سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

نامه

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۴۵ ب.ظ

اولین سال تدریسم بود. تو یه منطقه ی خیلی محروم معلم پسر بچه های کلاس دومی شده بودم ! جمعیت کلاسم حول و حوش 50 نفر بود!!!

یه دانش آموزی داشتم "هادی" نام ؛ پسر کوچولویی که هنوز اسم و فامیل و چهره و حتی جایی که تو کلاس می نشست رو به خاطر دارم.

هادی طی سال چندین و چند بار ازم پرسید: خانوم! شما چند سالتونه؟

و من هر بار جواب می دادم: هزار سال

آخر سال نامه ای برام نوشت و گفت: حضرت نوح علیه السلام 900 سال عمر کرد . خدا کند شما900 یا 1000سال عمر کنید !

چند روز پیش به طور اتفاقی یه بسته بین کاغذها و کتابهای قدیمی پیدا کردم . بسته ای که پر بود از نامه های بچه های اون سال!

اگر من ممتاز شوم از اداره پدرم به من جایزه می دهند امیدوارم شما فقط آن 19 را بیست بدهید.

این هم چند تا دیگه از اون نامه ها:

سپاسگزارم که به من خواندن و نوشتن آموختی!

البته که خواندن و نوشتن رو معلم کلاس اول بهشون یاد داده بود نه من! ... بنده ی خدا نمی دونست بابت چی باید از من تشکر کنه! برای همین از سال بعد رفتم کلاس اول!

*****

به خانه ما تشیف بیاورید

سید مهرداد رو خیلی دوست داشتم . پسر کوچولوی فوق العاده تمیز و با سلیقه و زرنگ! که توک زبونی حرف میزد!

قلب تیر خورده از نمادهای همه ی انواع نامه تو اون دوران بود

*****

اگر روزی کنم تو را فراموش من را بخورد دو تا موش


پ ن: امروز امتحان ارشد داشتم . ولی یادم رفت برم امتحان بدم ! ... فکر می کردم فرداست ...

۹۵/۰۲/۱۶

نظرات (۴)

قربون حواس جمع!!!!!!
کنکورم مگه ادم یادش میره!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
کندور، مویز، بخورید تا ذهنتون بدتر نشده!!!!!!! (:
پاسخ:
راستش من چیزهایی رو که برام مهم نیستن رو یا نمی بینم یا فراموش می کنم ! کنکور هم یکی از اون بی اهمیت ها بود برام! :)
واقعا مهم نیست ! اگه خدا بخواد سال بعد  :)
فکر نکنم کندر و مویز و ... جواب بدن :))
دیگه باید رو بیارم به خوردن درخت کندر و انگور :))
بابا قربون حواس جمع!! من امتحان یادم نمیرفت. چشم سفیدی میکردم نمیرفتم بدم!
هیچ خبر خوبی و پیشرفتی در اوراتم حاصل نشده.. هنوز اندر خم یک کوچه ام.. پس دعاهای جنابعالی و بچه هات کجا میره؟!!
اومدم نمایشگاه خبرت میکنم.. بیا ببینیمت.. باور میکنی خیلی اتفاقی مسیر رو دیدم؟!
پاسخ:
زنگ زدی؟!!!  بابا من دلم آب شد ! بجنب دیگه!
گفتم که فکر نمی کنم از دعای این نسل آبی گرم بشه  ؛)
(یکی از شاگردام برای اینکه یه زمانی مجبور بودم از طریق تلگرام بعضی تکالیف خاص رو به اطلاع اولیا برسونم دعا کرده بود : به حق علی ! تلگرام قطع بشه ! ) شد؟ نشد که! :))
خودم هم شرمنده ام که دعا هام معلوم نیست کجا راه گم می کنن ! 
...
واقعا؟ چطور میشه یه نفر رو اتفاقی دید؟!! اونوقت اتفاقی هم ، هم رو شناختین؟  ؛ )

جدی جدی سال اول تدریستون نزدیک پنجاه نفر شاگرد داشتین؟!!!!! چی کار می کردین اونوخت؟
...
چند روز پیش همکارتون داشت می گفت: "یکی دو سال دیگه که من بازنشسته بشم چی کار کنم؟! حوصله ام سر می ره آخه؟" منم گفتم خب می تونین تو همین مدرسه غیرانتفاعی سرکوچه دوباره تدریس کنین! " گفت:" نه! مدارس غیر انتفاعی معمولاً تعداد شاگرداش کمه و کسل کننده اس! کم تر از بیست تا معنی نداره! ما دیگه به سی و اندی شاگرد عادت داریم! کلاس باید سر و صدا و هیجان داشته باشه! D: 
...
امتحان ارشد رو خود منم چن روز قبل از آزمون فهمیدم! اونم به لطف بچه های دانشگاه که داشتن کارت ورود به جلسه رو می گرفتن و محل و تاریخش رو با هم چک می کردن! :)))
پاسخ:
آره! واقعا سخت بود!
...
الان که کلاسای مدارس غیر انتفاعی هم نزدیک 30 نفرند!
 البته از اوجایی که تو مدارس غیر انتفاعی یا بچه های خیلی زرنگ هستن یا خیلی ضعیف! با این اختلاف، همون 20 نفر هم زیاده!

ولی تا اونجایی که من دیدم معمولاً تعداد دانش آموزا کم تر از بیست نفره، البته به جز اونایی که مدرسه شون اسم و رسمی برا خودش داره و معلمش شناخته شده اس!
ولی به نظرم مدارس دولتی خیلی خیلی بهتر از غیرانتفاعی ها هستن.
فقط الآن واسه منِ کم تجربه یا شاید  هم بی تجربه ( درسته که صفر نیستم ولی همچین معلم کاملی هم نیسنم! )، سوای موضوعات آموزشی، اداره کلاس و مدیریت  برام مهم تر از همه هست و این وسط تعداد هم بی تأثیر نیست! فک کنم کم کم داره تعداد اپسیلون استرسم میره بالا D:
 میگم احیاناً شما نصیحتی، پندی چیزی ندارین من آویزه گوشم کنم و پس فردا رفتم کلاس کاسه چه کنم دستم نگیرم؟! ؛)
پاسخ:
مدارس دولتی تو بیشتر مواقع از غیر انتفاعی بهتره ! تو مقطع ابتدایی که اگه مدارس خاص رو استثنا کنیم میگم قطعا از غیر انتفاعی بهتره !
نگرانی و استرس به جاست ! ولی مطمئن باش وقتی کلاس مال خودت باشه یعنی برنامه داری براش . اینکه هر زنگ باید چه کاری انجام بدی ؟ همین برنامه داشتن یعنی کار داشتن و کار داشتن هم یعنی با انجام فعالیت کلاس رو اداره می کنی ! مهمترین عامل اینکه کلاس از دست کسی در میره نداشتن برنامه است !
هر چند استاد با تجربه ای مثل همکار جان من کنارته و نیازی به نصیحت من نداری ولی این نکته رو از من داشته باش:
سعی کن از روز اول با آروم ترین صدای ممکن صحبت کنی ! اینطوری بچه ها مجبور میشن برا شنیدن صدات آروم باشن و حواسشون رو بیشتر جمع کنن! هر چی با صدای بلندتر صحبت کنی اونها هم صداشون بالا میره و یواش یواش نظم کلاس از دستت خارج میشه. 
وقتی برنامه داشته باشی و صدات هم اینقدر آروم باشه - البته منظورم یکنواخت بودن صدا نیست . مطمئنم خودت متوجه منظورم میشی - که بچه ها مجبور به توجه کردن بشن اونوقت کلاس تو دستته!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی