سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

آفتابی بفرست/ برف‌گیر است دلم

يكشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۸ ب.ظ

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/13137777-4137-l.jpg

پ ن: الان دلم شدیداً یه همچین جایی می خواد... همین قدر تهی و همینقدر لبریز ... یه آرامش رنگین ... و گرمای دلچسب خورشیدی که مطمئنی هست! ... 

۹۴/۰۹/۲۹
سپیدار

نظرات (۱)

آدم تو زمان های مختلف می تونه در مورد یک مکان مشخص حس های متفاوتی رو تجربه کنه...!
دفعه اول که تصویر رو دیدم برا منم آرامش بخش بود!
اما الآن با دیدن دوباره این عکس به ذهنم اومد که انگاری همین چند ساعت قبل (چهارصد سال قبل!) محمدِ صدر تو  یکی از مدارس اصفهان یاقزوین (دقیقاً نمی دونم کدوم یکی!) که یه جورایی میشه همین عکس بالایی !با یکی از علمای زمان خودش جر و بحث کرده و آخرسر هم نتونسته جواب سوال هاش رو بگیره بگیره و در نهایت هم رفته سراغ شیخ عاملی و شاید هم جناب میرداماد! کسی این جا نیست ولی سر و صداشون رو میشه شنید! :))
♦•♦•♦•♦
مث این که زیادی مزاحمتون شدیم، دیگه یواش یواش زحمت رو کم می کنیم! اگه یکم دیگه هم بمونم واسه همه ی پست های خونده و نخونده کامنت می ذارم! فعلاً با اجازه! :)
پاسخ:
داشتم فکر می کردم محمد صدر کیه دیگه؟!!! خوب شد به حر عاملی و میرداماد اشاره کردی ! 
...
من که با دیدن این عکس بیشتر یاد خواب گرم و شیرین ساعت10 صبح یا 4 بعدظهر یه روز بهاری می افتم ! اونم وقتی داری کتاب میخونی و خوابت برده !   :)))
... معلومه هنوز کم خوابی و خستگی سفر باهامه! :D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی