سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

دل آدمی بزرگتر از این زندگیست ، و این راز تنهایی اوست

سپید مشق

چون قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک ! من چو کبوتر؛ نه رهایم ، نه اسیر !
◆•◆•◆•◆
گویند رفیقانم کز عشق بپرهیزم
از عشق بپرهیزم ، پس با چه درآمیزم؟
◆•◆•◆•◆
گره خورده نگاهم
به در خانه که شاید
تو بیایی ز در و
گره گشایی ز دلم...

بایگانی

پای در زنجیر خوش تر تا که دست اندر لجن...

يكشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۰۰ ق.ظ

در هجوم تشنگی در زیر خورشید تموز...

پای در زنجیر خاک تفته می نالد گون:

"روزها را می کنم پیمانه با آمد شدن"

غوک نیزاران لای و لوش می گوید جواب:

"چند و چند این تشنگی؟خود را رها کن همچو من

پیش نه گامی و جامی نوش و کوته کن سخن"

بوته ی خشک گون در پاسخش گوید خموش

"پای در زنجیر خوش تر تا که دست اندر لجن..."

*****

دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، دفتر شعر"در ستایش کبوترها"

شاعر شعر زیبای"به کجا چنین شتابان/گون از نسیم پرسید...."

 پ ن: به نظرم یه جور ترجمه ی "هیهات من الذله" حضرت اباعبدالله علیه السلام هم هست!

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی