سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

زیارت

سه شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۷:۵۸ ب.ظ
 
امروز 20 آبان پایان سال خمسی من بود . برای پرداخت خمس امسالم با یکی از دوستان گرمابه و گلستان ، رفتیم شهرری . نایب الزیاره ی دوستان هم بودیم در حرم سیدالکریم حضرت عبدالعظیم حسنیعلیه السلام. تک تک و گروهی ! به نام و بی نام !

بعد از اینکه سهم و حق اماممون رو دادیم ، متوجه شدیم داره ساعت 3 میشه و ما گرسنه ! دیدیم شرط انصاف نیست شاه عبدالعظیم آمدن و بدون خوردن کباب ، گرسنه برگشتن ! پس شرط انصاف رو به جا آوردیم. ( جای دوستان خالی )

پ ن: نمیدونم چه صیغه ایه که هرکی وارد حرم میشد برا زیارت، بر خودش واجب میدونست از ملت صلوات بگیره. آقا صلوات یکی دو تا ، یکی نیست بگه : بزرگوار! چرا خلوت مردم رو به هم میزنی آخه؟

یک نفر که جو صلواتها گرفته بودش ، یک دفعه با صدای بلند در اومد که : بر قاتلین امام حسین ...( و چون نتونست بگه صلوات ، بعد مکثی طولانی، آروم گفت: لعنت!)

۹۳/۰۸/۲۰
سپیدار

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی