مشغول کرده بود! امروز هم که مدیر ازم خواست تا آخر شهریور فکر کنم و بعد تصمیم بگیرم ، قبول نکردم و ...

به قول دوستم کاخی که برا خودم تو اون مدرسه ساخته بودم رو رها کردم و خواستم که برم یه جای دیگه! جایی که توش غریبم!

خداییش هم کلاسم بهترین و مجهزترین کلاس مدرسه مون بود ... و کلی براش طرح و نقشه داشتم ... ولی ...

سخت ترین بخش تصمیم گیری، جدا شدن از بهترین رفیق و همکارم بود ... (کسی که باورم نمیشه اینقدر شبیه هم بوده باشیم ! اینقدر دور و اینقدر نزدیک!)

عوضش کلاسم رو به ارث گذاشتم براش! :))

***

خدایا ! من به هر خیری که بر من ببارانی ، فقیرم!

***

هم رفتن اش خطاست و هم باز گشتن اش

چون ارّه در گلوی سپیدار مانده است

...........

شعر ها همه از علیرضا بدیع

۹۵/۰۳/۲۶
سپیدار

تغییر

نظرات (۱)

فک کنم بیش تر از امکانات، این احساس آرامش تو محیط کاری هستش که اهمیت داره...! هر چه قدر هم که تصمیم بگیری مشکلات رو پشتِ درِ کلاس بذاری، باز هم با یه فکر درگیر نمیشه به بهترین شکل عمل کرد!
بچه ها هم تو هر جا که باشن نیاز دارن که تحصیل کنن! چه با عالی ترین امکانات و چه با کم ترین اون ها... فقط کاش تو جاهایی که بچه از نظر وسایل آموزشی محرومیت دارن، معلم های خوبی داشته باشن که از هر چیزی مهم تره :)
...
ان شاء الله هر جا که هستین سلامت باشین... 
 خووووش به حال شاگرداتون خانوم معلم ؛)
...
ممنون به خاطر نصایح ارزشمندتون! آره برنامه داشتن واقعاً مهمه! تو کارورزی هرچی هم که یاد نگرفته باشم، اینو فهمیدم که بچه ها تو یادگیری واقعا تنوع طلب هستن و برا این که کلاس رو سرحال نگه داری، باید همیشه چیز جدیدی برا گفتن و ارائه کردن داشته باشی!  حتی حرف های تکراری رو هم باید به یه شکل جدید بهشون بگی ! خعلی سخته اما من دوست دارم! D: خدا خودش کمک کنه! :)))
پاسخ:
دقیقا آرامش مهمه!
ولی کلاً انسانها نسبت به هر تغییری حتی شده کم جبهه می گیرن ! بالاخره تو هر تغییری انتظار مواجهه با ناشناخته هاست و روبرو شدن با ناشناخته ها معمولا با ترس همراهه! و البته با امید!
اینکه آدمها کمتر مایل به تغییر محل زندگی، شغل ، محل کار و ... هستن یکی از دلایلش به نظرم همین ترس از روبرو شدن با ناشناخته هاست. و یکی دیگه از دلایلش شاید اینه که آدمها معمولا خیلی زود به چیزها و اشخاص وابسته و دلبسته میشن یا حداقل عادت می کنن و این دل کندن و ترک عادت مشکله!  ...  آدمها برده احساس و بسته ی عادتهاشونن متاسفانه یا خوشبختانه!
....
درسته بود و نبود امکانات خیلی مهم نیست . جایی که آرامش نباشه امکانات حتی همون آسایشی که فلسفه ی وجودی شون هست رو هم به آدم نمی تونن بِدن!
اینجا هم که بودم از اول امکانات نداشت و هر سال اولیای کلاسم یکی از لوازم و امکانات رو تهیه کرده بودن و چون برای تهیه ی هر جزئی زحمت کشیده بودم دل کندن ازشون کمی برام سخت بود . مثل کسی که آروم آروم و با تلاش خودش مثلا برا خونه اش جارو برقی، لباسشویی، ظرفشویی، ماکروفر و ... تهیه می کنه و یکباره مجبور میشه از همه شون دل بکنه و از اول شروع کنه!
سخت ترین بخش این تصمیم جدا شدن از یه دوست خوب بود ، یه همزاد...  نه از دست دادن امکانات . دور شدن از دلبستگی ها سختم بود نه وابستگی ها یا عادت!
...
عزیزم! همین که "دوست داری" بیشتر راه رو رفتی! بقیه اش فکر آروم و آرامشِ خاطره ... که ان شاءالله خدا خودش کمک می کنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی