سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

راز...

چهارشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ۱۰:۲۲ ب.ظ

فرصت های گریزنده را چون قاصدک ها به دست باد نشاندیم.

در خفاخانه های ضمیر خویش چیزی را پنهان نگه داشتیم.

و روزی دانستیم - و تو نیز خواهی دانست - که زمان ، جاودانه بودن همه چیز را نفی می کند.

پوسیدگی بر هر آن چه پنهان شده است ، دست می یابد و افسوس به جای می ماند.

بار دیگر ، شهری که دوست می داشتم. نادر ابراهیمی

۹۳/۰۹/۱۹

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی