سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

فروشنده

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۱۵ ب.ظ

روحم- وبالِ پیکرم -را می فروشم

ته مانده های باورم را می فروشم

شعرم، امیدم، دفترم، مهر نمازم

حتی نگاه آخرم را می فروشم

 

هم ردّ پای دوستان رفته ام را

هم اشک های مادرم را می فروشم

بر شانه ام سنگین تر از تقدیر باری ست

گر می خرید از من، سرم را می فروشم

 

روزی عقابی...امشب اما خاک بازم

ای آسمانی ها! پرم را می فروشم

عمری در آتش زندگی کردیم و....رفتند

من مانده ام، خاکسترم را می فروشم

 

دیگر نخواهم دید مردی یا نبردی

حتّی غلاف خنجرم را می فروشم

اینها نیاز رزق امشب بود، فردا

ناگفته های دیگرم را می فروشم...

"امید مهدی نژاد" - رجزمویه

۹۴/۰۶/۲۲

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی