سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

 محبوبم!

من خودم می دانم که مقصود از ضرب ، تکرار کردن عددی است که عدد بزرگتر مضروف فیه و کوچکتر مضروب منه است و من آن عدد کوچکترم . عددی که دیگر نه تقسیم می شود و نه کوچکتر از آن که هست . مانند سکّه ای که خردتر از آن نمی شود ، شکسته ای که شکسته تر نمی شود.

محبوبم!

می دانم عدد جمع ، عددی است که به تنهایی شامل چندین عدد باشد ، و آن عدد شمایی.

مقصود از تفریق ، کم نمودنِ عدد کوچکتر از عدد بزرگتر است.

محبوبم!

مَباد که مرا تفریق کنی ، مباد که مرا از خودت کم کنی . تویی که می دانی من عددی نیستم بی شما . هیچ کس ابن* هیچ کسم.

رازهای من چه می کنند در کوچه هایی که به جست و جوی شما بوده ام.

من آن دستی هستم که همیشه به سوی شما دراز شده است .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از کتاب: دست بردن زیر لباس سیب - محمد صالح علاء- نشر پوینده

* بنت

۹۴/۰۵/۲۶
سپیدار

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی