سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

رگهای پیچکی!

جمعه, ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۳۶ ق.ظ

دیروزصبح که پرستار دنبال رگ می گشت تا آنژیو کد رو به دستم وصل کنه ، مجبور شد چند جای مختلف دستم رو با درد و بی نتیجه سوراخ کنه. 

بعد از اینکه سوزن توی دستم 90 درجه خم شد ، بنده ی خدا کلی معذرت خواهی کرد که ببخشید نشد! در آخر گفت : اینبار هم امتحان می کنم اگه نشد خود دکتر انجام میده ! و شد .

پرستار جمله ای گفت که ما که سپیدار باشیم دچار تناقض و بحران هویت شدیم ! ایشون فرمودند که : رگهات پیچکی اند!!!

آخه مگه میشه رگهای سپیدار، پیچکی باشه؟ 

۹۳/۰۷/۲۵
سپیدار

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی